Dienstag, 14. Juni 2011

اکثریت نمایندگان پارلمان ایسلند از تغییر دمکراتیک درایران حمایت کردند


 

 

اکثریت نمایندگان پارلمان ایسلند از تغییر دمکراتیک درایران حمایت کردند

دوشنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ / ۱۳ ژوئن ۲۰۱۱
 اکثریت نمایندگان پارلمان ایسلند از تغییر دموکراتیک در ایران حمایت کرده و برای استقرار آزادی و حاکمیت ملی و حفاظت از اشرف فراخوان دادند.
امضا کنندگان دولت ایسلند را به انجام این موارد می خوانند:
ـ ارجاع پرونده نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران به شورای امنیت،
ـ اقدام نزد دولت آمریکا  و سازمان ملل برای خروج نیروهای نظامی عراقی از اشرف، پایان محاصره و تضمین حفاظت براساس « کنوانسیون چهارم ژنو»
ـ به رسمیت شناختن مقاومت مردم ایران برای استقرار دموکراسی
بیانیه اکثریت پارلمان ایسلند
حمایت از مقاومت ایران
حفاظت از اشرف

ـ امواج تغییر سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا و از جمله ایران را در برگرفته و خیزشهای مردمی علیه دیکتاتوری مذهبی، به عنوان مانع اصلی صلح، ثبات و پیشرفت دموکراتیک در منطقه ادامه دارد
ـ رژیم ایران در مواجهه با خیزشها وخواستهای مردم ایران برای تحقق یک ایران دموکراتیک و غیراتمی، به دستگیریهای گسترده و اعدام زندانیان سیاسی، به ویژه اعدام اعضای خانواده های اعضای اپوزیسیون دموکراتیک در کمپ اشرف روی می آورد؛
ـ محاصره علیه ساکنان اشرف که افراد حفاظت شده تحت کنوانسیون چهار ژنو هستند و شکنجه روانی شبانه روزی آنها با بلندگوها ادامه دارد و درحمله ۸آوریل توسط نیروهای دولت عراق و عوامل رژیم ایران، ۳۵ کشته و ۳۵۰ زخمی در میان ساکنان برجای گذشته و یک جنایت جنگی بشمار می رود؛
-راه حل سوم خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت تغییر دموکراتیک درایران بدست مردم و مقاومت را در چشم انداز قرار می دهد
ما دولت ایسلند را به انجام این موارد فرا می خوانیم:
ـ ارجاع پرونده نقض حقوق بشر و سرکوب بیرحمانه مردم ایران به شورای امنیت ملل متحد برای اقدامات لازم الاجرا
ـ اقدام نزد دولت ایالات متحده آمریکا  و سازمان ملل به منظور بیرون راندن نیروهای نظامی عراقی از اشرف، تامین رسیدگیهای پزشکی برای مجروحان، پایان محاصره اشرف، به جریان افتادن یک تحقیق مستقل برای جنایات ارتکابی در حمله ۸آوریل به اشرف به منظور شناسایی مسئولان کشتار و برای تضمین حفاظت اشرف و به رسمیت شناختن موقعیت حقوقی ساکنان اشرف به عنوان «افراد حفاظت شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو»؛
ـ به رسمیت شناختن مقاومت مردم ایران برای برقراری دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و حکومت قانون و اقدام برای دیالوگ با اپوزیسیون دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران

Montag, 13. Juni 2011

تماس مادر فتحي شيردل با سيماي آزادي ق1

OFFICIAL IRAN UPRISING Trailer HD - تریلر قیام مردم ایران

فرياد يكپارچه همه ايرانيان براي آزادي-وعده ما ويلپنت

در پاسخ مقاله علی ناظر در مورد گردهمایی 18ژوئن





احسان آیت اللهی
جناب آقای ناظر،
مقاله ی شما در مورد گردهمایی 18 ژوئن و استفاده تبلیغاتی رژیم از آن*، مرا بر آن داشت که نکاتی را از دید شخصی خودم و نه به نمایندگی از مجاهدین، گوشزد کنم.

1- شما در ابتدای مقاله فراگیر بودن تجمع را با این جمله که "مجاهدین و هواداران آنها مشغول تدارک دیدن برای گردهمایی سالیانه خود هستند" انکار می کنید، سپس براي شركت نكردن در اين گردهمايي براي اينكه به قول شما "به جيب مجاهدين نريزد" تبليغ مي كنيد و در آخر منت سر برگزاركنندگان مي گذاريد كه با اين همه مي خواهيد شركت كنيد! من که دقیقا منظور شما را متوجه نشدم.

2- اینکه بر تعداد شرکت کنندگان در سالهای گذشته سال به سال افزوده شده، با توجه به حوادث اشرف، انتخابات ایران، تظاهرات سراسری پس ازانتخابات، رادیکالیزه شدن شعارها و دلسردی روزافزون مردم از اصلاحطلبان، امری است کاملا طبیعی. این طعنه که اعلام افزایش ده تا بیست درصدی تعداد از روی سنت عددسازی است و نه از روی آمار، کم لطفی است.
شما خودتان تعداد شرکت کنندگان پارسال را چند نفر تخمین می زنید؟
و آیا می توانید آمار ارائه شده را با دلیل و مدرک رد کنید؟

3- چرا حرف در دهان خانم رجوی می گذارید؟ عین جمله ای که گفتند و خودتان هم نقل کردید چنین است:
"در این بیانیه ها، منتخبین بیش از یک میلیارد نفر از مردم دنیا به پیشواز آزادی و دمکراسی در ایران آمده اند".
مسلم است که تعداد کسانی که در مورد اشرف و مجاهدین اطلاع دارند، چه برسد به اینکه حامی "خط و خطوط مجاهدین" باشند، کمتر از یک میلیارد نفر است.
اصلا می توان مدعی شد تعداد کسانی که می دانند رئیس جمهور ایران کیست کمتر از یک میلیارد نفر است!
ولی در دمکراسی غیرمستقیم، فرض بر این است که نماینده ی منتخب، به نیابت از کسانی که به او رای داده اند،
موضعی می گیرد.
در اینکه این جمله جنبه ی تبلیغاتی هم دارد شکی نیست، ولی چرا که نه؟
به هر حال مسئولین و هواداران مجاهدین زحمات زیادی متحمل شده اند تا این امضاها را جمع آوری کنند،
چرا نباید با آن پُز بدهند؟ نوش جانشان!

4- شما از یک طرف از مسئولین ایراد می گیرید که چرا به هواداران یا هوادارنمایان "آموزش" کافی نمی دهند،
از طرف دیگر، از "پیگیریهای بعد از گردهمآیی"، تلاش برای جذب این "نیرو"ها و "برقراری ارتباط به مناسبتهای گوناگون"
، گله مندید. البته که آن هموطن که "از ظن خود شد یار ما وز درون ما نجست اسرار ما" به دنبال آموزش جدی از سوی
مسئولین سطح بالا نیست و دنبال "کار و زندگی" روزمره است.
سازمان نمی تواند مسئول نظرات بعضا سطحی این گونه افراد باشد.
و البته که این افراد در هر جناح فکری یافت می شوند. همه که تحصیلکرده و روشنفکر و اهل مناظره جدی نیستند!

5- سه گزینه ای که اشاره کرده اید کاملا صحیح اند: می شود مخالف رژیم بود و موافق مجاهدین، یا مخالف هر دو،
یا موافق رژیم و مخالف مجاهدین. مسلما کسی که مخالف (و نه منتقد) مجاهدین باشد،
در برنامه ای که سخنران اصلی آن مریم رجوی است شرکت نخواهد کرد و دعوت کردن از او کاری بسا بیهوده است.
کسی که از پیش هیچ اعتمادی به راننده نداشته باشد، سوار اتوبوس هم نخواهد شد.
البته که تلاش باید در راستای جلب باشد، ولی قرار هم نیست کسی با اکراه در این برنامه ها شرکت کند.
اگر مخالفی را بتوان متقاعد کرد تا برای هدف مشترک یعنی سرنگونی، عجالتا دست از مخالفت بردارد، بحث دیگری است.
ولی گویا شما توقع دارید مجاهدین از برخی مواضع اصولی کوتاه بیایند تا مخاطبین جدیدی را جلب کنند که منطقی نیست.
ناگفته نماند در چنین صورتی بسیاری از هواداران قدیمی خود را از دست خواهند داد.

6- شعار "کس نخارد پشت من ..." نه نتیجه ی تضعیف پایگاه مردمی است چنان که شما گمان می کنید،
بلکه به معنای عدم وابستگی به این یا آن دولت خارجی است.

7- در پایان، من هم مثل شما با انگ جاسوس و مزدور زدن به این و آن مخالفم.
ولی کسی که می خواهد از موضع مجاهدین مطلع شود، به کامنتهای این یا آن هوادار بددهن اعتنایی نمی کند وبه منابع دست اول (اطلاعیه های سازمان، سخنرانی های مسعود و مریم رجوی ...) رجوع می کند.
به شما هم پیشنهاد می کنم به کامنتهای سطحی اعتنا نکنید.
نوشته طولانی شد. به امید بهروزی
احسان آیت اللهی

پاورقی:
مقاله علی ناظر تحت عنوان گردهمایی 18 ژوئن چند روز پیش در سایت ایران دیدبان منتشر شد.
بلافاصله سایت ایران دیدبان و به تبع آن دیگر سایتهای متعلق به وزارت اطلاعات در مطلبی تحت عنوان "پیشنهاد جمع آوری چماقداران برای جذب نیرو" بخشهایی از مقاله ی علی ناظر را منتشر کردند

 لینک به دیدگاه:
http://didgah.net/khabarMaghalehMatnKamel.php?id=25725

Sonntag, 12. Juni 2011

گردهمايي روز 18 ژوئن - حقوق بشر و دمكراسي براي ايران

گزارشی از روزنامه پاریزین فرانسه در رابطه با گردهمائی 18 ژوئن در حمایت از  قیام مردم ایران برای ازادی ودفاع از شهر اشرف

من ايستادن را برگزيدهام.flv

من ايستاده ام.flv

Freitag, 10. Juni 2011

کلیپ جان جانان



 نوید ماست پیروزی
نوید ماست آزادی
آزادی ضرورت دوام انسان در مقام انسان است

Mittwoch, 8. Juni 2011

قتل هالۀ سحابی

 

 

رضا اولیا ـ قتل هالۀ سحابی

سه‌شنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ / ۰۷ ژوئن ۲۰۱۱
قتل خانم هالۀ سحابی زندانی سیاسی در مراسم تشیع جنازۀ پدرش بدون شک یکی از وحشیانه ترین جنایات رژیم آخوندی می باشد.
قتل هاله بدست چاقوکشان و شکنجه گران، معروف به لباس شخصی ها، انجام گرفت. این اوباشان مزدور خامنه ای می باشند که با خشونت سعی در مهار خشم مردم ایران دارند.
 این جانوران وحشی بدون مجوز و به زور وارد خانه های مردم میشوند. در خیابان مردم را شلاق می زنند، در زندانها شکنجه می کنند و به دختران تجاوز می کنند.
این مزدوران از سی سال پیش دست به هرگونه جنایتی زده اند که قتل وحشیانۀ هاله فقط آخرین آن می باشد.
در مقاله ای خواندم که دوستی سوال می کرد تا کی می بایست در مقابل این جنایات سکوت کرد؟ من  میگویم که دیگر بس است. صبر مردم ایران براستی تمام شده است. رژیم جنایتکار آخوندی سی سال است که ایران را به زنجیر کشیده است. خمینی دجال با وعده های دروغین و با پشتیبانی غرب صاحب آن انقلاب شکوهمند و خونین شد. انقلابی که از فردای کودتای ۲۸ مرداد شروع شده و جوانان مبارز که در دادگاه های نظامی شاه خائن به تیرباران محکوم می شدند برای به ثمر رساندن آن بهائی سنگین پرداختند. همین چند روز پیش سالروز تیرباران حنیف نژاد و یارانش بود. گلسرخی و دانشیان و صدها تن از روشنفکران، کارگران و دانشجویان به فرمان شاه خائن به پای جوخه های تیرباران کشیده شدند. مبارزۀ مردم ایران باعث فرار شاه جنایتکار از ایران شد. خمینی دجال با شعار "همه با هم" دم از خدمت به مستضعفین می زد و خود را به دروغ حامی زحمتکشان جا می زد. اما زمانیکه بر مسند قدرت نشست جنایتکارانی مثل خلخالی و لاجوردی را به جان مردم انداخت. خلخالی از کشتن ترکمن ها و کرد ها شروع کرد و صدها تن از مردم ما را به جوخه های اعدام فرستاد.خمینی زندانهای شاه را پر کرد. بسیاری از زندانیان سیاسی زمان شاه دوباره به زندان افتادند و یا اعدام شدند. سعید سلطان پور شاعر انقلابی را تیرباران کرد. به جای سرهنگها و جناب تیمسارهای اعلاحضرت جانیانی با ریش و تسبیح برادرسردار شدند و با سنگدلی اوامر امامشان را اجرا نمودند. ایران را تبدیل به یک زندان بزرگ و مرکز تولید و صدور تروریسم با سرمایه های هنگفت کرد. در خارج از کشور با عملیات تروریستی و قتل مخالفین برای ایجاد وحشت بین پناهندگان دست زد. مجاهدین خلق دشمن شمارۀ یک او شدند. داشتن نشریۀ مجاهد حکم اعدام داشت.
بعد از مرگ دجال بزرگ جانشینان هفت رنگ و هفت خط از روشنفکرو مدره و وراج تمدن، این بازیگران حرفه ای ولایت فقیه هشت سال به هشت سال بر مردم حکومت کردند. کارنامۀ ننگین اینان سیاه است. آنان در جنایت و خیانت و غارت سرمایه های مردم ایران،دلالی نفت و اسلحه، قتل های زنجیره ای و سپردن پولهای کلان در بانکهای خارجی هیچ حد مرزی را رعایت نکردند. در مقابل این غارتگری و جنایت مردم ایران دست از مقاومت برنداشته و در مقابل این رژیم هرگز کوتاه نیامده است.
علی خامنه ای مجرم اصلی این جنایات در سالهای اخیر قتل و شکنجه را به خیابانها کشانده و پاسداران و بسیجی های مزدور در روز روشن دست به قتل ندا ها و هاله ها میزنند.
رژیم اخوندی در ضعف مطلق با زره پوشهای مزدور عراقی اش از روی رزمندگان بی دفاع اشرف رد می شود و به طرف آنها شلیک می کند. اما مردم قهرمان ایران از رزمندگان شجاع اشرف تا جوانان غیور در سرسر ایران در مقابل رژیم ایستادگی می کنند و او با تمام مزدورانش را به مبارزه می طلبند. رزمندگان اشرف بی سلاح یک بدعت تاریخی را به ثبت رساندند. این قهرمانان وطن سکوت را شکستند وبرای دفاع از شرف و آزادی به طرف تانکهای خامنه ای و مالکی شتافتند. صبا و یارانش بی سلاح ولی مسلح به ایدآلهای انسانی بودند و به جهانیان نشان دادند که می شود با فریاد "ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم!" تانکهای دشمن را به عقب راند.