Mittwoch, 30. März 2011

پیام رئیس جمهور برگزیده مقاومت به مناسبت شهادت مجاهد والامقام محسن دگمه چی پدریک مجاهد اشرفی و از بازاریان خوشنام تهران

 

 

 

 

پیام رئیس جمهور برگزیده مقاومت به مناسبت شهادت مجاهد والامقام محسن دگمه چی پدریک مجاهد اشرفی و از بازاریان خوشنام تهران

سه‌شنبه، ۰۹ فروردین ۱۳۹۰ / ۲۹ مارس ۲۰۱۱
AddThis Social Bookmark Button
مجاهد قهرمان محسن دکمه چی، زندانی سیاسی مقاوم، با ۹سال سابقه زندان و پدر یک مجاهد اشرفی، بر اثر محرومیت عمدی از مداوا و درمان پزشکی، در زندان گوهردشت به شهادت رسید و به همرزمان و هم‌بندان شهیدش، علی صارمی، جعفر کاظمی و محمد‌علی حاج آقایی پیوست.
سلام بر این مجاهد والامقام که در اوج پایداری و مقاومت در برابر شکنجه‌های دژخیمان و دردهای جانکاه بیماری، حسرت تسلیم را بر دل خامنه‌ای و دژخیمانش گذاشت. و همچون بیماران قهرمان اشرفی که در برابر همان محرومیتهای پزشکی مقاومت میکنند، به سمبلی از اراده خلل ناپذیر مردم ایران برای آزادی و سرنگونی فاشیسم مذهبی تبدیل شد. مجاهد شهید محسن دکمه چی، از بازاریان خوشنام تهران، از سال ۶۰تا۶۷به مدت هفت سال در اسارت و تحت شکنجه بود و مجدداً در شهریورماه ۸۸ بخاطر کمک به خانواده‌های زندانیان سیاسی و حضور دخترش در اشرف، دستگیر و به ۱۰سال زندان و تبعید محکوم شد.
 او که از ماهها قبل در زندان، با ابتلاء به بیماری سرطان در وضعیت وخیمی قرار داشت، با ممانعت دژخیمان از معالجات ضروری که آن روی سکه محاصره دردناک پزشکی مجاهدان اشرف و نمونه بارز خشم و انتقام جویی جنون آمیز ولی فقیه درمانده ارتجاع است، روبرو بود. 
 شهادت مجاهد خلق محسن دکمه‌چی را به مردم ایران، به مجاهدان اشرف، به خانواده بزرگ مقاومت ، به زندانیان سیاسی، به خانواده دکمه‌چی، به ویژه دخترش، مجاهد اشرفی نرگس دکمه‌چی، تسلیت میگویم. 
از دبیرکل ملل متحد و کمیسر عالی شورای حقوق بشر و تمامی مدافعان حقوق بشر می‌خواهم به قوی‌ترین صورت ممکن، زجرکش کردن این زندانی سیاسی مقاوم با محرومیتهای عمدی پزشکی در شکنجه‌گاههای خامنه‌ای را که مصد‌اق روشن “جنایت علیه بشریت» است، محکوم کنند و برای نجات زندانیان سیاسی ایران از چنگال دژخیمان، دست به اقدام عاجل بزنند. ارجاع پرونده نقض حقوق بشر توسط رژیم آخوندی، به شورای امنیت ملل متحد، یک اقدام ضروری است.

شهادت زندانی سیاسی محسن دکمه چی

 
 
 

سه‌شنبه، ۰۹ فروردین ۱۳۹۰ / ۲۹ مارس ۲۰۱۱
AddThis Social Bookmark Button
بنابرخبر دریافتی زندانی سیاسی محسن دکمه چی شب گذشته به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و وخامت حالش در بیمارستان جان باخت .زندانی سیاسی محسن دگمه چی قبل از شهادت به دلیل وضعیت وخیم علاوه بر عدم دسترسی به امکانات پزشکی توسط عوامل و مزدوران زندان مورد شکنجه روحی قرار گرفته بود و به رغم وضعیت بسیار وخیم جسمی بازاری زندانی محسن دگمه چی و برخوردهای وحشیانه و غیر انسانی,حضور پاسداربندهای حاضر در اتاق هنگام ملاقات با خانواده اش عاملی دیگر برای افزایش فشار روحی علیه وی بود.
به گزارش کانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها , در روزهای آخر وضعیت جسمی بازاری زندانی محسن دگمه چی روز به روز وخیم تر می شد ودرد جانکاه لحظه ای او را امان نمی دادو دچار ضعف شدیدی شده بود . او دیگر قادربه نشستن بر روی تختخوابش نبود و حدود ۴ هفته قادر به خوردن غذا نبود وی در روزهای آخر حتی نمی توانست مایعاتی مانند شیر و آب میوه بنوشد و هنگام نوشیدن آب با درد های شدیدی مواجه میشد .شکی نیست که علت مرگ این زندانی سیاسی مزدوران و عوامل زندان و حکومت است.
همچنین بنا به گزارشات رسیده ،بعدازظهر امروز  خانواده زنده یاد محسن دگمه چی همراه با تعداد ی از اقوام نزدیک و سایر بستگان ایشان هم اکنون در مقابل بیمارستان مدرس تجمع کرده و خواستار تحویلگیری پیکر وی شده اند، آنها همچنین شکایت دارند که این زندانی سیاسی هنگام ورود به زندان دچار هیچ مشکلی نبوده و ازسلامت برخوردار بوده است اما در زندان دچار این بیماری گردیده است.

Montag, 21. März 2011

Freitag, 18. März 2011

چهارشنبه سوری، قیامی دیگر علیه فاشیسم مذهبی

 
 
 
 


پنج‌شنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ / ۱۷ مارس ۲۰۱۱
جشن ملی چهارشنبه سوری، با عزم و همت قیام آفرینان شجاع ایران، به نماد دیگری  از تجلی اراده پرقدرت مردم ایران برای نیل به آزادی تبدیل شد.
به رغم تمامی تمهیدات خامنه ای و بسیج سرکوبگرانه و همه جانبه تمامی نهادهای حکومتی، کاوه های اشرف نشان ایران در «جشن آتش» قیامی دیگر برپا کردند. در بیش از ۵۰ نقطه تهران و در بسیاری دیگر از نقاط ایران،  شعله های سرکش قیام و آزادی، ظلمتِ سرکوب را شکافت، عوامل مزدور و مظاهر حاکمیت ظلم و ستم را درهم کوبید، تصاویر منحوس ضحاک زمان را از هم درید و به دشمن و مزدوران سراسیمه اش نشان داد که توفان قیامها سر بازایستادن ندارد.
خیزشهای آتشین چهارشنبه سوری که با شعارهای «مرگ بر خامنه ای»،«مرگ بر دیکتاتور»، آسمان تهران و دیگر شهرهای میهن را ستاره باران  کرد، این پیام روشن را به همراه داشت که:
- ایران زمین با پرچمهای برافراشته «قیام تا پیروزی» به استقبال نوروز بهار می رود.
- ضحاک خون آشام زمان در برابر عزمِ اشرف نشان کاوه ها، راهی جز شکست ندارد.
- بهاران خرم آزادی و حاکمیت و سعادت مردم ایران، بی تردید، فرا می‌رسد.

Donnerstag, 17. März 2011

خميني كه بود و چگونه به حكومت رسيد؟


 
    


خميني با رويكردي ارتجاعي و به غايت متحجرانه و با شقاوت تمام،
دربارة مجازاتهاي ضد انساني تحت عنوان «اجراي حدود « ، » شلاق زدن » و «نفي بلد »
و «حبس ابد » و «رجم » داد سخن مي دهد و مي نويسد: «اسلام براي اين امور آمده
است »)ص 86 (.
خميني تأكيد مي كند: «… همين تكليف است كه ايجاب مي كند خونها در انجام
آن ريخته شود… ما بايد اين معني را بفهميم و به ديگران هم تعليم بدهيم » )ص 87 (
................
اسلام بي ملا نميشود!
خميني در سخنانش در آن دوره سنگ بناي اسلام مساوي با آخوند را مي گذاشت
و سعي مي كرد با بيانهاي مختلف ميخ ولايت آخوندها را بكوبد. در سخنراني مورخ
10 آبان 1356 در نجف مي گويد: «آقا اينطور نيست كه شما خيال بكنيد كه ما اسلام را
مي خواهيم اما ملا نمي خواهيم. مگر م يشود اسلام بي ملا؟ مگر شما مي توانيد بدون ملا
كار را انجام بدهيد. باز اين ملاها هستند كه جلو م يافتند كار انجام مي دهند 3(» (.
خميني ضمن انتقاد از روشنفكراني كه آخوندها را پس مي زنند، به آنها مي گفت:
«نگوييد ما اسلام مي خواهيم ، آخوند نمي خواهيم. شما بگوييد اسلام را مي خواهي م،
آخوند هم مي خواهيم

پنهان كردن عقايد واقعي

خميني در سال 41 ، درجريان موضعگيريهايش عليه برخي مصوبات دولت علم،
صريحاً مي گفت و  مي نوشت كه: «دخالت زنان در انتخابات يا اعطاي حق زنها يا وارد
نمودن نيمي از جمعيت ايران در جامعه و نظاير اين تعبيرات فريبنده… جز بدبختي و
فساد و فحشا چيز ديگري همراه ندارد… 9(» (.
در سال 43 كه در تركيه به سر مي برد، در كتاب تحريرالوسيله احكام دست
و پا بريدن )ترجمة تحريرالوسيله، جلد چهارم، قصاص، مسأل ة 7( كندن پوست و
گوشت سر )هما نجا، مسأله 16 (، سوراخ كردن يا بريدن گوش )هما نجا، مسأله 18 (،
چشم درآوردن)هما نجا، مسأله 21 (، بريدن لب و زبان)هما نجا، مسأله 30 و 31 ( و…
بسياري احكام موحش غيرقابل بيان را صادر مي كرد)
........................

خروش آزادی ـ این بت دوران را بشکن

 

Dienstag, 15. März 2011

مرضيه - رود بايد شد و رفت -marzieh

 

 

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند - فیلم

 



دوشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ / ۱۴ مارس ۲۰۱۱
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد
چه کسی چه کسی با دشمن بستیزد
چه کسی، چه کسی پنجه در پنجه دشمن درآویزد
حرف را باید زد، درد را باید گفت رود باید شد و رفت
کوه باید شد و ماند
دشت باید شد و خواند

Dienstag, 8. März 2011

: زنان ضامن تحقق بهار آزادی ایران

یک‌شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ / ۰۶ مارس ۲۰۱۱
امسال در حالی به روزِ جهانیِ زن نزدیک می‌شویم، که زنان ِ خاورمیانه با مبارزه فداکارانه ، علیه رژیم‌های دیکتاتوری، تلاش برای کسبِ آزادی و برابری را به اوج رسانده‌اند.
شکوفاییِ این جنبش‌ها، حیاتی‌ترین نیاز‌های به مُحاق رفته جوامعِ ما را  احیا می‌کند، که عبارتند از: برابریِ زنان، حقوق بشر، و آزادی و دمکراسی.
مطابقِ تجربه ایران ِ تحتِ حاکمیتِ بنیادگرایان، زنان، هدفِ اصلیِ سرکوب‌اند.
در نتیجه، یک انرژیِ مبارزاتیِ سرشار، در آنها ایجاد می‌شود که از زنان، نیروی تغییر می‌سازد.
بر این اساس می‌گوییم در میان عواملِ متعددی که فرا‌رسیدن ِ بهارِ آزادیِ ایران را حتمی کرده است، عاملِ تعیین‌کننده؛ ظرفیتِ شکافنده و تغییر‌دهنده زنان است.
درکِ این حقیقت به سادگی با مراجعه به تاریخچه مبارزه زنان ِ ایران در برابرِ دو‌ دیکتاتوری امکان پذیر است:
جامعه ایران با تکیه بر مبارزه سرسختانه زنان،در سه دهه گذشته، پیوسته در برابرِ فاشیسمِ مذهبی ایستادگی کرده است.
در این‌مدت؛ ده‌ها هزار زن دلیر در مبارزه با رژیمِ حاکم بر ایران،
شکنجه یا اعدام شده‌اند.
همچون حمیرا و بسیاری مانندِ او که زیر‌شکنجه، جان باختند.
طاهره که پاسداران، دشنه بزرگی در قلبش فرو کردند و او را به یک صخره بلند آویختند.
شیرین و زهرا که در همین ماهها در تهران اعدام شدند.
و ندا سمبلِ اعتراضهای سالِ گذشته که در کفِ خیابان‌های تهران با چشمان ِ باز، جان باخت.
همزمان، هزار زن شجاع، سالهاست که اشرف،  نقطه امیدِ یک ملتِ اسیر را در سخت‌ترین اوضاع رهبری می‌کنند.
مطابقِ تجربه ارزشمندِ مقاومت ایران، شرکتِ فعالِ زنان در رهبری، ضرورتِ نبردِ همه‌جانبه‌ علیه بنیادگرایی و دیکتاتوری دینی است.
شکستِ قطعیِ بنیادگرایی ممکن است. اما به دستِ همین زنان.
آنها هستند که چهره جهان را تغییر می‌دهند.
به خواهرانم در سراسرِ جهان می‌گویم برای دفاع از شعله‌های آزادی که در اشرف زبانه می‌کشد و در شهرهای ایران امتداد می‌یابد، بپا‌خیزید.




کنفرانس تغییر در خاورمیانه ـ نقش زنان، به مناسبت روز جهانی زن

 

 

 

 

دوشنبه، ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ / ۰۷ مارس ۲۰۱۱


دردها و آرزوهای مشترک برای رهایی ملت‌هایمان از بنیادگرایی، استبداد و عقب‌ماندگی
- خانم مریم رجوی رئیس جمهوربرگزیده مقاومت در کنفرانس تغییر در خاورمیانه - نقش زنان که در اورسوراواز با شرکت زنان پارلمانتر و شخصیتهای سیاسی از کشورهای خاورمیانه برگزار شد، روز جهانی زن را به همه زنان جهان تبریک گفت و خاطر نشان ساخت که:
«ما دردهای مشترک داریم، دشمن مشترک داریم و  البته آرزوهای مشترک برای رهایی ملت‌هایمان از بنیادگرایی و استبداد و عقب‌ماندگی. 
 به همین دلیل همه ما در خیابان‌های تونس یا قاهره و بنغازی و بغداد و سایر پایتختها همراه قیام کنندگان سرود   اذَ الشَعبُ یوما ً اَرادَ الْحَیات را خواندیم و پیروزی انقلاب‌ها را به همدیگر تبریک گفتیم. چون هرکدام از آنها یک پیروزی بود برای همه ما».
متن این سخنرانی را در زیر ملاحظه می کنید:
به خانه مقاومت ایران خوش آمدید.
ما در آستانه روز جهانی زن به خواهرانم در سراسر دنیا این روز را تبریک می‌گویم.
این روز نابرابری و ستم و خشونت علیه زنان را گوشزد می‌کند.
اما در عین حال و بیشتر از آن ، یادآور مبارزات قهرمانانه زنان است. علیه نابرابری و ظلم.
به این مناسبت به پیشتازان  مبارزات برابری‌طلبانه زنان در سراسر جهان و بخصوص به زنان  دلیری که در قیام‌های اخیر در خاورمیانه و شمال آفریقا بپا‌خاسته‌اند و پیروزیهایی بزرگی برای کشورهای منطقه و همه ما خلق کرده اند، درود می‌فرستیم.

شاید که  ما، یکدیگر را اولین بار است که می‌بینیم. اما در عین حال بسیار بسیار نزدیک و آشنا هستیم. فکر میکنم آنچه که ما را بهم نزدیک میکند و احساس نزدیکی بیش از حد میکنیم. قبل از هرچیز، دردهای مشترک ماست و همچنین دشمن مشترکی که داریم، یعنی رژیم ولایت فقیه که در ایران و در تهران نشسته است. حاکم بر کل ایران و الان باید گفت که حاکم بر بسیاری از کشورهای منطقه است. فکر میکنم کمتر کشوری در منطقه است که از ظلم و جور این حکام دین فروش در امان مانده باشد.
بله همچنانکه گفتم ما دردهای مشترک داریم، دشمن مشترک داریم و  البته آرزوهای مشترک برای رهایی ملت‌هایمان از بنیادگرایی و استبداد و عقب‌ماندگی.
 به همین دلیل همه ما در خیابان‌های تونس یا قاهره و بنغازی و بغداد و سایر پایتختها همراه قیام کنندگان سرود   اذَ الشَعبُ یوما ً اَرادَ الْحَیات را خواندیم و پیروزی انقلاب‌ها را به همدیگر تبریک گفتیم. چون هرکدام از آنها یک پیروزی بود برای همه ما.
کما اینکه مردم بپاخاسته این کشورها غرق شادی شدند وقتیکه مردم ایران در همین ایام ۲ بار  با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و اینکه خواستار سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه در تهران و چند شهر بزرگ ایران شدند، وقتی که با این شعارها مردم ایران بپاخاستند  ما شادی همه مردم منطقه را در این قیامها دیدیم.
خواهران و برادران گرامی و عزیز!
انقلاب‌های خاورمیانه و شمال آفریقا به جهان می‌گوید؛ دوران  تازه‌یی در خاورمیانه آغاز شده است. این واقعیتی است که هیچکس نمیتواند آنرا انکار کند.
پیام این بهار شکوفا این است:  قرن ۲۱ قرن ماست. عصر زنان و عصر جوانان است عصردموکراسی و برابریو عصر آزادی خلق‌های منطقه است. این آن واقعیتی است که در میان این هیاهوها هیچکس نمیتواند آنرا انکار کند.

مشخصه‌های این دوران کدام است؟
نخستین مشخصه اینست که دمکراسی و برابری، در مقیاس کل خاورمیانه و شمال آفریقا به یک خواست گسترده تبدیل شده است. عطش جوامع ما به دمکراسی و برابری، هیچگاه در هیچ برهه‌ای از تاریخ این اندازه نبوده است.
مشخصه بعدی اینکه این جنبش فراگیر است. در این جنبش فراگیر، این جوانان و زنانند که نقش فعال و پیشتاز را دارند. و این یک عنصر نو و جدید است که چشم جهانیان را خیره کرده و همه را مجبور کرده در تحلیلها و گزارشها به آن استناد کنند.
سومین مشخصه، نادیده گرفتن جنبش آزادی‌خواهانه که پروژه مشترک بنیادگرایان و مماشات‌گران غرب است، شکست خورده است.
به جرات میشود گفت که سیاست مماشات که برای بنیادگراها یک فرصت تاریخی بود و  فرصت تاریخی فراهم ‌کرد، برای تغذیه و بقای آنها در منطقه، شکست خورده است و همه به شکست این سیاست اذعان کرده اند.

اما چهارمین ویژگی برجسته این دوران اینست که موج تغییر که در سراسر کشورهای منطقه آغاز شده فاشیسم ولایت فقیه را قویاً هدف قرار داده است. و برخلاف دروغ‌های آخوندهای حاکم بر تهران،در حقیقت این جنبشی است علیه ولایت فقیه و الگوی ارتجاعی خمینی. که فکر میکرد حالا بعد از ایران میتواند آنرا به سایر کشورهای منطقه صادر کند ولی الان می‌بیند که هم در ایران و هم در کشورهای منطقه همه از آن تبری می‌جویند در حالیکه فریاد آزادیخواهی و دمکراسی خواهیشون بر آسمان بلند است.
در حقیقت؛ مقاومت و آگاهی عمومی نسبت به طینت پلید این رژیم بالا رفته و همه متوجه شده اند که مطامع شریرانه این رژیم برای کل منطقه چقدر خطرناک است.و اگر جلوی آن نایستند و قیمت را هرچه سریعتر ندهند. بها و هزینه بسیار گزافی از جیب خواهران و برادران ما در کل منطقه خواهد گرفت.
الان که دوران  تازه‌یی از حیات ملت‌های این منطقه آغاز می‌شود، تهدید این رژیم برای دوران  گذار بیشتر از هر زمان است.
خواهران   عزیز و گرامی من
ـ آیا برای این چشم‌انداز پرشکوه و برای تحقق این تغییرسـرنوشت‌ساز، برای دستیابی به دمکراسی و برابری، از زنان کاری ساخته است؟ شما ممکن است از سوال من ناراحت بشوید ولی از آنجا که این سوال، سوالی است که در کل منطقه مطرح است دلم میخواهد اول اینجا بین خودمان، یعنی شما زنان شجاع و مبارز و نماینده از همه کشورهای منطقه طرحش کنم.
آیا زنان خاورمیانه می‌توانند در این تحول بزرگ نقش جدی داشته باشند؟
واقعیت اینست که انقلاب‌ها در شمال آفریقا و خاورمیانه و حضور تحسین برانگیز
دختران جوان در صفوف این جنبشها و خیلی جاها در صف مقدم، جواب این سوال را داده است، جواب این سوال؛ آری است.
بله؛ میتوانند و باید و ضروریست و بدون حضور آنها نمیشود، و این آن حرف جدید است.
   قیام سال گذشته و امسال در سراسر ایران و حضور رزمنده و فعال زنان در آن، باز جواب را به ما میدهد و آن؛ آری است.
  سه دهه مقاومت علیه رژیم ولایت فقیه، با آنهمه زنان شهید و اسیر، بر روی تخت شکنجه‌ها، زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفتند اما دست از مقاومت برنداشتند. تاریخچه این سه دهه به ما می‌گوید؛ آری.
ـ و همچنین رهبری پایداری در شهر اشرف توسط زنان  پیشتاز می‌گوید؛ آری.
 ـ باید گفت که نه تنها این زنان نقش جدی دارند بلکه  نیروی تعیین‌کننده در مبارزه علیه بنیادگرایی‌اند.
ـ بعبارت بهتر؛ بدون آنها چنین مبارزه ای پیش نخواهد رفت. و اگر بخواهم حرفم را تکمیل کنم، باید بگویم این زنان هستند که نیروی تعیین‌کننده در بنای دمکراسی بخصوص در کشورهای منطقه خاورمیانه هستند. چون در منطقه خاورمیانه، بلای بنیادگرایی به هیچ جامعه ای اجازه پیشروی نخواهد داد، به همین دلیل آنتی تز بنیادگرایی حضور فعال و وجود زنان در این نبرد عظیم است.
واقعیت اینست که زنان رنج‌های بسیار کشید‌ه‌اند. بخصوص تحت حاکمیت بنیادگرایان، تبعیض و تحقیر دردناکی را در این سالها تحمل کرده‌اند.
بصورت بی‌رحمانه، سرکوب شده و قربانی ستم و بهره‌کشی بوده‌اند. و حتی حق‌شان بعنوان انسان انکار شده است.
الان در ورود خواهر عزیز افغانی داشتند به من میگفتند از ستمهایی که آنجا در افغانستان بر زنان افغان، توسط این عُمال دست نشانده آخوندهای حاکم بر تهران انجام میشود. بسیار دردناک است؛ می ببینیم و میشنویم، اما قطعاً نه آنطور که شما از نزدیک دیدید اما میتوانیم لمس کنیم چون مشابه آنرا در جاهای دیگر، در کشورهای دیگر دیده ایم.
فکر میکنم در این زمان، در عصر آگاهی و ارتباطات و در عصر بیداری و برخاستن زنان، دیگر این ستم‌ها فقط مایه درد و رنج و تحقیر و توهین برای زنان نیست، به عکس؛ مایه انگیزش زنان برای کسب آزادی و برابری‌ است. یعنی این ستمها، سرچشمه جوشان یک قدرت برای مقابله و نبرد و مبارزه علیه عاملان آنهاست. 
 به علاوه، در آنها شکیبایی و بردباری و ایمان و یک امید‌ سرشار، ایجاد میکند که در هیچ شرایطی دست از مبارزه برندارند. یعنی یک توانایی بی‌انتها، برای گسستن زنجیر‌ها و برای تغییر‌کردن و تغییر‌دادن .
اما الگویی که رژیم ولایت فقیه عرضه می‌کند، در نقطه مقابل این اندیشه، بر نادیده گرفتن زنان و بر بهره‌کشی از آنها متکی است.
در نقطه مقابل این فرهنگ منحط، زنان، مبارزه خود را بر ازخودگذشتگی استوار می‌کنند.
برای برداشتن هر مانعی، قدم به قدم، قیمت آنرا‌ می‌پردازند و تلاش میکنند در نقطه مقابل آن، خصائص انسانی در خودشان رشد می‌دهند و کیفیت انسانی را د‌ر افرادپیرامون خود، شعله‌ور می‌کنند.
و این چنین به منبع لایزال انسانی، یعنی نیروی نهفته در هر انسان، بخصوص زنان که بدلیل سرکوب و ستم مضاعف، دارای انرژی سرکوب شده مضاعف هستند. اینطوری میتوانند به این منبع لایزال دسترسی پیدا کنند و هر سدی که بر سر راه پیشرفت آنها قرار میگیرد، قدرت دارند که آنرا کنار بزنند. 
خواهران و برادران گرامی!
دوران جدید، همچنین با قدرت شگرفی شناخته می‌شود که می‌تواند موانع بزرگ را از سر راه بردارد. این قدرت همبستگی میان ملت‌های این منطقه و به ویژه،  همبستگی میان  زنان است.
ـ همبستگی و همدلی در قبال دشمن مشترک ما، که آخوندهای حاکم بر ایران‌اند.
ـ همراهی و همیاری برای دستیابی به آزادی.
از یاد نمی‌بریم که در همین هفته‌های اخیر، مردم افغانستان برای نشان‌دادن خشم و اعتراض خود نسبت به اعدام خواهران و برادران ایرانی خود توسط رژیم ولایت فقیه در کابل، تظاهرات کردند.
از یاد نمی‌بریم که سال گذشته، مردم فلسطین چه تلاش‌هایی برای ارسال غذا و دارو به اشرف محاصره شده انجام دادند.
و از یاد نمی‌بریم حمایت‌ها و دفاع فعالانه‌یی که روشنفکران، نویسندگان، مدافعا حقوق بشر و وکلای مصر، از مجاهدان اشرف کردند.
حالا اشرف، در سومین سال یک محاصره ظالمانه و ضدانسانی، پایداری خود در برابر فشارها و حملات سازمان داده شده، توسط رژیم ولایت فقیه را به اوج رسانده است.
بخصوص که بیش از یکسال است که آخوندها با نصب ۲۱۰ بلندگو در اطراف اشرف یک جنگ  روانی کثیف ۲۴ ساعته را، علیه آنان به اجرا گذاشته‌اند.
بعلاوه نخست‌وزیری عراق درصدد است شمار نیروهای سرکوب در اشرف را بیشتر کند. چون قول و قرارش با خامنه ای در تهران بوده است.
 بنابراین در این شرایط اگر اشرف توانسته است به کمک شما و سایر خواهران و برادرانش در سراسر جهان و به اعتبار پایداری بی شکاف خودش در مقابل هر نوع ظلم و ستم بایستند و اینچنین دشمن را از رو ببره و خسته کند، من فکر میکنم این الگویی هست که میتواند در همه جا تکثیر شود.
برای همه شما آرزوی موفقیت می‌کنم.