Montag, 21. März 2011

Freitag, 18. März 2011

چهارشنبه سوری، قیامی دیگر علیه فاشیسم مذهبی

 
 
 
 


پنج‌شنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ / ۱۷ مارس ۲۰۱۱
جشن ملی چهارشنبه سوری، با عزم و همت قیام آفرینان شجاع ایران، به نماد دیگری  از تجلی اراده پرقدرت مردم ایران برای نیل به آزادی تبدیل شد.
به رغم تمامی تمهیدات خامنه ای و بسیج سرکوبگرانه و همه جانبه تمامی نهادهای حکومتی، کاوه های اشرف نشان ایران در «جشن آتش» قیامی دیگر برپا کردند. در بیش از ۵۰ نقطه تهران و در بسیاری دیگر از نقاط ایران،  شعله های سرکش قیام و آزادی، ظلمتِ سرکوب را شکافت، عوامل مزدور و مظاهر حاکمیت ظلم و ستم را درهم کوبید، تصاویر منحوس ضحاک زمان را از هم درید و به دشمن و مزدوران سراسیمه اش نشان داد که توفان قیامها سر بازایستادن ندارد.
خیزشهای آتشین چهارشنبه سوری که با شعارهای «مرگ بر خامنه ای»،«مرگ بر دیکتاتور»، آسمان تهران و دیگر شهرهای میهن را ستاره باران  کرد، این پیام روشن را به همراه داشت که:
- ایران زمین با پرچمهای برافراشته «قیام تا پیروزی» به استقبال نوروز بهار می رود.
- ضحاک خون آشام زمان در برابر عزمِ اشرف نشان کاوه ها، راهی جز شکست ندارد.
- بهاران خرم آزادی و حاکمیت و سعادت مردم ایران، بی تردید، فرا می‌رسد.

Donnerstag, 17. März 2011

خميني كه بود و چگونه به حكومت رسيد؟


 
    


خميني با رويكردي ارتجاعي و به غايت متحجرانه و با شقاوت تمام،
دربارة مجازاتهاي ضد انساني تحت عنوان «اجراي حدود « ، » شلاق زدن » و «نفي بلد »
و «حبس ابد » و «رجم » داد سخن مي دهد و مي نويسد: «اسلام براي اين امور آمده
است »)ص 86 (.
خميني تأكيد مي كند: «… همين تكليف است كه ايجاب مي كند خونها در انجام
آن ريخته شود… ما بايد اين معني را بفهميم و به ديگران هم تعليم بدهيم » )ص 87 (
................
اسلام بي ملا نميشود!
خميني در سخنانش در آن دوره سنگ بناي اسلام مساوي با آخوند را مي گذاشت
و سعي مي كرد با بيانهاي مختلف ميخ ولايت آخوندها را بكوبد. در سخنراني مورخ
10 آبان 1356 در نجف مي گويد: «آقا اينطور نيست كه شما خيال بكنيد كه ما اسلام را
مي خواهيم اما ملا نمي خواهيم. مگر م يشود اسلام بي ملا؟ مگر شما مي توانيد بدون ملا
كار را انجام بدهيد. باز اين ملاها هستند كه جلو م يافتند كار انجام مي دهند 3(» (.
خميني ضمن انتقاد از روشنفكراني كه آخوندها را پس مي زنند، به آنها مي گفت:
«نگوييد ما اسلام مي خواهيم ، آخوند نمي خواهيم. شما بگوييد اسلام را مي خواهي م،
آخوند هم مي خواهيم

پنهان كردن عقايد واقعي

خميني در سال 41 ، درجريان موضعگيريهايش عليه برخي مصوبات دولت علم،
صريحاً مي گفت و  مي نوشت كه: «دخالت زنان در انتخابات يا اعطاي حق زنها يا وارد
نمودن نيمي از جمعيت ايران در جامعه و نظاير اين تعبيرات فريبنده… جز بدبختي و
فساد و فحشا چيز ديگري همراه ندارد… 9(» (.
در سال 43 كه در تركيه به سر مي برد، در كتاب تحريرالوسيله احكام دست
و پا بريدن )ترجمة تحريرالوسيله، جلد چهارم، قصاص، مسأل ة 7( كندن پوست و
گوشت سر )هما نجا، مسأله 16 (، سوراخ كردن يا بريدن گوش )هما نجا، مسأله 18 (،
چشم درآوردن)هما نجا، مسأله 21 (، بريدن لب و زبان)هما نجا، مسأله 30 و 31 ( و…
بسياري احكام موحش غيرقابل بيان را صادر مي كرد)
........................

خروش آزادی ـ این بت دوران را بشکن

 

Dienstag, 15. März 2011

مرضيه - رود بايد شد و رفت -marzieh

 

 

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند - فیلم

 



دوشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ / ۱۴ مارس ۲۰۱۱
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد
چه کسی چه کسی با دشمن بستیزد
چه کسی، چه کسی پنجه در پنجه دشمن درآویزد
حرف را باید زد، درد را باید گفت رود باید شد و رفت
کوه باید شد و ماند
دشت باید شد و خواند

Dienstag, 8. März 2011

: زنان ضامن تحقق بهار آزادی ایران

یک‌شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ / ۰۶ مارس ۲۰۱۱
امسال در حالی به روزِ جهانیِ زن نزدیک می‌شویم، که زنان ِ خاورمیانه با مبارزه فداکارانه ، علیه رژیم‌های دیکتاتوری، تلاش برای کسبِ آزادی و برابری را به اوج رسانده‌اند.
شکوفاییِ این جنبش‌ها، حیاتی‌ترین نیاز‌های به مُحاق رفته جوامعِ ما را  احیا می‌کند، که عبارتند از: برابریِ زنان، حقوق بشر، و آزادی و دمکراسی.
مطابقِ تجربه ایران ِ تحتِ حاکمیتِ بنیادگرایان، زنان، هدفِ اصلیِ سرکوب‌اند.
در نتیجه، یک انرژیِ مبارزاتیِ سرشار، در آنها ایجاد می‌شود که از زنان، نیروی تغییر می‌سازد.
بر این اساس می‌گوییم در میان عواملِ متعددی که فرا‌رسیدن ِ بهارِ آزادیِ ایران را حتمی کرده است، عاملِ تعیین‌کننده؛ ظرفیتِ شکافنده و تغییر‌دهنده زنان است.
درکِ این حقیقت به سادگی با مراجعه به تاریخچه مبارزه زنان ِ ایران در برابرِ دو‌ دیکتاتوری امکان پذیر است:
جامعه ایران با تکیه بر مبارزه سرسختانه زنان،در سه دهه گذشته، پیوسته در برابرِ فاشیسمِ مذهبی ایستادگی کرده است.
در این‌مدت؛ ده‌ها هزار زن دلیر در مبارزه با رژیمِ حاکم بر ایران،
شکنجه یا اعدام شده‌اند.
همچون حمیرا و بسیاری مانندِ او که زیر‌شکنجه، جان باختند.
طاهره که پاسداران، دشنه بزرگی در قلبش فرو کردند و او را به یک صخره بلند آویختند.
شیرین و زهرا که در همین ماهها در تهران اعدام شدند.
و ندا سمبلِ اعتراضهای سالِ گذشته که در کفِ خیابان‌های تهران با چشمان ِ باز، جان باخت.
همزمان، هزار زن شجاع، سالهاست که اشرف،  نقطه امیدِ یک ملتِ اسیر را در سخت‌ترین اوضاع رهبری می‌کنند.
مطابقِ تجربه ارزشمندِ مقاومت ایران، شرکتِ فعالِ زنان در رهبری، ضرورتِ نبردِ همه‌جانبه‌ علیه بنیادگرایی و دیکتاتوری دینی است.
شکستِ قطعیِ بنیادگرایی ممکن است. اما به دستِ همین زنان.
آنها هستند که چهره جهان را تغییر می‌دهند.
به خواهرانم در سراسرِ جهان می‌گویم برای دفاع از شعله‌های آزادی که در اشرف زبانه می‌کشد و در شهرهای ایران امتداد می‌یابد، بپا‌خیزید.




کنفرانس تغییر در خاورمیانه ـ نقش زنان، به مناسبت روز جهانی زن

 

 

 

 

دوشنبه، ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ / ۰۷ مارس ۲۰۱۱


دردها و آرزوهای مشترک برای رهایی ملت‌هایمان از بنیادگرایی، استبداد و عقب‌ماندگی
- خانم مریم رجوی رئیس جمهوربرگزیده مقاومت در کنفرانس تغییر در خاورمیانه - نقش زنان که در اورسوراواز با شرکت زنان پارلمانتر و شخصیتهای سیاسی از کشورهای خاورمیانه برگزار شد، روز جهانی زن را به همه زنان جهان تبریک گفت و خاطر نشان ساخت که:
«ما دردهای مشترک داریم، دشمن مشترک داریم و  البته آرزوهای مشترک برای رهایی ملت‌هایمان از بنیادگرایی و استبداد و عقب‌ماندگی. 
 به همین دلیل همه ما در خیابان‌های تونس یا قاهره و بنغازی و بغداد و سایر پایتختها همراه قیام کنندگان سرود   اذَ الشَعبُ یوما ً اَرادَ الْحَیات را خواندیم و پیروزی انقلاب‌ها را به همدیگر تبریک گفتیم. چون هرکدام از آنها یک پیروزی بود برای همه ما».
متن این سخنرانی را در زیر ملاحظه می کنید:
به خانه مقاومت ایران خوش آمدید.
ما در آستانه روز جهانی زن به خواهرانم در سراسر دنیا این روز را تبریک می‌گویم.
این روز نابرابری و ستم و خشونت علیه زنان را گوشزد می‌کند.
اما در عین حال و بیشتر از آن ، یادآور مبارزات قهرمانانه زنان است. علیه نابرابری و ظلم.
به این مناسبت به پیشتازان  مبارزات برابری‌طلبانه زنان در سراسر جهان و بخصوص به زنان  دلیری که در قیام‌های اخیر در خاورمیانه و شمال آفریقا بپا‌خاسته‌اند و پیروزیهایی بزرگی برای کشورهای منطقه و همه ما خلق کرده اند، درود می‌فرستیم.

شاید که  ما، یکدیگر را اولین بار است که می‌بینیم. اما در عین حال بسیار بسیار نزدیک و آشنا هستیم. فکر میکنم آنچه که ما را بهم نزدیک میکند و احساس نزدیکی بیش از حد میکنیم. قبل از هرچیز، دردهای مشترک ماست و همچنین دشمن مشترکی که داریم، یعنی رژیم ولایت فقیه که در ایران و در تهران نشسته است. حاکم بر کل ایران و الان باید گفت که حاکم بر بسیاری از کشورهای منطقه است. فکر میکنم کمتر کشوری در منطقه است که از ظلم و جور این حکام دین فروش در امان مانده باشد.
بله همچنانکه گفتم ما دردهای مشترک داریم، دشمن مشترک داریم و  البته آرزوهای مشترک برای رهایی ملت‌هایمان از بنیادگرایی و استبداد و عقب‌ماندگی.
 به همین دلیل همه ما در خیابان‌های تونس یا قاهره و بنغازی و بغداد و سایر پایتختها همراه قیام کنندگان سرود   اذَ الشَعبُ یوما ً اَرادَ الْحَیات را خواندیم و پیروزی انقلاب‌ها را به همدیگر تبریک گفتیم. چون هرکدام از آنها یک پیروزی بود برای همه ما.
کما اینکه مردم بپاخاسته این کشورها غرق شادی شدند وقتیکه مردم ایران در همین ایام ۲ بار  با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و اینکه خواستار سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه در تهران و چند شهر بزرگ ایران شدند، وقتی که با این شعارها مردم ایران بپاخاستند  ما شادی همه مردم منطقه را در این قیامها دیدیم.
خواهران و برادران گرامی و عزیز!
انقلاب‌های خاورمیانه و شمال آفریقا به جهان می‌گوید؛ دوران  تازه‌یی در خاورمیانه آغاز شده است. این واقعیتی است که هیچکس نمیتواند آنرا انکار کند.
پیام این بهار شکوفا این است:  قرن ۲۱ قرن ماست. عصر زنان و عصر جوانان است عصردموکراسی و برابریو عصر آزادی خلق‌های منطقه است. این آن واقعیتی است که در میان این هیاهوها هیچکس نمیتواند آنرا انکار کند.

مشخصه‌های این دوران کدام است؟
نخستین مشخصه اینست که دمکراسی و برابری، در مقیاس کل خاورمیانه و شمال آفریقا به یک خواست گسترده تبدیل شده است. عطش جوامع ما به دمکراسی و برابری، هیچگاه در هیچ برهه‌ای از تاریخ این اندازه نبوده است.
مشخصه بعدی اینکه این جنبش فراگیر است. در این جنبش فراگیر، این جوانان و زنانند که نقش فعال و پیشتاز را دارند. و این یک عنصر نو و جدید است که چشم جهانیان را خیره کرده و همه را مجبور کرده در تحلیلها و گزارشها به آن استناد کنند.
سومین مشخصه، نادیده گرفتن جنبش آزادی‌خواهانه که پروژه مشترک بنیادگرایان و مماشات‌گران غرب است، شکست خورده است.
به جرات میشود گفت که سیاست مماشات که برای بنیادگراها یک فرصت تاریخی بود و  فرصت تاریخی فراهم ‌کرد، برای تغذیه و بقای آنها در منطقه، شکست خورده است و همه به شکست این سیاست اذعان کرده اند.

اما چهارمین ویژگی برجسته این دوران اینست که موج تغییر که در سراسر کشورهای منطقه آغاز شده فاشیسم ولایت فقیه را قویاً هدف قرار داده است. و برخلاف دروغ‌های آخوندهای حاکم بر تهران،در حقیقت این جنبشی است علیه ولایت فقیه و الگوی ارتجاعی خمینی. که فکر میکرد حالا بعد از ایران میتواند آنرا به سایر کشورهای منطقه صادر کند ولی الان می‌بیند که هم در ایران و هم در کشورهای منطقه همه از آن تبری می‌جویند در حالیکه فریاد آزادیخواهی و دمکراسی خواهیشون بر آسمان بلند است.
در حقیقت؛ مقاومت و آگاهی عمومی نسبت به طینت پلید این رژیم بالا رفته و همه متوجه شده اند که مطامع شریرانه این رژیم برای کل منطقه چقدر خطرناک است.و اگر جلوی آن نایستند و قیمت را هرچه سریعتر ندهند. بها و هزینه بسیار گزافی از جیب خواهران و برادران ما در کل منطقه خواهد گرفت.
الان که دوران  تازه‌یی از حیات ملت‌های این منطقه آغاز می‌شود، تهدید این رژیم برای دوران  گذار بیشتر از هر زمان است.
خواهران   عزیز و گرامی من
ـ آیا برای این چشم‌انداز پرشکوه و برای تحقق این تغییرسـرنوشت‌ساز، برای دستیابی به دمکراسی و برابری، از زنان کاری ساخته است؟ شما ممکن است از سوال من ناراحت بشوید ولی از آنجا که این سوال، سوالی است که در کل منطقه مطرح است دلم میخواهد اول اینجا بین خودمان، یعنی شما زنان شجاع و مبارز و نماینده از همه کشورهای منطقه طرحش کنم.
آیا زنان خاورمیانه می‌توانند در این تحول بزرگ نقش جدی داشته باشند؟
واقعیت اینست که انقلاب‌ها در شمال آفریقا و خاورمیانه و حضور تحسین برانگیز
دختران جوان در صفوف این جنبشها و خیلی جاها در صف مقدم، جواب این سوال را داده است، جواب این سوال؛ آری است.
بله؛ میتوانند و باید و ضروریست و بدون حضور آنها نمیشود، و این آن حرف جدید است.
   قیام سال گذشته و امسال در سراسر ایران و حضور رزمنده و فعال زنان در آن، باز جواب را به ما میدهد و آن؛ آری است.
  سه دهه مقاومت علیه رژیم ولایت فقیه، با آنهمه زنان شهید و اسیر، بر روی تخت شکنجه‌ها، زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفتند اما دست از مقاومت برنداشتند. تاریخچه این سه دهه به ما می‌گوید؛ آری.
ـ و همچنین رهبری پایداری در شهر اشرف توسط زنان  پیشتاز می‌گوید؛ آری.
 ـ باید گفت که نه تنها این زنان نقش جدی دارند بلکه  نیروی تعیین‌کننده در مبارزه علیه بنیادگرایی‌اند.
ـ بعبارت بهتر؛ بدون آنها چنین مبارزه ای پیش نخواهد رفت. و اگر بخواهم حرفم را تکمیل کنم، باید بگویم این زنان هستند که نیروی تعیین‌کننده در بنای دمکراسی بخصوص در کشورهای منطقه خاورمیانه هستند. چون در منطقه خاورمیانه، بلای بنیادگرایی به هیچ جامعه ای اجازه پیشروی نخواهد داد، به همین دلیل آنتی تز بنیادگرایی حضور فعال و وجود زنان در این نبرد عظیم است.
واقعیت اینست که زنان رنج‌های بسیار کشید‌ه‌اند. بخصوص تحت حاکمیت بنیادگرایان، تبعیض و تحقیر دردناکی را در این سالها تحمل کرده‌اند.
بصورت بی‌رحمانه، سرکوب شده و قربانی ستم و بهره‌کشی بوده‌اند. و حتی حق‌شان بعنوان انسان انکار شده است.
الان در ورود خواهر عزیز افغانی داشتند به من میگفتند از ستمهایی که آنجا در افغانستان بر زنان افغان، توسط این عُمال دست نشانده آخوندهای حاکم بر تهران انجام میشود. بسیار دردناک است؛ می ببینیم و میشنویم، اما قطعاً نه آنطور که شما از نزدیک دیدید اما میتوانیم لمس کنیم چون مشابه آنرا در جاهای دیگر، در کشورهای دیگر دیده ایم.
فکر میکنم در این زمان، در عصر آگاهی و ارتباطات و در عصر بیداری و برخاستن زنان، دیگر این ستم‌ها فقط مایه درد و رنج و تحقیر و توهین برای زنان نیست، به عکس؛ مایه انگیزش زنان برای کسب آزادی و برابری‌ است. یعنی این ستمها، سرچشمه جوشان یک قدرت برای مقابله و نبرد و مبارزه علیه عاملان آنهاست. 
 به علاوه، در آنها شکیبایی و بردباری و ایمان و یک امید‌ سرشار، ایجاد میکند که در هیچ شرایطی دست از مبارزه برندارند. یعنی یک توانایی بی‌انتها، برای گسستن زنجیر‌ها و برای تغییر‌کردن و تغییر‌دادن .
اما الگویی که رژیم ولایت فقیه عرضه می‌کند، در نقطه مقابل این اندیشه، بر نادیده گرفتن زنان و بر بهره‌کشی از آنها متکی است.
در نقطه مقابل این فرهنگ منحط، زنان، مبارزه خود را بر ازخودگذشتگی استوار می‌کنند.
برای برداشتن هر مانعی، قدم به قدم، قیمت آنرا‌ می‌پردازند و تلاش میکنند در نقطه مقابل آن، خصائص انسانی در خودشان رشد می‌دهند و کیفیت انسانی را د‌ر افرادپیرامون خود، شعله‌ور می‌کنند.
و این چنین به منبع لایزال انسانی، یعنی نیروی نهفته در هر انسان، بخصوص زنان که بدلیل سرکوب و ستم مضاعف، دارای انرژی سرکوب شده مضاعف هستند. اینطوری میتوانند به این منبع لایزال دسترسی پیدا کنند و هر سدی که بر سر راه پیشرفت آنها قرار میگیرد، قدرت دارند که آنرا کنار بزنند. 
خواهران و برادران گرامی!
دوران جدید، همچنین با قدرت شگرفی شناخته می‌شود که می‌تواند موانع بزرگ را از سر راه بردارد. این قدرت همبستگی میان ملت‌های این منطقه و به ویژه،  همبستگی میان  زنان است.
ـ همبستگی و همدلی در قبال دشمن مشترک ما، که آخوندهای حاکم بر ایران‌اند.
ـ همراهی و همیاری برای دستیابی به آزادی.
از یاد نمی‌بریم که در همین هفته‌های اخیر، مردم افغانستان برای نشان‌دادن خشم و اعتراض خود نسبت به اعدام خواهران و برادران ایرانی خود توسط رژیم ولایت فقیه در کابل، تظاهرات کردند.
از یاد نمی‌بریم که سال گذشته، مردم فلسطین چه تلاش‌هایی برای ارسال غذا و دارو به اشرف محاصره شده انجام دادند.
و از یاد نمی‌بریم حمایت‌ها و دفاع فعالانه‌یی که روشنفکران، نویسندگان، مدافعا حقوق بشر و وکلای مصر، از مجاهدان اشرف کردند.
حالا اشرف، در سومین سال یک محاصره ظالمانه و ضدانسانی، پایداری خود در برابر فشارها و حملات سازمان داده شده، توسط رژیم ولایت فقیه را به اوج رسانده است.
بخصوص که بیش از یکسال است که آخوندها با نصب ۲۱۰ بلندگو در اطراف اشرف یک جنگ  روانی کثیف ۲۴ ساعته را، علیه آنان به اجرا گذاشته‌اند.
بعلاوه نخست‌وزیری عراق درصدد است شمار نیروهای سرکوب در اشرف را بیشتر کند. چون قول و قرارش با خامنه ای در تهران بوده است.
 بنابراین در این شرایط اگر اشرف توانسته است به کمک شما و سایر خواهران و برادرانش در سراسر جهان و به اعتبار پایداری بی شکاف خودش در مقابل هر نوع ظلم و ستم بایستند و اینچنین دشمن را از رو ببره و خسته کند، من فکر میکنم این الگویی هست که میتواند در همه جا تکثیر شود.
برای همه شما آرزوی موفقیت می‌کنم.

Sonntag, 6. März 2011

زنان نیروی تغییر - به‌مناسبت 8مارس

Montag, 21. Februar 2011

قیام تا پیروزی، جنگ صد برابر تا سرنگونی - مسعود رجوی

 
 
 
 

یک‌شنبه، ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ / ۲۰ فوریه ۲۰۱۱
با درود به شهیدان و مجروحان خروش بهمن، پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران
مرگ بر دعی بن الدعی سیدعلی خامنه‌ای
زنده باد آزادی
مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹
ساعتی پیش فراخوان رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت به مردم ایران برای ادامه خروش و خیزش و دعوت عموم اقشار و طبقات خلق به قیام منتشر شد.
این قیامی است تا پیروزی، در جنگ صد برابر برای سرنگونی. سرنگونی رژیم پلید ولایت به سرکردگی «دعی بن الدّعی» سیدعلی خامنه‌ای که حکومت نامشروع او محصول تعرض و تجاوز خمینی لعنت شده، به حق حاکمیت مردم ایران، و جایگزین کردن آن با حاکمیت آخوندیست.
فرزندان دلاور و اشرف‌نشان میهن، به راستی از بهمن ماه خروش آزادی ساختند. کلید طلایی پیروزی را به دست گرفتند و با آن غیرممکن را، ممکن کردند. نگاهی به آرایش نظامی و وضعیت امنیتی و تجهیزات و اقدامات دشمن در تهران از شروع دهه زجر رژیم تاکنون، این حقیقت را آشکار می‌کند. در این آرایش، علاوه بر نیروهای همیشگی، بیش از ۶۰هزار نفر برای کنترل تهران به‌کار گرفته شدند. رژیم گمان می‌کرد به این ترتیب آب از آب تکان نخواهد خورد اما توفان قیام طومار حسابهای ارتجاعی را در هم پیچید. به گفته خرچنگ نظام ( آخوند دهان دریده احمد خاتمی را می‌گوییم) : جنس و سنخ اغتشاشات همان جنس روز عاشورا و همان کسانی بودند که «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه» می‌گفتند:
«جنس اغتشاشات روز ۲۵بهمن، جنس اغتشاش روز عاشورا بود. یعنی همون جنایتکارانی که به عزاداران سید الشهدا حمله کردند، همون جنایتکارانی که مرگ بر اصل ولایت‌فقیه گفتند، همانها آفریننده جنایت ۲۵بهمن بودند، به همین دلیل است ما از مسئولان محترم نظام می‌خواهیم، برخورد قاطع، انقلابی، با همه جریانهای فتنه داشته باشند».
(تکبیر جمعیت: الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، خامنه‌ای رهبر، مرگ بر ضد ولایت‌فقیه... .) - ( آخوند احمد خاتمی- تلویزیون رژیم ۱۳۸۹/۱۱/۲۷).


***
-به دستور خامنه‌ای، در ستاد کل نیروهای مسلح رژیم، ستادی به‌نام ”ستاد مقابله“ تشکیل شد.
-سپاه موسوم به ولی امر، حفاظت بیت‌العنکبوت خامنه‌ای و مقر ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد را در خیابان پاستور و خیابانها و چهارراههای اطراف آن به عهده گرفت.
-سپاه پاسداران ۴۶هزار نفر را در قالب ۱۸۴گردان از ۲۳ ناحیه بسیج و از سپاه ضدمحمد در نقاط مختلف تهران مستقر کرد.
-سپاه ضدسیدالشهدا، مسئول حفاظت و کنترل ثابت از میدان آزادی و مناطق اطراف آن گردید.
-۳۰۰۰نفر از یکان ضربت موتوری و ۱۰۰۰نفر از یکان ضربت پیاده از سپاه ضدثارالله در خیابانها گشت می‌دادند.
- ۴۰۰۰ مأمور سرکوبگر نیروی انتظامی از شهرستانها به تهران منتقل شدند.
- ۱۵۰۰ مزدور از حزب‌الله لبنان به نیروی عملیاتی تهران افزوده شد که ۶۰۰نفر از آنها جدید الورود بودند.
- ۸۰۰ کماندوی شهری از نیروی تروریستی قدس برای کنترل اوضاع از میدان امام حسین تا میدان آزادی به‌کار گرفته شدند.
-بسیجیان ناحیه مقداد و ناحیه ابوذر و هم‌چنین بسیجهای دانشجویی و اصناف و ادارات با لباس‌شخصی در خیابانها و مناطق مختلف به‌طور شبانه روزی پرسه می‌زدند.
- نیروی هوایی و هوانیروز و کلیه کلانتریها در آماده‌باش کامل بودند
سپاه پاسداران ۵۵ دستگاه آبپاش با مخزن ۲۰۰۰۰ لیتری با موتور جت به‌کار گرفت و قرار بر این شد در صورت نیاز ۱۵۰دستگاه از آتش نشانی امانت گرفته شود.
- ۳۰ دستگاه آبپاش دیگر برای پاشیدن مواد سوزان به‌کار گرفته شد
-۸۰۰ دوربین مداربسته جدید با زاویه چرخش۳۶۰ درجه در نقاط مختلف تهران نصب گردید.
-به هر پایگاه ۱۰۰نفره بسیج، شوکر، گاز تهوع‌آور، و انواع گلوله‌ها از جمله گلوله لاستیکی دادند.
- طرح پارازیت ماهواره‌یی و اختلالات اینترنتی و موبایل به اجرا درآمد.
-بر کنترل ایمیل توسط افتا (امنیت فضای تبادل اطلاعات) و واجا (وزارت اطلاعات ج ا) و هم‌چنین شنود کامل تلفنهای داخلی و خارجی و موبایل تأکید مؤکد گردید.
-و سرانجام دستور آتش به اختیار در صورت حمله مردم به مراکز حساس رژیم صادر شد.

***
اما به‌رغم همه این لشگرکشی و این تجهیزات و اقدامات بازدارنده، فرزندان دلیر و اشرف‌نشان میهن، دیوار قطور اختناق را در ۲۵بهمن و روزهای بعد از آن، در جنگ صد برابر با شعار «بیا، بیا» و عزم حداکثر، درهم شکافتند. قیام فرو خفته، این‌چنین از زیر خاکستر شعله کشید.
گفته بودیم که آتش قیام، دیگر بار می‌تواند و باید فروزان و شعله‌ور شود به‌شرط این‌که بهای آن را هرچه که باشد بپردازیم.
اکنون برآنیم که این آتش ادامه و استمرار و گسترش یابد.
هدف، درهم شکستن زنجیرها و طلسم اختناق است. یک آزمایش تاریخی، که حالا دیگر، در این شرایط مشخص داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی، می‌تواند و باید، موفق و پیروزمند گردد. از این‌رو تکرار می‌کنم که کلید پیروزی همان جنگ صد برابر با عزم حداکثر، با «بیا، بیا» و پرداخت بها، سنگین‌ترین بها، با الگوی مجاهدان سوگند خورده اشرف است. پیشتازان وفا و صدق و فدا.
آنان که ۸سال است، بی‌سلاح و محصور و محبوس، ایستاده‌اند و جهانی را به ایستادگی برانگیخته‌اند. خانواده حقیقی آنان، نخستین اعدامیان قیام ۸۸ بودند.
حفره‌ها و کمبودهای قیام در این فاصله، با رنج و خون و محاصره آنان جبران گردید و اخگر قیام و ایستادگی این چنین در کانون استراتژیکی نبرد، حفظ و حراست شد.

***
در خروش بهمن حقایق مهمی به اثبات رسید:
۱-درهم شکستن طلسم ولایت به‌معنی هیمنه و هژمونی ولی‌فقیه ارتجاع به‌گونه‌ای بازگشت‌ناپذیر و درمان‌ناپذیر
۲-بی‌نتیجه بودن و اثرات معکوس اعدامها و تشدید سرکوب و استمرار انقباض در درون و بیرون رژیم
۳-برباد رفتن تمام بافته‌ها و یاوه‌ها و ترفندها و توطئه‌های یکساله خامنه‌ای و احمدی‌نژاد و تمامیت رژیمشان درباره عبور از «فتنه» و بحران و بی‌اثر بودن شعبده‌ها و نمایشاتی از قبیل ۲۲بهمن با گردآوری جمعیت انبوه و ساندیس خواران نظام.
۴-این وضعیت خواه و ناخواه به تعمیق و رادیکالیسم قیام راه می‌برد. کف‌های روی آب را کنار می‌زند و فرصت طلبان و سیاست‌بازان حرفه‌ای را، گام به گام، ناگزیر از «انطباق» می‌کند.
۵-نتیجه این‌که رژیم ولایت‌فقیه، در تمامیت خود رفتنی و در مرحله پایانی است.
منتهای ترس و وحشت رژیم در این مرحله را می‌توان از نسبت دادن قتل شهیدان قیام به مجاهدین، دریافت. رژیمی که ادعای ابرقدرتی و شراکت در مدیریت جهان دارد، به‌رغم همه خط و نشان و شاخ و شانه کشیدنها، به آن‌جا رسیده است که از برعهده گرفتن شلیک به جانب حتی یکنفر در جریان تظاهرات، به‌شدت می‌هراسد. در فضیحتی پر تعفن یک شبه از یک شهید قیام، بسیجی می‌سازد و برای او کارت بسیج جعل می‌کند.
پسر خاله این‌جانب بدون این‌که من خبر داشته باشم داداشم شهید شده، به در منزل من میاد و ازم عکس صانع رو می‌خواد، ما هم به‌خاطر فامیلی بهش دادیم. متاسفانه بعدازظهر ایشون این عکس رو به سایتهای خودشون میدن و اون رو بسیجی قلمداد می‌کنن. ولی خود من اون روز دیدم کارتشو درست کردن. خیلی ما رو تحت فشار گذاشتند گفتند آقا حرف نزنید و چه و از این چیزها. جنازشم به ما نمی‌دن. ما هنوز موندیم چه‌کار کنیم اگه جنازشو به ما ندن ما نمی‌ریم، ما تو سرختم هم نمی‌ریم – (قانع ژاله برادر صانع ژاله-۱۳۸۹/۱۱/۲۷)
این کارتی که الآن برای ایشون درست شد و تو تلویزیون پخش شد این کارت اون هم در عرض یک روز تهیه شده و حتی صحبتهایی که در مورد ایشون شده و گفتند که بسیجی هستند نخیر ایشون هیچ ربطی به بسیج ندارند چون من شناخت کلی دارم از ایشون و از نزدیک با ایشون بودم، می‌تونم بگم که چندین سال با ایشون بودم می‌تونم بگم از مخالفین بسیج بودن – (کامیار، رفیق صانع- ۱۳۸۹/۱۱/۲۷).
***
اشتباه مهلک و استراتژیک ولی‌فقیه فرتوت در این بود که غافل از قانونمندیهای دوران شکستن طلسم ولایت، با خام طمعی و پاچه ورمالیدگی آخوندی، از هول هلیم با خطبه خوانی به زبان عربی در دیگ مصر و تونس شیرجه زد اما جوشش قیام در ایران دامنگیر خودش شد.
بوی کباب شنید اما نمی‌دانست که دیکتاتور و ولی‌فقیه داغ می‌کنند!
اگر خامنه‌ای هوشیار می‌بود، باید در این مقطع بالکل از قیامهای منطقه فاصله می‌گرفت و خودش را نخود این آش نمی‌کرد. قانونمندی دوران طلسم شکستگی، حرکت با احتیاط است. حرکت بی‌دنده و ترمز، کار دستش می‌دهد. زیاده‌طلبی و خیز برداشتن برای مصادره قیامها و سرقت انقلابهای سایرین، مناسب این روزگار نیست. چسبیدن قاچ زین در نظام زهوار در رفته کفایت است!
با اینحال خامنه‌ای کرد آن غلطی را که نباید می‌کرد و آتش به قبایش افتاد. حالا در سراسر عالم به‌خاطر نمایش رسوای یک بام و دو هوا، در مورد قاهره و تهران، زیرضرب است که چرا همان حق و حقوقی را که برای مردم مصر طلبکاری می‌کند، از مردم ایران دریغ می‌دارد!
الغرض، امروز، ولی‌فقیه بیچاره، مصر را به‌دست نیاورده در عراق هم دارد تلوتلو می‌خورد.
سه ماه پیش، سفیرش در بغداد با صراحت پز می‌داد که مالکی را ما روی کار آوردیم. اما اکنون زمین در زیر پای آقای مالکی هم به لرزه درآمده و او دارد از ترس خیزشهای مردم عراق علیه دیکتاتوری و غارت و جنایت، قالب تهی می‌کند. با سبک مغزی، کماکان شاخ و شانه می‌کشد و تهدید به سرکوب تظاهرات می‌کند. روز در میان بر شمار بلندگوهای نظام در اطراف اشرف می‌افزاید بلکه فرجی حاصل شود! خامنه‌ای و مالکی در این ایام، مانند دو جذامی هستند که در یک مداوای مشترک، به خاراندن پشت یکدیگر مشغولند! سرنوشت خود را به یکدیگر گره زده‌اند ولی بعید است که در این معالجه مشترک، توفیق پیدا کنند.
به قسمتی از حرفهای پاسدار دانایی‌فر، سفیر نورسیده رژیم در عراق و یک مهره دیگر رژیم در اواخر آبان ماه گوش کنید:
دانائی‌فر، سفیر رژیم در عراق: بله، من ابتدا لازمه بگم که یک ماراتن هشت و نیم ماهه‌یی که خیلیها رو خسته کرد و احزاب و جریاناتی که بعد از انتخابات فکر نمی‌کردند یک همچی کار فشرده، پیوسته و این همه رایزنی و صحبتهای متعدد، مختلف با احزاب مختلف با همدیگه داشته باشند.
صلاحی: دردور قبل آقای مالکی در بعضی از حوزه‌ها با آمریکاییها نزدیک بود، در انتخابات اونا آمدند در مقابل آقای مالکی ایستادند و جریان مقابل آقای مالکی رو تقویت کردند و آن انفجارها هم رو در عراق بالاخره به‌وسیله نیروهایی که زیر سلطه و نفوذ آمریکاییها صورت گرفت. به نظر می‌رسه که آمریکاییها صحنه را کاملاً باختند، قافیه رو کلاً باختند و الآن خبرگزاریهای دنیا کلاً اینو مطرح می‌کنند که ایران پیروز این میدان بود. علتشم این بود که ایران به‌دنبال خواست مردم عراقه، ایران اجازه نخواهد داد که در عراق یک حکومتی روی کار بیاد که هم برای مردم عراق مشکل‌زا باشه هم برای منطقه مشکل‌زا باشه هم برای کشور بزرگی مثل ایران که روابط بسیار سنتی و دیرینه‌ای با عراق داشته و مردم اساساً ارتباطات فرهنگی و اعتقادی گسترده‌ای با هم دارند. ایران اجازه نخواهد داد که همچین حرکتی را چه آمریکا و چه عربستان و چه دیگری در عراق انجام بده. بنابر اینم بحمدالله یک صحنه بزرگی، پیروزی بزرگی برای سیاست خارجی ما بود. در این دوره که من فکر کنم در داخل ایران خیلی روی این بحث صحبت نشد، کار نشد. به نظر من یک مقداری ظلم شد چون این دوره ۸ماهه که آقای سفیر محترم هم فرمودند یک جنگ سیاسی تمام عیاری بود. آمریکا عربستان و برخی کشورهای دیگر در آنطرف و جمهوری اسلامی ایران
اما نگاه بکنید به آمدن آقای نوری مالکی به تهران و نشستهایی که با مسئولین جمهوری اسلامی ایران داشتند. از مقام معظم رهبری تا رئیس‌جمهور و سایر مسئولین جمله‌ای که عمدتاً مورد تأکید مسئولین جمهوری اسلامی در صحبت با آقای نوری المالکی این بود که ما خواهان عمران، آبادانی و سازندگی در عراق هستیم.
دانائی‌فر: اما دیگران و به‌خصوص آمریکا به‌دنبال این بودند کس دیگه‌یی بشود رئیس‌جمهور نه آقای طالبانی، کسی دیگه‌یی بشود به‌عنوان نخست‌وزیر نه آقای مالکی، اما ما در عمل دیدیم که خوشبختانه این اتفاق افتاد – (تلویزیون رژیم۱۳۸۹/۰۸/۲۶).

***
و این هم تبریک و اعلام پیروزی وزارت اطلاعات آخوندها برای روی کار آوردن مالکی در عراق:
پیروزی ایران مبارک!
سرانجام پس از ماهها بلاتکلیفی سیاسی عراق، پارلمان تشکیل و با انتخاب رئیس‌جمهور، روند تشکیل دولت آغاز شد... ...
در این میان نوری المالکی هدف بیشترین حملات و تبلیغات قرار داشت و ماهها قبل از اتمام دوره نخست وزیری‌اش، تهاجم علیه وی آغاز گردید و بزرگترین ائتلاف از گروههای سنی با انگیزه مخالفت و کنار زدن وی شکل گرفت.
یکی از مهمترین برچسبهایی که به‌دلیل شیعه بودن به وی زده شد ارتباط با ایران بود... ..
باند رجوی نیز آتش‌بیار این معرکه شد و با هدف تحریک آمریکا و با این عنوان که پیروزی مالکی، پیروزی ایران و باخت آمریکا در عراق خواهد بود به تبلیغ علیه وی پرداخت.
جنگ علیه مالکی که توسط رسانه‌های عربی و غربی نیز پشتیبانی شد، آرایش صحنه را به این شکل چید که مالکی مساوی است با ایران... .
سرانجام یک سال پس از جنگ بی‌وقفه و همه‌جانبه علیه مالکی، وی با توافق گروههای سیاسی عراق به نخست‌وزیری رسید که با توجه صف‌آرایی سیاسی و اتهامات و تبلیغات طراحی شده از سوی باند بعثی - مجاهدین علیه وی معنایی جز پیروزی ایران و گردن نهادن آمریکا و عربستان و گروههای سنی به آن ندارد... ... .
ایران در مصافی سیاسی و این بار در عراق، برنده شد. – (سایت اطلاعات آخوندی موسوم به ایران‌دیدبان ۱۳۸۹/۰۸/۲۲).
***
رژیم تا آن‌جا پیش رفت که اپوزیسیون عراق را بالکل ساخته و پرداخته مجاهدین توصیف کرد. پاسدار رضایی دبیر مصلحت نظام در این باره نوشت:
منافقین ۲۰ نشریه علیه مردم عراق منتشر کرد
سرکرده گروهک تروریستی منافقین در طول سالهای اخیر با هدف ماندن در عراق، سرمایه‌گذاری زیادی در این کشور انجام داد و با حمایت تشکیلاتی و مادی، علاوه بر اپوزیسیون‌سازی برای مردم عراق، بیش از ۲۰ نشریه و گروه سیاسی - اجتماعی به راه انداخت تا دولت مطلوب او در عراق بر سرکار بیاید.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانیهابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) این هزینه‌ها اهمیت فوق‌العاده‌ای برای سرکرده‌این گروهک تروریستی داشت، چرا که علاوه بر تلاش برای شکست نوری المالکی ـ نخست‌وزیر عراق ـ در شرایط ویژه وقتی فشار برای باز کردن درب پادگان اشرف بالا می‌رود، این نشریه‌ها و گروههای ساختگی می‌توانند تحت عناوین حقوق‌بشری از او حمایت کنند.
بر اساس این خبر، راه‌اندازی برخی خبرگزاری‌های نیمه رسمی، تعدادی رادیو و تلویزیون، گسترش و فعال کردن پایگاههایی در اردن، عربستان، کویت، امارات، پاکستان و رژیم صهیونیستی نیز در همین رابطه بود ضمن این‌که فعالیتهای اروپایی و آمریکایی نیز در خدمت چنین سیاستی بود، به عبارتی نوک پیکان تمام تلاشهای منافقین به پادگان اشرف ختم می‌شد…
بیش از ۷۵ درصد هزینه‌های مادی و تشکیلاتی گروهک تروریستی منافقین در هشت سال گذشته صرف عراق شده است... .. (سایت پاسدار رضایی موسوم به تابناک ۱۳۸۹/۱۰/۲۶).

***
راستی که وقتی کار به مجاهدین می‌رسد، سراپای رژیم در هراس و وحشت فرو می‌رود. در نیمه بهمن دیلی‌تلگراف اسناد بسیار قابل توجهی را در این باره از ویکی‌لیکس منتشر کرد.
در این اسناد تصریح شده است که دولت انگلیس معتقد است که نگرانیهای رژیم تهران و جنون و سوءظن آن نسبت به سازمان مجاهدین خلق ایران تا آینده‌یی نامحدود و بشکل شدیدی ادامه خواهد داشت و اضطراب شدید رژیم ایران در مورد روابط سازمان مجاهدین خلق ایران با دولتهای غربی بر روی مقامات رژیم، در مورد موضوعاتی از قبیل پرونده اتمی، تاثیرات منفی دارد.
سه روز پیش، در ادامه همین جنون و هراس و اضطراب شگفت انگیز، وزارت اطلاعات رژیم بار دیگر به عقده گشایی پرداخت. یکی از سخنگویان وزارت بدنام گفت «سران فتنه» همان حرفهای ۲۰-۳۰سال پیش مجاهدین را «تکرار می‌کنند». به گفته او:
- «جریان نفاق از روزی که این کشور اسلامی به وجود آمد کار خود را در ایران آغاز کرد و تا زمان ظهور امام زمان هم به فعالیت خود ادامه می‌دهد».
- «بنی صدر در دام منافقین افتاد»
- و «آیت‌الله منتظری... قائم‌مقام رهبری این کشور که دارای سوابق فراوانی در انقلاب بود (نیز) در عرض کمتر از چهار سال آدم منافقین شد».
- «انتشار لیست جعلی کشته شدگان حوادث سال گذشته (هم) از سوی فرزند یکی از بزرگان انقلاب، در واقع... از طرف منافقین صادر شد و به دست این فرد رسیده بود که او هم بدون هیچ دقتی آن را منتشر کرد»
-از این‌رو «تمامی حوادث سال گذشته دقیقاً ۳۰سال پیش توسط منافقین هم در کشور انجام شده بود و معلوم بود که صحنه گردان اصلی حوادث سال گذشته منافقین هستند».
- «امروز سران فتنه دقیقاً همان مطالبی را می‌گویند که مسعود رجوی سرکرده منافقین سالها است آنها را تکرار می‌کند».
-و ای دریغ که «امروز منافقین در خانه‌های ما نفوذ کرده‌اند و پیامکهای آنان در گوشیهای فرزندان ما وجود دارد و باید حواسمان را بیشتر جمع کنیم تا در دام منافقین نیفتیم» (هاشمی نژاد- خبرگزاری مهر، ۲۶بهمن۸۹).
به روشنی پیداست که جریان تعمیق و رادیکالیسم قیام، و پیشروی انقلاب دموکراتیک مردم ایران، تا کجا سردمداران و مهره‌های رژیم را دچار وحشت و اضطراب و سوءظن کرده است.
اما حرف اصلی مجاهدین و مقاومت ایران با رژیم خمینی و ولایت‌فقیه، از روز اول یک چیز بیشتر نبوده و نیست. حرف در یک کلام، حاکمیت و رأی جمهور مردم است. آزادی است. فریاد هر ایرانی است. داستان انقلابی است که به سرقت بردند و به مسلخ کشاندند. اما، نه مرده، و نه خاکستر شده است. زنده و رویان است.۳۰سال است در کوران حوادث و آزمایشات بسیار، برجای مانده و تداوم یافته است. به یمن وجود مریم رهایی و انقلابش و زادگان آرمانی و گوهران بی‌بدیلش در صفوف مجاهدین پیش می‌رود، شاخ و برگ می‌گسترد و خود را در طول زمان، بیشتر و بیشتر اثبات می‌کند. این اثبات حق حاکمیت و بشارت پیروزی و آزادی مردم ایران است.

***

جباران و دیکتاتورهای قد و نیم قد تاریخ، از تونس و مصر تا عراق و ایران، همیشه در مرحله پایانی به یک دوراهی می‌رسند: عقب‌نشینی یا سرکوب خونین؟
بن علی و مبارک این شانس را داشتند که سریعاً عقب نشستند و به اراده خلقهایشان تسلیم شدند.
اکنون نوبت تصمیم‌گیری خامنه‌ای است.
وزیر خارجه آمریکا اخیراً گفت «تاریخ نشان داده است که سرکوب، اغلب اوقات، نهایتاً بذرهای انقلاب را می‌پراکند» (هیلاری کلینتون-خبرگزاری فرانسه ۲۶/۱۱/۸۹)
انقلاب دموکراتیک مردم ایران پیروز می‌شود.

رودخروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران
 ضامن پیروزی محتوم خلق ماست

مرگ بر دعی بن الدعی، سیدعلی خامنه‌ای
زنده باد ارتش آزادی
مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹