Sonntag, 5. Juni 2011

Donnerstag, 2. Juni 2011

Amir Aram Be Pa Kheesبپاخیز از امیر آرام

Mittwoch, 1. Juni 2011

مهدی سامع - خامنه ای قاتل زندانی سیاسی هاله سحابی است

 

 

مهدی سامع - خامنه ای قاتل زندانی سیاسی هاله سحابی است

چهارشنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ / ۰۱ ژوئن ۲۰۱۱
AddThis Social Bookmark Button
صبح امروز، چهارشنبه  ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ مزدوران خامنه ای در یک اقدام جنایتکارانه خانم هاله سحابی را در مراسم خاکسپاری آقای عزت الله سحابی مورد ضَرب و شَتم وحشیانه قرار داده و او را به شهادت رساندند.
مزدوران جنایتکار خامنه ای بی شَرمانه به مراسم تَدفین آقای سحابی حمله کرده و با وارد کردن ضَربه به سینه و شکم زنده یاد هاله سحابی او را به قتل رساندند.
خانم هاله سحابی زندانی سیاسی بود که در روز ۱۴ مرداد ۱۳۸۸، در اعتراض به برگماری محمود احمدی نژاد در سمت گماشته ولی فقیه، در میدان بهارستان دستگیر شد و در بیدادگاه ولایت خامنه ای به دو سال محکوم شد.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران با ابراز تنفر و انزجار از این اقدام وحشیانه، مسئول قتل خانم هاله سحابی را علی خامنه ای می داند. ما ضمن محکوم نمودن این جنایت ضد انسانی، شهادت خانم هاله سحابی را به خانواده او و به زندانیان سیاسی تسلیت می گوید.سازمان چریکهای فدایی خلق ایران خواستار آن است که شورای امنیت ملل متحد، شورای حقوق بشر سازمان ملل و نهادهای مدافع  حقوق بشر، رژیم ایران را به خاطر نقض روزمره اولیه ترین حقوق مردم ایران محکوم و سران این رژیم را در دادگاه جنایت علیه بشریت محاکمه کنند.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران۱۱خرداد ۱۳۹۰ برابر با ۱ ژوئن ۲۰۱۱

مریم رجوی قتل آشکار زندانی سیاسی هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش را قویأ محکوم می‌کند

 

 

 

مریم رجوی قتل آشکار زندانی سیاسی هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش را قویأ محکوم می‌کند

چهارشنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ / ۰۱ ژوئن ۲۰۱۱
AddThis Social Bookmark Button
فاشیسم دینی حاکم یک روز بدون کشتار و اعدام و شکنجه قادر به ادامه حیات نیست
صبح امروز، چهارشنبه ۱۱خرداد، فاشیسم دینی حاکم بر ایران دست به جنایت ضد انسانی جدیدی زد. پاسداران و لباس شخصی های خامنه ای با حمله به مراسم تشییع جنازه آقای عزت الله سحابی، دختر وی، هاله سحابی را با مشت و ضربات منتهی به فوت، به قتل رساندند. رژیم متعاقبا این جنایت پست و پلید را ”ایست قلبی” خواند.
خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، این جنایت آشکار را که در برابر دیدگان عموم صورت گرفته است، قویأ محکوم کرد وبه خانواده سحابی تسلیت گفت.
خانم رجوی افزود: جنایت تکاندهنده امروز درباره یک زندانی سیاسی، درونمایه پلید و شقاوت بی حد وحصر و بربریت رژیمی را بازتاب می‌کند که تحمل یک تشییع جنازه را هم ندارد و یک روز بدون قتل وکشتار و شکنجه و اعدام قادر به ادامه حیات نیست.
رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران خواهان ارجاع پرونده نقض مستمر و وحشیانه حقوق بشر در ایران به شورای امنیت و محاکمه سردمداران رژیم در دادگاه بین المللی به خاطر جنایت علیه بشریت شد. رژیمی که به گفته خودش تنها در پنج ماه اول سال میلادی ۲۰۰ زندانی را اعدام کرده و صدها زندانی دیگر را محکوم به اعدام کرده که در انتظار اجرای حکم به سر می برند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۱خرداد ۱۳۹۰ (اول ژوئن ۲۰۱۱)

فراخوان به گردهمایی۱۸ژوئن در پاریس همزمان با سی امین سالگرد ۳۰خرداد

Sonntag, 29. Mai 2011

فراخوان به گردهمایی۱۸ژوئن در پاریس همزمان با سی امین سالگرد ۳۰خرداد

 

 

فراخوان به گردهمایی۱۸ژوئن در پاریس همزمان با سی امین سالگرد ۳۰خرداد

شنبه، ۰۷ خرداد ۱۳۹۰ / ۲۸ می ۲۰۱۱
سرآغاز مقاومت براي سرنگوني استبداد مذهبي - پيروزي عدالت -  حفاظت از اشرف،
سرآغاز مقاومت برای سرنگونی استبداد مذهبی - پیروزی عدالت -  حفاظت از اشرف،
هم‌میهنان،
 مشتاقان آزادی ایران،
حامیان و یاران گرانقدر مقاومت،
درسی امین سالگرد سی خرداد، در قله پیروزی عدالت و مقاومت، و صدور حکم منع تعقیب و لغواتهام ترویستی در پرونده۱۷ژوئن؛ کمیته برگزاری گردهمآیی ۱۸ ژوئن در پاریس، همه شمارا به برپایی اجتماع  عظیم دفاع از اشرف، فرا می خواند.
هشتمین گردهمایی بزرگ را  درشرایطی برگزار می کنیم که برجسته ترین وکلا و حقوقدانان فرانسه در باره پیروزی کارزار هشت ساله شما با استناد به گفته قضات تحقیق فرانسه تاکید می کنند: «حکم منع تعقیب بر این اساس صادر شد ه است که اپوزیسیون ایران، که ما افتخار دفاع از آن را داریم، تجسم حق مشروع مقاومت در برابر دیکتاتوری و بربریت است». و خاطرنشان می کنند که حکم صادرشده «. صرفاً به لغو هرگونه اتهام تروریستی اکتفا نکرده، بلکه حق مقاومت در برابر ستم را هم یادآوری میکند که در ماده دوم بیانیه حقوق بشر و شهروندی مورخ ۱۷۸۹به عنوان یک حق طبیعی وخدشه ناپذیر ذکر شده است».
 این است اثبات حقانیت و مشروعیت مقاومت رهاییبخش ملت ایران در برابر ستم و سرکوب دیکتاتوری آخوندی.
این است دستاورد تاریخی کارزار عدالت جویانه و آزادیخواهانه شما که به مثابه قاصدان ملت به پاخاسته ایران، هرگز آرام وقرار ندارید و شهر به شهر وکشور به کشور در اقصی نقاط جهان، «آزادی فریاد هرایرانی» را طنین افکن می سازید
این است بر باد رفتن یک دهه سرمایه گذاری، پرونده سازی، شیطان سازی،  انتشار اطلاعات گمراه کننده و لجن پراکنی رژیم آخوندی و مزدوران و شاهدانش علیه مقاومت ایران و سمبل های آن.
واین است سرفرازی و پیروزی مقاومتی سترگ و پایدار که از ۳۰خرداد رو در روی ستم و سرکوب فاشیسم مذهبی با قیام نیم میلیون تن از مردم تهران آغاز شد و اینک در اشرف به مثابه کانون استراتژیکی نبرد و نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش تبلوریافته است.
گردهمآیی دفاع از اشرف تجلی قدرت و شکوه جنبش آزادی مردم ایران در برابر رژیم پوسیده ولایت فقیه است که اکنون هسته اصلی قدرت آن  دستخوش تلاشی و ازهم‌گسستگی است.
گردهمآیی دفاع از اشرف صدای قیامهای وقفه ناپذیر مردم ایران است که با شعارهای «مرگ بردیکتاتور»، «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» سرنگونی قطعی فاشیسم مذهبی را هدف قرار داده است.
گردهمایی دفاع از اشرف، طنین نارضایتی انفجاری و خشم متراکم مردمی است که از اختناق ضدبشری، از حلق‌آویز روزانه جوانان و نوجوانان ایران، از گرانی و رکود و بیکاری، از چپاول و فساد حکومتی و از غارت سرمایه های ملی به جان آمده‌اند.
گردهمایی دفاع از اشرف، رویارویی بزرگ ما با کین توزی دیکتاتوری آخوندی است که اشرف را برنمی تابد. چرا که در اشرف تبلور شرف و مقاومت ملتی را می بیند که ۳۰سال است به تسلیم در برابر ستم آخوندی «نه» می گوید و برای سرنگونی تمامیت استبداد دینی عزم جزم دارد.
اراده قاطع همین ملت است که درکارزار کبیر فروغ اشرف و در پیکارِ دستهای خالی و سرها و بدنهای بی‌دفاع با زرهیها و هامویها و گردانهای تا دندان مسلح، می جوشد و می خروشد و به میعادگاه همبستگی همه ایرانیان آزاده یی تبدیل می شود که با هرعقیده و مرام و با هرگروهبندی سیاسی دلهایشان برای رهایی ایران زمین می‌تپد.
هم میهنان،
مشتاقان آزادی ایران،
اکنون که اشرف با خون‌ها و جان‌های عزیزترین قهرمانانش، پرچم آزادی و برابری و دمکراسی را هرچه مستحکم‌تر به اهتزاز درآورده و الهام‌بخش ایستادگان و قیام‌کنندگان شده است، برما اشرف‌نشان‌هاست که گردهمایی سی امین سالگرد سی خرداد را به قیام پرشکوه ایرانیان دور از وطن در دفاع از «نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش» تبدیل کنیم؛
تا شهیدان حی وحاضر و ناظر اشرف ببینندکه واپسین پیام سرخ‌فام‌شان برای ایستادگی چه آتشی در دلهای هم‌میهنان‌شان بر افروخته است؛
تا تا هموطنان تحت ستم در سراسر ایران ببینند که همبستگی فرزندان و خواهران و برادران‌شان چون کوه دماوند سر به فلک کشیده‌،
تا جهان ببیند که اشرف تجلی مقاومت یک ملت به پاخاسته است و در پایداری‌اش بی‌شمار قلب‌هاست که می‌تپد، بی‌شمار اراده‌هاست که می‌جوشد و بی‌شمار سرهای پرشور است که در سودای آزادی است.
گردهمآیی ۱۸ ژوئن، برآمد بزرگ جنبش ایرانیان است در حمایت از فراخوان مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت برای یاری گوهر شرف و آزادی مردم ایران که اشرف شعله‌ور است؛
برای برعهده گرفتن حفاظت اشرف از سوی ملل متحد،
برای صدور قطعنامه الزام آور شورای امنیت درباره حفاظت اشرف،
برای احقاق حقوق و اجرای التزامات بین المللی و قانونی و تعهدات مکتوب آمریکا درقبال تک تک مجاهدان اشرف،
برای درهم‌شکستن محاصره ضدانسانی و برچیدن بساط شکنجه روانی،
برای پایان دادن به برچسب آخوند ساخته در وزارت خارجه آمریکا،
و برای به رسمیت شناخته شدن حق مردم ایران برای مقاومت و تغییر رژیم منفور ضد انسانی و به دست آوردن آزادی.
عموم هموطنان را به برپایی هرچه گسترده‌تر گردهم‌آیی دفاع از شهر اشرف فرا می‌خوانیم.
زمان : ۱۸ژوئن ۲۰۱۱-۲۸خرداد۱۳۹۰
مکان : پاریس، ویل‌پنت

Mittwoch, 18. Mai 2011

ایران توسط بهار عربی منزوی شده است

 
 
 

چهارشنبه، ۲۸ اردی‌بهشت ۱۳۹۰ / ۱۸ می ۲۰۱۱

گاردین ۲۷ اردیبهشت در مقاله ای  به قلم سیمون تیزدال - ایران از سقوط دشمن دیرینه‌اش حسنی مبارک در مصر استقبال کرده است. ولی حال که این قیام متحد کلیدی عرب آن یعنی رژیم بشار اسد در سوریه را در معرض خطر قرار داده است مسأله تماما به‌صورت دیگری می‌باشد. بدتر از آن این اندیشه که حال و هوای انقلابی‌منطقه ممکن است الهام دهنده اپوزیسیون سبز ضربه خورده ایران شود که مجدداً برخیزد و این خود موجب ترس واقعی است. قضاوتهای عجولانه در واشنگتن و اورشلیم که ایران منفعت برنده اصلی فروپاشی نظم قدیم عربی است اینک به‌نظر می‌رسد غلط از آب درآمده است . جنگ درونی در داخل رژیم با خیزش بلاتکلیفی استراتژیکی در خارج همسان می‌باشد و پیوند خورده است . به این دلیل و به‌خاطر دلایل دیگر مانند دست آورد تاثیر تحریمهای مرتبط با اتمی، دوران خودنمایی نافرمانی بین‌المللی ایران ممکن است روبه پایان باشد.
در بحبوحه توفان خاورمیانه، رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد و رهبر عالی علی خامنه‌ای  - زوج وحشت‌آور تهران- ناگهان از تعادل خارج شدند، آسیب‌پذیر گشته و به ستیزه با یکدیگر افتادند. …
مخاطرات تهران بدون شک زیاد است. اهمیت سوریه برای دولت شیعی ایران به‌عنوان کانال اصلی ارتباطی به حزب‌الله در لبنان، به‌عنوان یک پایگاه برای رهبران حماس که غزه را اداره می‌کنند، به‌عنوان متحد خط مقدم جبهه در رودرویی با اسراییل و آمریکا و به‌عنوان معبر سیاسی و تجاری به جهان عرب به سختی قابل اغراق است. …
مفسر آمریکایی دیوید ایگناتیوس به‌نقل از مقامات آمریکایی گفت، ”اگر اسد جان بدر ببرد مجبور خواهد بود برای دلجویی از معترضین سنی از ایران قدری فاصله بگیرد. و اگر وی سرنگون شود احتمالاً سوریه توسط یک رژیم تحت سلطه سنی ها حکومت خواهد شد که با ایران خصومت بیشتری خواهد داشت“.
پی آمدهای منفی شورشهای عربی برای ایران در سوریه متوقف نمی‌شود. پیوند ناگهانی بین جناحهای متخاصم فلسطینی حماس و فتح، بعد از سالیان دوری تلخ، حاکی از احساس جدید ناامنی رهبری حماس در پایگاه همیشگی سوری اش می‌باشد. اما این پیوند هم‌چنین محصول جسارت جدید مصر است که به سرعت از یوغ بندگی مبارک پروآمریکایی رها شده و شروع به اعاده اعتبار مصر به‌عنوان قدرت پیشروی عرب و یک میانجیگر صادق منازعات بین العربی نموده است. …
مصری که کمتر بنده واشنگتن و بیشتر آماده مخالفت با اسراییل است ( برای نمونه با باز کردن دائم مرزهای غزه) در تئوری می‌تواند به ایران سود برساند. ولی یک مصر دموکراتیک تر و به‌طور سیاسی قوی‌تر و مستقل، هم‌چنین می‌تواند یک حریف نیرومند در قبال جاه‌طلبی های منطقه‌یی تهران باشد.
بیرون ریختن ناگهانی خصومت سرکوب شده که توسط بهار عربی آزاد شده است توهم روابط هماهنگ ایران با جهان عرب که از سوی ایران ترویج می‌شود را سوراخ کرده است و در عوض انزوای ایران را برجسته می‌سازد. برای خامنه‌ای  و احمدی‌نژاد که در نزاع با یکدیگر هستند خطرناکتر این است که این بهار می‌تواند به‌عنوان کاتالیزوری در جهت احیای اپوزیسون داخلی ایران عمل کند و این در هنگامی است که مشکلات اقتصادی بالا گرفته است و چند دستگی سیاسی قبل از انتخابات پارلمانی سال آینده ایران تشدید گشته است. معترضین در تهران در آخرین تظاهراتشان در ماه فوریه که مانند تظاهراتهای دیگر سرکوب شد شعاری را سر دادند که این زوج وحشت‌آور بهتر است به آن بیاندیشند: ”مرگ بر دیکتاتور، چه درقاهره و چه در تهران“.

پیام مهوش علاسوندی مادر عبدالله و محمد فتحی

 
 
 
 

چهارشنبه، ۲۸ اردی‌بهشت ۱۳۹۰ / ۱۸ می ۲۰۱۱
عصر ٢٧ اردیبهشت - اگر فرزندان من یکبار مردند٬ قاتلین و شکنجه گران و مسئولین این پرونده روزی صد بار خواهند مرد.
آنها روی آرامش را نخواهند دید مخصوصا رحیمی و بهرامی و سرهنگ حسین زاده و حبیب اللهی دادستان اصفهان. وقتی در مقابل دو پسرم قرار گرفتم و گفتند یک دقیقه وقت دارید آخرین ملاقات را انجام دهید به پسرانم گفتم سرتان را بالا بگیرید و با چشم باز بمیرید و به چشمهای آن کسی که طناب دار بر گردنتان می اندازد نگاه کنید.
سوال من این است که در کجای دنیا رسم است حتی اجازه ندهند مادر و فرزندانی که قرار است اعدام شوند با خیال راحت همدیگر را در آغوش بگیرند. فرزندان من خواستند دستشان را باز کنند و یک لحظه مرا در آغوش بگیرند، گفتند نمیشود. در کجای دنیا به آخرین خواست محکوم به اعدام گوش نمیدهند! پسرم گفت میخواهم مامانم را بغل کنم٬ دستم را باز کنید. نکردند گفتند قانون است. به پسرانم گفتند ببینید چه کشور قانونمندی داریم! گفتم من دستهایم را دور گردن شما می اندازم. من شما را بغل میکنم همانطور که از کودکی تا الان بغل تان میکردم.
ما سحرگاه امروز در مقابل در زندان اصفهان بودیم. جمعیتی که آنها را نمی شناختم در کنار من بودند و جوانان زیادی آرام آرام اشک میریختند. وقتی آخرین ملاقات انجام شد و نزد دوستانم برگشتم٬ همانهایی که بیرون در منتظر من بودند٬ همانهایی که اولین بار می دیدمشان٬ گفتم عزیزانم گریه نکنید. اینها ادعا میکنند که با کشتن دو فرزند من جامعه ایران پاک میشود و مشکلات از این جامعه رخت بر می بندد٬ پس خوشحال باشید که با قتل دو عزیز من قرار است آرامش به جامعه ایران بازگرد! قرار است دیگر کسی گرسنه سر بر بالین نگذارد و کسی شکنجه نشود! قرار است دیگر کسی از گرسنگی نمیرد! قرار است همه مصائب این جامعه که از سر و روی ما بالا میرود تمام بشود! به جوانانی که در سحرگاه خونین امروز اشک میریختند گفتم فرزندان من اولین قربانیان اینها نبودند اما امیدوارم آخرین قربانیان اعدام باشند.
یکبار دیگر میپرسم آیا نباید به آخرین خواست اعدامی ها توجه کرد؟ فرزندان من دو نامه نوشته اند که در حقیقت وصیت نامه آنها است. آنها به من گفتند مادر یک نامه عفو و بخشش برای تو و پدرم نوشته ایم و یک نامه به خدا، مستقم برای خدا نوشته ایم و سوالات خودمان را از او کرده ایم. به زندانبان گفتم نامه های فرزندانم و را به من بدهید. گفتند اول باید ببینیم چه نوشته اند وکپی بگیریم و سپس تحویل میدهیم. این چه حکومتی است که از نامه دو فرزند من که دقیقه ای بعد آنها را اعدام میکند٬ میترسد و این چه حکومتی است که وصیت نامه فرزندانم را هم به من نداده است؟
وقتی فرزندان مرا کشتند، و البته صحبت این بود که امروز چهار نفر دیگر را نیز اعدام کرده اند٬ آمبولانس حامل پیکرهای فرزندانم را که خواستند بیرون بیاورند٬ مردان اسلحه به دست از جوانان و مردمی که دست خالی در آنجا در آنجا تجمع کرده بودند و اشک میریختند، وحشت داشتند. من این وحشت را در چشمهای آنها می دیدم.
درگرامیداشت یاد فرزندان من شمع روشن کنید و به آرزوی دنیایی باشیم که زندانی نباشد. به امید اینکه دیگر در هیچ جای دنیا اعدامی نباشد. اعدام در سراسر دنیا باید خاتمه پیدا کند. در هیچ جای دنیا نباید شکنجه ای باشد. به امید اینکه اگر هم زندان و زندانی هست٬ زندانها برای تربیت و سازندگی باشد نه شکنجه و زورنمایی و قلدری یک مشت جنایتکار و قلدر. انسان سازی و راهنمایی و کمک جای شکنجه و توهین و تحقیر را بگیرد.
بعدی >

محمد و عبدالله فتحی دو برادر ۲۷ و ۲۸ ساله به اتهام محاربه به دار آویخته شدند

 
 


چهارشنبه، ۲۸ اردی‌بهشت ۱۳۹۰ / ۱۸ می ۲۰۱۱
محمد و عبدالله فتحی دو برادر ۲۷ و ۲۸ ساله به اتهام محاربه به دار آویخته شدند
نظام شقاوت پیشه ولایت فقیه در یک جنایت هولناک، روزسه شنبه ۲۷اردیبهشت دو برادر به نامهای محمد و عبدالله فتحی، ۲۷ و ۲۸ساله، را در زندان دستگرد اصفهان به دار آویخت.
دژخیمان قوه قضاییه رژیم اتهام این دو زندانی سیاسی را محاربه با خدا از طریق سرقت مسلحانه و تشکیل گروه غیرقانونی ضد نظام جمهوری اسلامی اعلام کردند.
این دو زندانی سیاسی که پدر و دائیشان از زندانیان سیاسی دهه۶۰ هستند، از فروردین سال۱۳۸۹ دستگیر و در طول یکسال گذشته تحت شکنجه قرار داشتند. پدر آنها گفت: «پسران من به سرنوشت آنهایی دچار شدند که به اتهام بازدید از اشرف در عراق، اعدام شدند». مادر آنان تأکید کرد: «در بدن هر دوی اینها آثار شکنجه هنوز هم باقی است. در زمان بازداشت اولیه، اینها را حتی تهدید به تجاوز و آزار جنسی کردند... عروسم هم به خاطر شکنجه شوهرش به دادسرای نظامی اصفهان شکایت کرده بود...اما به جای پاسخگویی، عروسم را هم به اتاق بازجویی برده و تهدید کردند».
مردم و جوانان اصفهان که از شب قبل از احتمال این اعدام جنایتکارانه مطلع شده بودند، سحرگاه سه شنبه برای جلوگیری از اعدام این دو جوان در مقابل زندان دست به تجمع زدند. دژخیمان برای پراکنده کردن مردم به دروغ گفتند که حکم اجرا نمی‌شود.
با اعدام این دو جوان شمار  زندانیان اعدام شده طی ۹روز گذشته دست کم به ۳۲تن بالغ می شود.
رژیم رو به اضمحلال آخوندها بیهوده تلاش می کند با تشدید سرکوب و اعدام با موج انزجار عمومی مقابله کند و از شعله ور شدن قیامهای مردمی و انفجار خشم جوانانی که نفی تمامیت این رژیم را هدف قرار داده اند، جلوگیری کند.
مقاومت ایران از جامعه جهانی می خواهد سکوت در قبال نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران و روند فزاینده اعدامهای خودسرانه را کنار گذاشته و رژیم آخوندی را به خاطر این بربریت افسارگسیخته مورد تحریمهای همه جانبه قرار دهد.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰(۱۸ مه ۲۰۱۱)

Dienstag, 26. April 2011

وحشیگری در (اشرف)... و جسد آسیه جهان بی‌عملی را افشا می‌کند






وحشیگری در (اشرف)... و جسد آسیه جهان بی‌عملی را افشا می‌کند 

 

 

 

دوشنبه، ۰۵ اردی‌بهشت ۱۳۹۰ / ۲۵ آوریل ۲۰۱۱
AddThis Social Bookmark Button

مانند ده‌ها کشته دیگر جسدش فریاد می‌کشد و با فریادش جهانیان را به کمک می‌طلبد که مرا بپوشانید، بپوشانید،
فریاد می‌کشد، و فریادش در قرارگاه اشرف و در کل عراق می‌پیچد، نجوای او با دو بالش به پرواز در می‌آید، و از جایی بجایی دیگر می‌رود، اما هیچ مروتی در این جهان نیست و هیچ شهامتی وجود ندارد. روزنامه الوطن قطر ۴ اردیبهشت نوشت، آسیه رخشانی نوجوانی است که به دست یک تک تیرانداز در چند روز پیش وقتی نیروهای مالکی به (اشرف) حمله کردند به جسد تبدیل شد، آنها با زرهیها و کلاشینکوفها و کلاهخودها و قیافه‌های خشن خود حمله کردند.
آسیه، دختری که درکالیفورنیا درس خواند، بعد از مدتی طولانی برای دیدار نزد خانواده‌اش بود اما وقتی که با وحشیگری حمله کردند، تک تیرانداز مالکی در انتظارش بود. آسیه باور نداشت که چنین وحشیگری در این جهان رخ دهد، او عجله کرد که چشم دوربینش را باز کند تا حقارت قراردادهای ضدبشری را برای تاریخ ثبت کند، تا چگونگی تجاوز به قرارگاههای پناهندگان و چگونگی زیرپا قراردادن معاهده‌ها و قوانین و اخلاق و چگونگی اهانت بجانها را ثبت کند،
فلش دوربینش برق زد و با بیش از یک عکس و دو عکس، ترس عیان شد و فضاحت رسوا گشت، وقتی دوباره فلش برق زد چشم تک تیرانداز نیز برق زد و یک تیر و چند تیر شلیک شد و... آسیه با صورت بر زمین افتاد در حالی که دوربین اسطوره‌ای‌اش در دستش بود.
تصورش می‌کنم، تک تیرانداز را، تصورش می‌کنم که با خود بینی لبخند می‌زند، چون که او یک دختر جوانی را شکار کرد که در دستش یک چشم سوم بود...
مالکی درگیر بودن جهان را شکار کرد چرا که از سیاستمدار گرفته تا خبرنگار همه مشغول حوادث منطقه عربی و انقلابها بودند. اما او با آن‌چه ایران را در عراق به خود مشغول کرده درگیر شد، میان آن‌چه ایران را در عراق به خود مشغول می‌کند مخالفین در (اشرف) هستند.
به قرارگاه با یک لشکر کامل حمله کرد و دستورات این بود که با وحشیگری بکشید، قبرها را نبش کنید و تدفین را مانع شوید، زخمیها را در حال فریاد کشیدن رها کنید، اجساد را با فریادهای کمک طلبانه‌ای که ما را بپوشانید، بپوشانید، رها کنید، و... هم‌چنان فریاد می‌کشند و جسد آسیه هم‌چنان فریاد کمک خواهی می‌کشد اما دنیا همگی نه گوش دارد و نه وجدان!
آن‌چه در اشرف اتفاق افتاد و تا به الآن از قتل و وحشت و خرابی و زیر خاک کردن جنایت اتفاق می‌افتد همگی تحقیر وقیحانه کنوانسیون چهارم ژنو است که بر حمایت از پناهندگان تأکید می‌کند، آن‌چه در اشرف از قبیل ممانعت از دفن مرده‌ها و اشغال قبرها رخ داد، تحقیر همه ارزشهای آسمانی و تحقیر همه قوانین و اخلاق مردم روی زمین است.
جسد آسیه همچنا فریاد بر می‌آورد و دوربین کوچکش در مقابل چشم جهانیان فریاد می‌کشد: به این وحشیگری و پستی نگاه کنید، و در وجدانش: مالکی گذشت، او هر روز از اینجا بسوی ایران، می‌گذرد!