ـ شورای ملی مقاومت ایران با تأکید بر التزام اعضای خود در قبال برنامهٌ شورا و دولت موقت و طرحها و مصوبات و ساختار سیاسی شورا، طرح جبههٌ همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی را اعلام میدارد و در چارچوب این جبهه آمادهٌ همکاری با دیگر نیروهای سیاسی است.
۲ـ جبههٌ همبستگی ملی، نیروهای جمهوریخواهی را که با التزام به نفی کامل نظام ولایتفقیه و همهٌ جناحها و دسته بندیهای درونی آن، برای استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت مبارزه میکنند، دربر میگیرد.
جبههٌ همبستگی ملی تبلیغ بهسود حاکمیت آخوندی و هریک از جناحهای آن و مذاکره و برقرارکردن رابطه با آنها را خط قرمز پیکار آزادیخواهانه و مرزبندی ملی ایرانیان در برابر حاکمیت آخوندی میشناسد و آنرا محک تشخیص دوست و دشمن و معیار تنظیم رابطه با کلیهٌ افراد و جریانهای سیاسی میداند.
۳ـ داوطلبان عضویت در جبهه، التزام خود را به مادهٌ ۲ این طرح اعلان میکنند. اولین گردهمایی جبهه، به بحث و گفتگو دربارهٌ همه مسائل جبهه از جمله بررسی و تصویب عضویتها، تنظیم و تصویب آئیننامههای لازم و انتخابات درونی جبهه میپردازد.
تبصره: دبیرخانهٌ شورا تدارک برگزاری اولین گردهمایی جبهه را برعهده دارد.
طرح حاضر در سه ماده و یک تبصره در تاریخ ۱۳آبان ۱۳۸۱ در شورای ملی مقاومت ایران بهتصویب رسید.
مسئول شورای ملی مقاومت ایران
مسعود رجوی
از سخنان رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گردهمایی همبستگی در پاریس – ۳۰تیر ۱۳۷۳
... امشب جشن همبستگی ملیاست، همبستگی ملی کلیهٌ اجزای ملت ایران. همهٌ آنهایی که برای آزادی و استقلال ایران دلشان میتپد و به آن عشق میورزند. از کلیهٌ ملیتها: فارس، کرد، ترک، لر، بلوچ، ترکمن، عرب و غیره، از تمامی مذاهب: مسیحیان ارجمند، کلیمیها، زرتشتیها و سایر مذاهب، کلیه ورزشکاران و ملیپوشهای قهرمان کشور، فرهنگیان، دانشگاهیان، دانشآموزان، دانشجویان، متخصصان، همهٌاقشار، چهزن و چه مرد، چه پیر، چه جوان و هنرمندان.و چه شب مبارکی است امشب که پیوند همهٌ آنها بهخصوص جامعهٌ هنرمندان است با مقاومت ایران.
حميد حائرى، زندانى سياسى، بدليل ديدار با فرزندش در اشرف، محاكمه مىشود
زنداني سياسي آزاد بايد گردد
قضاييه خونخوارخامنهاى، حميد حائرى از زندانيان باسابقه سياسى را كه بهخاطر ديدار با فرزند مجاهدش در اشرف و هوادارى از مجاهدين زندانى است، به اتهام «محاربه» دربيدادگاههاى فرمايشى خود مورد محاكمه قرار داد.
گزارشها حاكيست كه وزارت اطلاعات آخوندى پس از پروندهسازى و و بازجوييهاى مستمر عليه حميد حائرى وى را به شعبه 28 دادگاه ضد مردمى به رياست دژخيم مقيسهيى تحويل داد و روز چهارشنبه 29ارديبهشت تحت محاكمه نمايشى قرار گرفت.
حميد حائرى از زندانيان سياسى دهه 60، در 15آذر ماه 1387 در حاليكه بهخاطر جراحت ناشى از تصادف سنگين دربستربيمارى بود، با يورش مأموران و دژخيمان وزارت اطلاعات دستگير و به بند مخوف 209 زندان اوين منتقل شد.
وى بارها از سوى دژخيمان و بازجويان وزارت اطلاعات تحت شكنجههاى جسمى و روحى قرار گرفت تا به خواستههاى آنها تن دهد، اما در برابر دژخيمان به مقاومت و ايستادى ادامه داد. دژخيمان وزارت اطلاعات بارها او را تهديد كردهاند كه همسر و دختر جوانش را دستگير و در اردوگاه مرگ كهريزك تحت شكنجه قرار خواهند داد.
حميد حائرى در بيداگاه ديكتاتورى آخوندى از جمله به محاربه، ديدار با فرزندش در اشرف، هوادارى از سازمان مجاهدين، فعاليت مستمر سياسى و تبليغ عليه نظام متهم شده است.
سازمان مجاهدين براى توقف اعدام شش تن از هوادرانش فراخوان داد
كارزار گسترده عليه تأييد حكم اعدام براي بستگان مجاهدان اشرف, ادامه دارد
خبرگزارى يوروپرس اسپانيا گزارش داد: سازمان مجاهدين خلق ايران به يك اقدام بينالمللى براى توقف اعدام شش تن از هوادرانش توسط رژيم آخوندى فراخوان داد.
اين خبرگزارى افزود: ”رئيسجمهور منتخب شوراى ملى مقاومت ايران كه خواهان نفى“ ديكتاتورى آخوندى ايران ”است اين موضوع را توهينى براى انسانيت در قرن 21 خواند. مريم رجوى در يك اطلاعيه اعلام كرد كه:“ رابطه اقتصادى با اين رژيم تنها زمانى مىتواند ادامه يابد كه وضعيت اعدامها پايان گيرد و وضعيت حقوقبشر در اين كشور تضمين گردد.
يوروپرس نوشت: همراه با على صارمى كه 23سال از زندگىاش را در زندان گذرانده، محسن مقدم دانشپور و پسرش احمد، عبدالرضا قنبرى، جعفر كاظمى، محمد على حاج آقائى نيز محكوم شدهاند. آنها رابطه معمول خود را با خانوادهشان در كمپ اشرف در عراق حفظ كردند، جائى كه 3500تن از اعضاى سازمان مجاهدين خلق ايران در آن ساكن هستند.
زندانى سياسى، حسن ميرزايى، جهت شكايت از عاملان شكنجه، استمداد طلبيد
زندان
اينجانب حسن ميرزايى در تاريخ ۳/۳/۸۸ در ايست بازرسى سپاه در منطقه سلماس توسط ماموران امنيتى دستگير شدم و حدود هفده روز در وزارت اطلاعات شهرستانهاى سلماس و خوى بازداشت بوده و تحت بازجويى بودم در مورخ ۲۱/۳/۸۸ از زندان شهرستان خوى به اداره اطلاعات شهرستان اروميه منتقل شدم و حدود ۴۷ روز تحت شکنجههاى فيزيکى و روحى شديدى قرار داشتم. در طول ۴۷ روز شکنجه در اداره اطلاعات شهرستان اروميه شاهد شکنجههاى فيزيکى از قبيل ضرب و شتم، شلاق زدن به پاها و کتف هايم، جوجه کباب (آويزان کردن از دستها و پا ها) و آويزان کردن از دو دست بودم.
از روز هفتم بازداشت در اداره اطلاعات اروميه روزانه دو بار صبح و عصر توسط صندلى برقى شکنجه شدم و بعد از ۱۴ روز به بند ۲۰۹ اوين منتقل شدم و در آنجا نيز با تزريق ۳ بار امپول به بدنم دچار کندى عضلات و کندى عجيب در پاسخگويى به سوالات و عدم توانايى در راه رفتن شدم و طى اين مرحله حدود ۷ الى ۸ روز به جز آب نمىتوانستم غذا بخورم.
سپس از بند ۲۰۹ زندان اوين به زندان خوى منتقل شدم که در ايام سپرى شده در اين زندان بهدليل آسيب ديدگى از ناحيه سينه دچار تنگى نفس و سرفههاى شديد به همراه خلط شدهام و زانوى چپم نيز بهدليل تحمل شکنجههاى شديد جسمى همچنان اذيتم مىکند.
در مدت يک سال که در زندانهاى شهرستان خوى و اروميه هستم يعنى تحمل حبس مينمايم با توجه به پيگيريهايم و مراجعات متعدد به بهدارى زندان و طبق نظر پزشک زندان خوى و زندان اروميه در معاينات اوليه اعلام شد که شش هايم نيازى فورى به عکس راديو لوژى دارد و همچنين در معاينات مقدماتى در بهدارى زندان اوين نيز پزشک زندان گفت بر اثر آن شکنجهها رشتههاى عصبى قسمت زانوى پاى چپ آسيب شديد ديده و اين موضوع باعث لاغر شدن پاى چپم شده است پس از معايانات پزشکى بارها در خواست معالجه با هزينه شخص ام در بيمارستانى در خارج از زندان شدم و يا خواهان ملاقات با يک پزشک متخصص شدهام که تا کنون نتيجهاى در بر نداشته است و حال عمومىام روز به روز به وخامت مىگرايد.
با مشاهده اين ظلمها و تحمل شکنجههاى جسمى و روحى و عدم درمان بيماريهايم و کارشکنيهاى صورت گرفته از سوى مسئولين از تمامى سازمانها و نهادهاى حقوقبشرى در داخل کشور تقاضا دارم نسبت به انتشار شکنجههاى متحمل شدهام افشاگرى نموده و آنرا به گوش جهانيان برسانند.
همچنين از کليه هم وطنان در خارج از کشور که در فعاليتهاى بشر دوستانه پيشقدم هستند درخواست دارم که به نيابت از بنده شکايتى را از رژيم منحوس حاکم بر ايران در دادگاه بينالمللى لاحه طرح کنند تا بعد از آزادى از زندان مخوف رژيم جهل و ظلم از طريق محافل حقوقى پيگير اين وحشىگريها شوم در نهايت از تلاش تمامىدوستان و مدافعان حقوقبشر تشکر مينمايم.
حسن ميرزايى فرزند على
زندان مرکزى اروميه
۱ خرداد ماه
طرح سرکوبگرانه موسوم به حجاب و عفاف، به دلیل شدت انزجار اجتماعی از این طرح و تهدیدات بالقوه و بالفعلی که رژیم طلسم شکسته ولایت فقیه از طرف مردم احساس میکند، مدتیست که به موضوع کشمکش باندهای درونی رژیم تبدیل شده است.
باند جنایتکار ولی فقیه، نمایشهای مسخره یی تحت عنوان اعتراض علیه بدحجابی در تهران و بعضی شهرستانها به راه می اندازد که خود به نمودی از ضعف و درماندگی رژیم آخوندی در برابر مردم بپاخاسته و زنان آزاده میهن تبدیل شده است، آخوند جنایتکار علم الهدی امام جمعه مشهد روز ۲۸ اردیبهشت در سخنرانی برای جمعی از مزدوران رژیم که در یکی از نمایشهای سرکوبگرانه میدان رضائیهای تهران موسوم به ۷تیر جمع شده بودند گفت:
«قبول داریم که حجاب و عفاف یک امر فرهنگی است، اما بیحجابی ناهنجاری است. بیحجابی تهاجم دشمن است. بیحجابی توطئه نابکارانه عناصر ضدولایت و ضد نظام است. مسوولان ما در این کشور باید توجه کنند مساله بیحجابی مبارزه با یک فرهنگ نیست. دخالت در امور خصوصی مردم نیست. مقابله با یک دشمنی به انقلاب است».
آخوند کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در خطبههای نمایش جمعه روز ۲۴ اردیبهشت گفت: «جنگى نرم در حال حاضر شروع شده ... برخى بانوان و دختران که یقین داریم معتقد هستند تحت عنوان آزادى، بدحجاب شدهاند اما آنها باید بدانند ... این یک امر وارداتى است».
آخوند عبدالغفار آل حبیب هم در نمایش جمعه نوشهر گفت: امروز در جنگ نرم، رزمندگان خط مقدم زنان و دختران ما هستند.
آخوند ناصر مکارم شیرازی از مراجع تحت فرمان خامنهای نیز به انزجار فزاینده مردم از طرح ننگین موسوم به عفاف و حجاب اشاره کرد و گفت: برخى که پیامد اجرایى شدن این مصوبه را کم شدن تعداد آراى انتخاباتى برمىشمرند، بدانند که این کار اشتباه و شرک است و تبعیت از دموکراسى غرب است.
وحشت کارگزاران رژیم از واکنش اجتماعی در برابر این طرح و مقابله دانشجویان با آن به حدیست که کمیتههای سرکوبگر انضباطی در دانشگاهها که وابسته به وزارت بدنام اطلاعات هستند، جرأت پیاده کردن آن را ندارند، روزنامه حکومتی ابتکار از تَمَرُّد این کمیتهها یاد کرد و نوشت: امروز ابلاغیهای از سوی حراست کل وزارت علوم صادر شد مبنی بر اینکه با مصادیق بدحجابی و کشف حجاب به صورت جدی و قاطعانه برخورد و تَمَرُّد مدیران کمیتههای انضباطی دانشگاهها به حراست کل گزارش شود... وقتی کمیتههای انضباطی و مسئولان دانشگاهها تذکرات را جدی نگرفته و حتی بی محلی نشان میدهند مسلما وقتی نیروی حراست یک دانشگاه به یک دانشجوی بی حجاب تذکر دهد او را مسخره خواهند کرد.
آخوند مصطفی رستمی نمانیده خامنهای جنایتکار در دانشگاه بوعلی سینای همدان گفت: ”عدهای از افراد جامعه عمدا پوشش و عفاف را مورد هدف قرار دادهاند”
بر بستر یک چنین اعتراضات گسترده اجتماعی است که دستگاه نیروی انتظامی رژیم که مستقیما ازخامنهای جنایتکار خط میگیرد همچنان در وحشت از اجرایی شدن این طرح و ورودش به این کارزار پیشاپیش شکست خورده، این دست و آن دست میکند.
پاسدار رادان جانشین سرکرده انتظامی کشور روز ۲۶ اردیبهشت به خبرگزاری حکومتی فارس به مزدور ان روحیه باخته حزب اللهی وعده سرخرمن داد و گفت: به دلیل مطالبه عمومى مردم نسبت به بدحجابى راهکارهاى اجرایى طرح حجاب و عفاف تدوینشد
اما پاسدار ساجدی نیا سرکرده انتظامی تهران بزرگ نیز با علم کردن طرحهایی مثل مبارزه با مواد مخدر و اراذل و اوباش از پرداختن به طرح باصطلاح حجاب و عفاف سر باز زد و گفت: طرح برخورد و شناسایى مزاحمان خیابانى از هفته آینده در پایتخت آغاز مىشود.
با اجراى این طرح تمامى مزاحمان خیابانى و نوامیس تهران شناسنامهدار مىشوند. ساجدی نیا چنگ و دندان پوشالی نشان داد و گفت: راهاندازى پلیس نامحسوس در تهران بزرگ اجرایى شده است”.
قیام سراسری مردم ایران، آنچنان ضربات کوبندهای بر نظام فرتوت آخوندی وارد کرده که به رغم همه یقهدرانیهایی که باندهای فاشیستی و زن ستیز وابسته به خامنهای در مورد ضرورت مقابله با مقاومت زنان میهن دارند، نیروی سرکوبگر انتظامی از ورود به این جبهه، به خاطرگر گرفتن اعتراضات اجتماعی به شدت وحشت دارد. این همان بن بست سرکوب در رژیم آخوندی است که آن را مستمراً ناتوانتر و بی رمقتر از قبل در اجرای طرحهای سرکوبگرانه می کند
اطلاعيه خانواده زندانيان هوادار سازمان مجاهدين خلق ايران
ما جمعي از خانواده هاي زندانيان سياسي در ايراناز مجمع عمومي سازمان ملل )عفو بين الملل( بهجد مي خواهيم با توجه به شرايط خطرناک حاکمبر زندان ها و زندانيان و احکام صادره از جانبقضات قوه قضائيه ايران که هيچ کدام منطبقبر قوانين بين المللي و حتي قانون اساسي ايرانو قوانين مرتبط به احکام اسلامي هم نمي باشدوبا توجه به اعدام هاي اخير که حکم صادره عليهآنها هيچ گونه انطباقي با کيفر خواست موجود درپرونده هاي آنها نداشته و هيچ تلاشي هم از هيچفرد مسئولي در داخل و خارج براي نجات جانآنها انجام نگرفت و در پي اين مساله فقط بر تعدادخانواده هاي بي سرپرست افزوده شده و هيچ کسدر برابر اين خانواده ها و فرزندانشان مسئوليتي بهعهده نمي گيرد.حال با توجه به شرايط حاکم بر جامعه ، ما خانوادههاي زندانيان سياسي از شما مي خواهيم به عنوانيک ارگان بين المللي مسئوليت خود را در قبالاين احکام غير انساني و حقوق بشري و غير قانونيدست به يک حرکت عملي بزنيد و دست از دادناين بيانيه ها و محکوميت هاي بيهوده برداريد وفقط به مانيتور کردن اکتفا نکنيد اگر واقعا خود راوابسته به يک سازمان توانمند و حقوق بشري ميدانيد فکري به حال فرزندان و عزيزان ما که بهجرم ديدار با فرزندانشان در اشرف به بدترين وجهدستگير شده و در شرايط نگران کننده و وخيمي بهسر مي برند اقدام فوري انجام دهيد.ما مجددا از شما مي خواهيم که دست به حرکتهاي عملي بزنيد و جان عزيزان ما را از حکم هاينا عادلانه نجات دهيد در اين حرکت آه مادران، اشک کودکان و سوز جگر همسران را ببينيد وبي سر وساماني و بلا تکليفي چندين هزار خانوادههاي زندانيان که هر شب با بغض و اشک سربر بالين مي گذارند را در نظر داشته باشيد ما باياري خداوند از شما مي خواهيم که دست هايشما براي ياري ما و مانعي براي دادن اجراي ايناحکام باشد.
با آرزوي همکاري و همياري فوري و عملي خانواده زندانيان هوادار سازمان مجاهدين خلق ايران تهران ارديبهشت
89
اطلاعيه خانواده زندانيان هوادار سازمان مجاهدين خلق ايران
اینجانب رودابه اکبری خانه دار و همسرزندانی سیاسی جعفر کاظمی, دارای ۲ فرزند می باشم.همسرم را در تاریخ ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۸ درخیابان هفت حوض درشهر تهران ساعت ۶ صبحدستگیر و به مدت ۲ هفته خبری از او نداشتم و ۳روز تحت شکنجه بوده و ۷۴ روز در سلول انفرادیدر شرایط بدی به سر می برد.اتهام وارده به همسرم هواداری و تبلیغ از سازمانمجاهدین و دیدار با فرزندمان در اشرف بودهاست. وضعیت او در داخل زندان به این نحو بودهکه پس از ۳ روز شکنجه و ۳ ماه انفرادی ایشان راتحت فشار برای انجام مصاحبه تلویزیونی کردندو وقتی با مقاومت وی روبه رو شدند اقدام بهشکنجه و ضرب شتم شدید نمودند به طوریکه منجر به شکسته شدن ۳ دندان او گردید هماکنون همسرم در شرایط جسمی و روحی نگرانکننده ای به سر می برد.بعد از دادگاه اول که حکم اعدام از سوی قاضی مقیسه ای صادر شد وکیل همسرم شفاها اعتراضنمودند که حکم صادره برای اتهام موجود که فقط تبلیغ علیه نظام بوده بسیار سنگین و غیر قانونی است که همان جا قاضی پرونده اعلام می دارد: من تحت فشار مقامات بالا مجبور شدم چنینحکمی صادر نمایم. طبق گفته وکیل همسرم لایحه تنظیم شده جهت دادگاه دوم که ۳ صفحه بودهو اختصاص به تبلیغات علیه نظام بود , اصلا دردادگاه اشاره ای به آن نگردید و درحد ۲ خط کوتاه حکم اول )اعدام( را تا یید کردند. نام قاضی دوم برای دادگاه تجدید نظر ) زرگر ( می باشد.بازجو به همسرم گفت که ما برای حفظ نظاماحتیاج به چندقربانی داریم که یکی از قرعه ها به نام تو افتاده است. مجددا از همسرم می خواهندکه مصاحبه برای درگیری روز عاشورا انجام بدهدکه با مخالفت وی روبرو میشوند چرا که همسرم ۳ماه قبل از عاشورا دستگیر شده بود بازجویان اوراتهدید میکنند در صورت عدم موافقت جهت انجام مصاحبه همسرو فرزندت را جلوی چشمانت تحت شکنجه قرار میدهیم وعلیرغم تهدید بازجویان مبنی براینکه همسرت را جلویت قطعه قطعه میکنیم ولی باز اودرمقابل انجام هرگونه مصاحبه مقاومت میکند ودرمقابل مقاومت همسرم به وی اعلام میکنند که اعدام وی لازم الاجرا و قطعی میباشد . بعد از ۷۴ روز که در بند ۲۰۹ در انفرادی بودند ایشان را یک هفته به جائی به نام سوئیت منتقل و بعد از آن به بند ۳۵۰ منتقل می کنند .مدت سه هفته علیرغم مراجعات مکرر من وفرزندکوچکم به زندان برای دیدار پدرش میرفتیم هیچ ملاقاتی ندادند.در کدام قانون وقاموس و در کدام کشور دیدار بافرزند جرم محسوب میشود؟ اگر دیدار با فرزنداز نظر جمهوری اسلامی جرم است و گناهی استکه حکمش اعدام باید باشد,بله همسر من گناهکارمی باشد.با توجه به وضعیت وخیم زندانیان سیاسی و باتوجه به عدم رسیدگی به احکام ضد حقوق بشریو غیر قانونی و بی گناهی عموم زندانیان سیاسیدرخواست رسیدگی فوری و عملی در باب عدماجرای احکام صادره اعدام را دارم .شرایط بالا فقط خاص همسر من و خانواده مانمی باشد بلکه همه خانواده های زندانیان سیاسیدرشرایط بد روحی هستند وخانواده های زندانیان سیاسی خواهان اقدام عملی و فوری سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر هستیم.
با تشکر رودابه اکبری همسر زندانی سیاسی جعفر کاظمی
درپی انتشار خبر تأ یید احکام اعدام درمورد۶ تن از هوادران مجاهدین و اعضای خانواده های مجاهدان اشرف،
هموطنانمان در ۱۴شهرجهان به پاخاستند و در لندن، پاریس، کلن،اتاوا ، مونترال، ونکور، استکهلم، اسلو، کپنهاگ،سانفرانسیسکو، لس آنجلس، تورنتو و لاههدست به تظاهرات زدند.تظاهرکنندگان با شعارهای مرگ بر دیکتاتور ومرگ بر خامنه ای, ما همه یک صدا ییم, ما همهیک ندا ییم, مرگ بر اصل ولایت فقیه, انزجارخود را از اعدام وحشیانه زندانیان سیاسی اعلامکردند.تظاهرکنندگان همچنین خواستار توقفاعدامهای جدید که توسط دادستانی جنایتکارآخوندی اعلام شده گشتند.
مراسم هفتمین روز جانباخته راه آزادی مهدی اسلامیان با حضور گسترده مردم شیراز برگزار شدمراسم گرامیداشت هفتمین روز جانباخته راه آزادیمهدی اسلامیان از اعدام شدگان ۱۹ اردیبهشتماه در شیراز برگزار شد. در این مراسم علاوه به خانواده،بستگان و دوستان تعداد زیادی از مردم در آنشرکت کردند و یاد این جانباخته راه آزادی را گرامیداشتند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران) ۲۷ اردیبهشت ۸۹ ( روز یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ماهمراسم گرامیداشت هفتمین روز جانباخته راه آزادیمهدی اسلامیان در شیراز برگزار شد. این مراسم ازساعت ۱۷:۰۰ آغاز گردید. که در آن علاوه بر حضوربستکان ودوستان تعداد زیادی از مردم در آن شرکتکردند. مردم دسته ،دسته در مراسم حضور می یافتندو یاد و خاطره مهدی اسلامیان را گرامی می داشتند.تعداد شرکت کنندگان در این مراسم بسیار زیاد بودو از نقاط مختلف استان و حتی از شهرستانها در آنشرکت داشتند. مراسم گرامیداشت هفتمین روز جانباخته راه آزادی تا ساعت ۲۱:۰۰ ادامه داشت.مامورین وزارت اطلاعات در روزهای گذشته این خانواده را تحت شدیدترین فشارها و تهدیدات قرارداده بودند که از گرفتن مراسم گرامیداشت خوداری کنند که با ایستادگی خانواده اسلامیان آنها عقب نشستن و به این خانواده گفته شد که مراسم را فقط با حضور اعضای خانواده و بستگان برگزار کنند .اماخانواده اسلامیان به خواست مامورین وزارت اطلاعات جواب رد دادند و به آنها اعلام کردند که ما این مراسم را برگزار خواهیم کرد.
شب گذشته خانم مریم راحمی مادر زنده یاد مهدیاسلامیان در اثر فشارها و ناراحتیها و سوگ از دستدادن فرزندش وضعیت جسمی وی به وخامتگرا یید و به بیمارستان منتقل شد او در حال حاضر دربیمارستان بستری است .
دانشجویان دانشگاه کردستان :انتقام فرزاد را می گیریم
دانشجویان آزادیخواه دانشگاه کردستان دراقدامی گسترده دست به شعار نویسی اعتراضی در رابطه با حکم اعدام جنایتکارانه زندانی سیاسی فرزاد کمانگر زده اند. بنا بر این خبرروی تمام درها و دیوارها ی دانشگاه کردستاننوشته شده است انتقام فرزاد را می گیریم.
در انتقام گيري ازخون 5 زنداني اعدام شده،18 پاسدار توسط مردمدر كردستان به قتل رسيدند
بنا به گزارشهاي رسيده، روز شنبه 25ارديبهشت در نزديک شهر مرزي مريوان دراطراف دهات ويسه و سياناو 3 نفر از مزدورانسپاه پاسداران به نامهاي کيوان نصيري، محمدشميران و شريف توسط يك ناشناس کشتهشدند. روز گذشته نيز در يك درگيري درمنطقه اورامانات مريوان نزديک به 15 نفراز پاسداران توسط مردم کشته و 8 نفر زخميشدند كه به بيمارستان بوعلي مريوان منتقلشدند. در بين مردم شايع شده كه اين افراددر انتقام خون 5 زنداني سياسي به دست مردمكشته شده اند.
اذيت و آزار دختران دانشجو توسط مزدورانچادري در دانشگاه تهران و علامه طباطبايي
در دانشكده هاي دانشگاه تهران، تعدادي مزدورچادري گمارده شد ه اند تا دختراني را كه بدحجاب تلقي م يكنند، به دانشگاه راه ندهند. اين اقدام پيش از اين در دانشگا ه هايي همچون علامه طباطبايي صورت گرفته بود اما اكنون اين مساله به دانشگاه تهران هم راه يافته است.زنان چادري و كريه المنظري كه جلوي هر دانشكده نشسته اند به دختران دانشجو ميگويند كه نميتوانند با شال يا روسري وارد دانشكده شوند و بايد مقنعه سر كنند و يا ميگويند كه مانتويشان كوتاه است و بايد به خانه يا خوابگاه برگردند وعوضش كنند. اين اقدام باعث ناراحتي دانشجويان شده و دربرخي موارد دانشجويان با زنان حجاب درگير مي شوند