Donnerstag, 20. Mai 2010

جوابیه زندانی سیاسی علی صارمی

 

 

جوابیه زندانی سیاسی علی صارمی به اظهارات بی اساس جعفری دولت آبادی دادستان تهران



چهارشنبه، ۲۹ اردی‌بهشت ۱۳۸۹ / ۱۹ می ۲۰۱۰
AddThis Social 
Bookmark Button
 بنام خدا
از میان مردمان صادق گروهی در راستای وفای به عهد و پیمانشان با خدا و مردمشان بشهادت رسیدند و گروهی دیگر در انتظارند (قرآن)  و من از منتظرانم هر حقی که پایمال گردد مقاومتی را ایجاد می کند که ظالمان مجبورند به دنائت روی بیاورند و سرکوب را پیشه کنند.
هموطنان عزیز،دادستان تهران دولت آبادی در مصاحبه ای با مجله موسوم به پنجره که در کیهان مورخ ۲۶ /۲ /۸۹ درج شده است، اتهام مرا ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و تاریخ دستگیری مرا شهریور ۸۸ اعلام کرده است یعنی بعد از قضایای انتخابات. در حالی که تاریخ دستگیری اینجانب علی صارمی ۱۳ / ۰۶/ ۸۶ یعنی ۲ سال قبل از انتخابات و رفتن من به شهر اشرف جهت دیدار با پسرم در سال ۸۴ بوده و به خاطر آن دیدار چند روزه به ۱ سال حبس محکوم شدم. دستگیری من در سال ۸۶ بخاطر حضورم در گورستان خاوران بر سر مزار اعدام شدگان سال ۶۷ بود. ولی آیا واقعا  حضور بر سر مزار و یا هواداری یک سازمان ویا دیدار پدری با فرزندش از نظر شما محاربه و حکمش اعدام است؟  به همین دلیل اظهارات دادستان تهران بی اساس تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد و به قدری این اتهام بی اساس است که حاضر نیستند حتی حکم را به وکیلم ابلاغ کنند. حکم را بدون امضای من و وکیلم به تجدید نظرصوری و فرمایشی برده و تایید کرده اند.
با این حال فریاد می زنم که آنها حتی با اعدام و حلق آویز کردنم نمی توانند مرا و
هموطنان آزاده ام را بترسانند چرا که  آن قدر آنها را ترسانده ام که مجبورند اعدامم
کنند. چون تنها دلیل صدور چنین حکم هایی ترس آنها از وضعیت متزلزلشان است، نه انصاف و عدالت.
حال به عنوان پدری که فرزندانش امثال فرزاد،علی ،فرهاد،شیرین و مهدی را تازه به دار
آویخته اند و هزاران فرزند دیگر را پیشتر از این، از من چه انتظاری می رود جز آنچه به
عنوان یک ایرانی موحد و آزاده فریاد بر آورم.
تنم گر بسوزی
به تیر آن بدوزی
کجا
کی توانی
ز قلبم ربایی
تو عشق میان من و میهن من
اگر در طول حیاتم و حتی ۲۳ سال زندان بودنم، نتوانستم وظیفه ام را در قبال خدا ،مردم و
میهنم انجام دهم شاید اعدامم  در بیداری مردمم موثر باشد.
خطاب به مردم و میهنم ،باز هم فریاد می زنم
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
والسلام
زندانی سیاسی علی صارمی
اردیبهشت ۱۳۸۹

همبستگی بین المللی علیه احکام اعدام

 

 

همبستگی بین المللی علیه احکام اعدام ـ تظاهرات ایرانیان آزاده در رم 

 

پنج‌شنبه، ۳۰ اردی‌بهشت ۱۳۸۹ / ۲۰ می ۲۰۱۰
AddThis Social 
Bookmark Button
جمعی از ایرانیان آزاده وحامیان مقاومت درایتالیا مقیم  رم روز چهارشنبه ۱۹مه برابر با ۲۹ اردیبهشت در مقابل سفارت رژیم دراین شهر گرد آمدند و در اعتراض به صدور احکام اعدام برای خانواده های مجاهدان اشرف و هواداران مقاومت به جرم دیدارهای خانوادگی همچنین جنگ روانی مزدوران مالکی و ایادی رژیم و وزارت اطلاعات یک تجمع اعتراضی برگزار کردند.

آنها شعارهایی علیه  خامنه ای واحمدی نژاد همچنین مزدوران عراقی رژیم ووزارت بدنام اطلاعات که ماههاست درپشت دربهای اشرف به فحاشی و هتاکی نسبت به مجاهدان اشرف مشغولند می دادند.
تظاهرکنندگان ضمن محکوم کردن فشار غیر انسانی اعمال شده  برمجاهدین مستقر دراشرف  و اعلام حمایت ازحقوق  آنان تحت کنوانسیون چهارم ژنو خاطر نشان کردند که سکوت جامعه بین المللی به ویژه آمریکا درقبال چنین اقدامات جنایتکارانه ای نظیر صدور حکم ظالمانه اعدام علیه آقایان علی صارمی, جعفر کاظمی و محمدحاج آقایی به جرم ارتباط با مجاهدین و دیدارهای خانوادگی دراشرف بیش از این قابل تحمل نیست و آنان می بایست درقبال عواقب این سکوت که زمینه ساز فجایع بعدی است پاسخگو باشند.
آنان همچنین خواستار رسیدگی به شکایات مجاهدینی که مورد حمله وهجوم وهتاکی مزدوران قرار گرفته اند شدند دراین آکسیون نمایندگان جوامع مختلف ایرانی به سخنرانی پرداخته ودرپایان اطلاعیه های اخیر دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران دررابطه وقایع اشرف قرائت گردید.

شهروندان ایتالیایی که شاهد برگزاری این تجمع اعتراضی بودند ازاهداف این اکسیون حمایت کرده وبا تظاهرکنندگان ابراز همدردی و همبستگی نمودند .

فراخوان به محکوم کردن رفتار ضد انسانی علیه فیلمساز ایرانی

 

 

 فراخوان به محکوم کردن رفتار ضد انسانی علیه فیلمساز ایرانی و اقدام برای آزادی وی

پنج‌شنبه، ۳۰ اردی‌بهشت ۱۳۸۹ / ۲۰ می ۲۰۱۰
AddThis Social 
Bookmark Button
مقاومت ایران, به محکومیت دستگیری و رفتار ضد انسانی علیه آقای جعفر پناهی, فیلمساز ایرانی و اقدام برای آزادی او فراخوان می دهد.
آقای پناهی که از اسفند ماه گذشته در زندان به سر می برد, در تابستان ۱۳۸۸ نیز به خاطر شرکت در گرامیداشت شهیدان قیام مردم ایران, در بهشت زهرا دستگیر شده بود. وی که طی سه ماه گذشته از دیدار با خانواده و داشتن وکیل محروم بوده, با بدرفتاریهای مستمر و ضرب و شتم و شکنجه در زندان مواجه است. آقای جعفر پناهی از چند روز پیش دست به اعتصاب غذا زده است.

مقاومت ایران از عموم مجامع بین المللی مدافع حقوق بشر و همچنین سندیکاها و اتحادیه ها و انجمنهای هنرمندان, نویسندگان و فیلمسازان می خواهد دستگیری آقای پناهی و رفتار ضد انسانی رژیم آخوندی با وی را محکوم نموده و برای آزادی وی و دیگر زندانیان سیاسی اقدام نمایند.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹(۲۰مه۲۰۱۰)

Dienstag, 18. Mai 2010

عليه حكم اعدام شش عضو خانواده مجاهدان اشرف خطاب به خامنه اى و جلادانش



صدای من این دیوار ها را خواهد شکافت.



به یاد ۶ خانواده اشرفی و قهرمانان در زنجیر به اعدام محکوم شده

 
 
دوشنبه، ۲۷ اردی‌بهشت ۱۳۸۹ / ۱۷ می ۲۰۱۰
AddThis Social 
Bookmark Button
 

صدای من این دیوار ها را خواهد شکافت. شما نمی توانید این صدا را مثل جسد سوراخ سوراخ شده  من در خاک پنهان کنید..
حتی اگر مرا به گور بسپارید – که خواهید سپرد – مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.
شهید خسرو گلسرخی در بیدادگاه نظامی شاه خائن
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری ستانم جاودان
او زمن دلقی بگیرد رنگ رنگ
از دیروز که دادستان شقی و جنایتکار زشتخوی آخوندی در تهران دژخیم عباس جعفری دولت آبادی اعلام کرد که حکم اعدام ۶ زندانی سیاسی خانواده مجاهدان اشرف و هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران مورد تایید قرار گرفته است لحظه ای تصویر این قهرمانان بی باک از جلوی چشمانم کنار نمی رود. حرفهای پدر مجاهد خلق علی صارمی که ۲۳ سال از عمر خود را در زندانهای رژیم خونریز آخوندی سپری کرده است در گوشم طنین می اندازد وقتی که در اوج جسارت انقلابی بعد از اینکه حکم اعدام به او ابلاغ شد نوشت:  اگر آیین محمد و اکنون میهن ما جز با ریختن خون من و امثال من به سامان نمی رسد پس ای طنابهای دار مرا در بگیرید. خون من قطعا ازخون نداها و دیگر جوانان که روزانه بر سنگفرشهای خیابان میریزد رنگینتر نیست و جز بر حقانیت، جسارت و افتخار ما نمی افزاید آن هم در ماه محرم و به دست شقی ترین آدمها .
وی نامه اش را با این سطور که رعد آسا و صفیر کشان فرود می آید و تمامیت دستگاه سرکوب دژخیمان حاکم را به چالش کشیده و ضربه ای مرگبار بر فرق سر رژیم فرود می آورد به پایان می رساند که  بعنوان پدری که حدود ۲۳ سال از عمر خود را برای آزادی در این سرزمین و رژیم قبل و رژیم کنونی در زندان به سر برده است، به لاریجانی ها و دیگر جنایتکاران اعلام می کنم که:
گر بدین سان زیست باید پاک ،
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه ،
یادگاری برتر از بی بقای خاک
این روزها آنچنان این قهرمانان در زنجیر مرگ را به سخره گرفته و با دستهای بسته و بدنهای شکنجه شده و رنجور خود بر عزم جزم خود برای سرنگونی رژیم پای فشرده و ستبر و استوار ابهت پوشالی ولی فقیه مفلوک رژیم را که فکر می کرد با موج جدید اعدامهای سیاسی منجمله ۵ فرزند قهرمان ایران در هفته گذشته و حکم اعدام ۶ خانواده اشرفی می تواند جلوی طغیان خشم خلق و قیام آفرینان را در خرداد ماه بگیرد, هر انسان شریف و آزاده ای را سراپا غرور و افتخار می کند و آدمی می خواهد سر به آسمان بساید. وقتی نامه مجاهد خلق سعید ماسوری را که یکی دیگر از قهرمانان در زنجیر و اسطوره ها است دیدم اشک شوق در چشمانم حلقه زد و دلم خیلی هوای سعید را کرد و در دل به او هزار درود فرستادم که چگونه بی باک و جسور دژخیم را اینطور ناچیز و حقیر و سفله و پست به باد حمله گرفته و پیشاپیش نابودی و سرنگونی قطعی آن را به رساترین شکل فریاد کرد. راستش این روزها هر چه بیشتر اخبار مربوط به این دلاوران در زنجیر را دنبال می کنم و بعد انعکاس و پژواک این قهرمانی ها سخنان شهید قهرمان خسرو گلسرخی و تک تک کلماتش که رعدآسا دل شب را در دوران اختناق و در بیدادگاه نظامی شاه خائن در هم شکست جلوی چشمم می آید وقتی که گفت : صدای من این دیوار ها را خواهد شکافت . شما نمی توانید این صدا را مثل جسد سوراخ سوراخ شده  من در خاک پنهان کنید.. شما حتی اگر مرا به گور بسپارید – که خواهید سپرد – مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.
و اکنون پیام فرزادها و فرهادها و علی صارمی ها و سعید ماسوری ها اینطور به پرواز در آمده و دشت و کوه ها را در نوردیده و تبدیل به موتور جدیدی برای قیام تا سرنگونی رژیم می گردد. فیلم های مراسم فرزاد کمانگر قهرمانی از خطه پاک کردستان و شهر کامیاران و هلهله مادر بزرگوار و قهرمانش و خواهر و برادر و همشهری هایش که اکنون فرزاد در آنها و بعد تک تک دانش آموزان و همشهری هایش تکثیر شده بخوبی نشان می دهد که چطور هر قطره خون این شهیدان این گونه سریع به بار نشسته و دیری نخواهد پایید که خشت به خشت رژیم را از جای برخواهد کند و دودمان شیخ شحنه و خونریز خامنه ای و اعوان و انصار پلیدش را به آتش کشیده و خاکستر خواهد کرد.
واقعا قهرمانی ها تمامی ندارد و مثل آتشفشان گدازان می خروشد. از یلان اشرفی و فرزندان خانواده های در بند و قهرمانان در زنجیر علی صارمی و جعفر کاظمی و محسن دانشپور که این روزها با مصاحبه های خود و کلماتی که مثل آبشاری از مبارزه و جنگاوری دژخیم را به چالش می کشند تا سایر زندانیان و همبندان شهدا و قهرمانان در زنجیر در انتظار اعدام در زندانهای اوین و گوهر دشت و ارومیه و بعد هم تظاهرات و اعتصابات سراسری در کردستان و تظاهرات قیام آفرینان در دانشگاه های تهران سراپای دستگاه ولی فقیه را که فکر می کرد می تواند در دل مردم ایران رعب و وحشت ایجاد کند. دژخیم تیغ به کف و کف بر لب در حالی که از غیظ و خشم به خود می پیچد و در حسرت نابودی اشرف که آن را به گور خواهد برد, در سراشیب اضمحلال و ترس سرنگونی با بکارگیری تمامی عمله و اکره و تمامی دستگاه تبلیغاتی اش به مردم می خواهد این پیام را بدهد که اگر نزدیک اشرف بشوی پیر و جوان نمی شناسم و اعدام می کنم و به دار می کشم و ولی فقیه مفلوک که انتظار دارد در مقابل این موج مرگخواهی و مرگجویی مردم و خلق قهرمان ایران دچار رعب و وحشت شده و از ادامه قیام خویش منصرف و ناامید شده و جنبش مردم ایران را به محاق ببرد, اینگونه ذلیل و زبون می شود و در آخرین خاکریز خود که سرکوب مطلق است وحشت زده می بیند که چطور با صدور این احکام و اعدامها از قضا آتش قیام را شعله ور تر کرده و این  احکام ظالمانه و جنایتکارانه اعدام هواداران و خانواده های مجاهدان اشرف و اعدام های سیاسی مبارزان ایران زمین همانگونه که رئیس جمهور برگزیده مقاومت گفتند تنها استیصال فاشیسم دینی حاکم بر ایران در مقابله با قیام مردم به پاخاسته و استقبال و حمایت سراسری و روزافزون مردمی از مقاومت ایران و رزم آوران آزادی ستان اشرف را به نمایش می گذارد.
بله رژیم جنایتکار آخوندی بیهوده تلاش می کند که با شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی و هواداران مجاهدین و مبارزین, بر شعله های سرکش قیام مردم ایران و از حمایت روز افزون آنها از اشرفیان قهرمان جلوگیری کنند. این قهرمانان استوار تمامیت رژیم پلید آخوندی را به چالش کشیده و طلسم سرکوب مطلق آخوندی را در هم می شکنند.
باز هم بی اختیار یاد یکی از سروده های شهید خسرو گلسرخی می افتم:
دشمن
گرچه خون می ریزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خون باش
بجوش!
شهر باید یکسر
بابکستان گردد
تا که دشمن در خون غرق شود
وین خراب آباد
از جغد شود پاک و
گلستان گردد.
راستش قلمم از نوشتن این کشاکش شگرف و سهمناک قاصر است و نمی توانم همه چیز را به زبان بیاورم ولی می خواستم نوشته ام را با چند جمله از بهروز کاظمی فرزند اشرفی پدر مجاهد خلق جعفر کاظمی به پایان ببرم که خطاب به خامنه ای منفور در مصاحبه ای که با سیمای آزادی داشت گفت:
ای ولی فقیه بدبخت و بیچاره و طلسم شکسته کور خوانده ای که فکر می کنی با این فشارها و احکام جنایتکارانه ذره ای می توانی در عزم و جزم خانواده های در بند ما و ما اشرفیان خللی ایجاد کنی ولی ما جلوی تو ایستاده ایم و تا تو را سرنگون نکنیم و تو را به زمین نزنیم و آزادی را برای خلقمان به ارمغان نیاوریم از پای نخواهیم نشست.

Montag, 17. Mai 2010

غرب در مورد بربریت رژیم ایران سکوت اختیار می کند

 

 
 
 
 
 
شنبه، ۲۵ اردی‌بهشت ۱۳۸۹ / ۱۵ می ۲۰۱۰
AddThis Social 
Bookmark Button

کردهای ایران یکی از بزرگترین اعتصابهایشان در سالهای اخیر را صورت داده و مغازه ها و بازارها در تقریبا همه شهرهای سنی کردستان و در شرق ایران در اعتراض به اعدام ۵ نفر منجمله چهار فعال کرد در روز یکشنبه، را بستند. در بین اعدام شدگان فعال اتحادیه معلمین فرزاد کمانگر بود.





روزنامه نشنال پست-  تری کلاوین - اعدامهای روز یکشنبه تعداد کل اعدامها برای آخر هفته را به ۱۱ رساند. اعدامها به روشنی به منظور منصرف کردن مردم از تظاهرات علیه دولت در روز ۱۲ ژوئن، سالگرد انتخاب مجدد عروسک خمینیست محمود احمدی نژاد است.

روز جمعه ما فهمیدیم که اوباش رژیم اجلال قوامی، سخنگوی سازمان حقوق بشر کردستان را دستگیر کرده اند. بنظر می رسد دستگیری او مرتبط با مصاحبه او با رسانه ها در مورد اعتصاب عمومی بوده باشد.

در همین حال در افغانستان ۱۰۰۰ تظاهر کننده علیه بدرفتاری و اعدام پناهندگان افغان توسط رژیم تهران تظاهرات کردند. تظاهرکنندگان به درب کنسولگری تهران در شهر شرقی جلال آباد تخم مرغ پرتاب کرده و آدمک دیکتاتور روحانی ایران آیت الله علی خامنه ای را به آتش کشیدند.

با اینحال در غرب همه چیز ساکت است. به زحمت صحبتی از هیچ کدام از اینها در رسانه های اصلی آمده است. راهپیمایی ای در خیابانها در همبستگی با خواهران و برادارنمان در ایران نبوده است. چرا؟

مهدی کوهستانی نژاد یک افسر ارشد کنگره کار کانادا می گوید: "در غرب، چپ تنها تبلیغات احمدی نژاد را می بیند – مرگ بر امریکا – مرگ بر امپریالیسم. ادعا می کند که ضد سرمایه داری و ضد امپریالیست است ولی مردم در ایران می دانند که این مسخره است. ما باید رفتارمان را به چالش بکشیم. ما باید بفهمیم که هیپ رابطه ای بین چپ در غرب و چپ در ایران نیست."

ما می توانیم با افشای برخی از توجیه گران رژیم و بی فکران خمینیست که چنین صدای خوش آمدی در برخی محافل ضد جنگ پیدا می کند شروع کنیم. ما همچنین می توانیم به "دست از ایران کوتاه" و "هفته آپارتاید اسراییل" مسخره بپردازیم و قبول کنیم که این فساد تا چه عمقی ریشه دوانده است.

همانطور که سمیرا محی الدین با شجاعت می گوید: "ملل متحد حالا حق من! را به رسمیت شناخته که سنگسار شوم، آنها این حق را به رسمیت شناخته اند که من نصف مرد باشم، حق من برای طلاق ندادن و عدم سرپرستی کودکان، حق من برای آزادی تحرک نداشتن، حق تحصیات عالی بعد از ازدواج بدون اجازه شوهر نداشتن. کشوری که نقش سرکوب شده من را در جامعه تضمین می کند حالا در شورای زنان ملل متحد نشسته است".

صحبتهایی شبیه به این در ایران باعث کشتن شما می شود. مشخص تر اعدام توسط دولت. بیش از ۱۳۰ جرم در ایران وجود دارد که مستحق اعدام است. آنها شامل "جنایات جنسی" نظیر زنا و همجنس گرایی، کفر، شرک، علاقه متمدنانه به مشروبات الکلی، و داشتن مواد مخدر می باشند.
جرم صورت گرفته توسط فعال اتحادیه معلمان فرزاد کمانگر خصومت با خدا. بعد از محاکمه ای که تنها هفت دقیقه طول کشید کمانگر تقریبا پنج سا ل قبل از اینکه یکشنبه اعدام شود در زندان بسر برد. او در آخرین نامه اش از زندان اوین نوشت: "آیا می شود معلم بود و راه دریا را به ماهی کوچک نشان نداد؟ آیا می شود به چشمان کودکان این ملت نگاه کرد و ساکت بود؟ آیا می شود مسئولیت معلم بودن و آگاه کردن مردم را قبول کرد و چیزی نگفت؟

آوايي از شوان. با ياد 5 زنداني سياسي ....avi

فيلم و تصاوير معلم شهيد فرزاد كمانگر و دانش آموزانش

پیام فرزند علی صارمی محکوم به اعدام - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

مصاحبه صدای آمریکا با فرزند جعفر کاظمی محکوم به اعدام