Dienstag, 24. November 2009

تصوير قيام در جهان 24.11.2009 برابر با3آذر 1388


وال استريت ژورنال, طي مطلبي به قلم لئون وايزتاير Wieseltier, سردبير ادبي مجله نيو ريپابليك, نوشت: به نظر ميرسد كه سياست ما در قبال رژيم ايران, ارتباط بين اتمي شدن رژيم ايران و آزاد سازي ايران را كشف نكرده است. تنها راهحل تضميندار براي ممانعت از اتمي شدن رژيم ايران, آزادسازي آن است. به همين دليل, حمايت آمريكا از جنبش دموكراتيك در ايران. . . تنها يك وظيفه اخلاقي نيست, بلكه همچنين, يك وظيفه استراتژيكي است. چنين حمايتي ممكن است بيثبات كننده باشد, ولي ديگر در ايران ثباتي وجود ندارد. تنها يك حكومت ستمگر و تباهكار وجود دارد كه بخاطر بقاي خودش, عليه خيزش عمومي ميجنگد. خيزشي كه خودش را, در اصولي تعريف ميكند, كه ما نيز از آن حمايت مي كنيم…

تلويزيون سي.ان.ان، طي مصاحبهيي با سردبير امور خارجي ديلي تلگراف، قيام سراسري مردم ايران را مورد بحث قرار داد در اين مصاحبه ولف بليتزر، مجري اين برنامه پرسيد: در ايران 5 نفر ديگر بخاطر نقشي كه در اعتراضات بعد از انتخابات داشتند محكوم به اعدام شدند. رژيم حاكم بر ايران سه نفر ديگر از اين تظاهركنندگان را در ماه گذشته به مرگ محكوم كرده بود. آيا ممكن است انقلاب ديگري همچون 1979 عليه خامنه‌اي و احمدي‌نژاد صورت بگيرد. كان كافلين سردبير امور خارجي ديلي تلگراف پاسخ داد: مردم ايران خواهان تغيير هستند رژيمي كه خميني برپا كرد بهشدت توسط سپاه پاسداران، شبه‌نظاميان بسيج و نيروهاي امنيتي حفاظت مي‌شود و مقابله با آن مشكل است. دختران و پسران ايراني بسيار شجاعانه عمل كرده‌اند و قيمت زيادي براي آزادي داده‌اند.

مجري برنامه پرسيد: ما خبرهاي تكاندهنده‌يي درمورد مجازاتها و شكنجه و اعدامها در زندانهاي رژيم ايران ميشنويم.

كان كافلين پاسخ داد: دقيقاً همين است. اين هفته پزشكي كه از شكنجه در يكي از زندانها خبر داده بود در شرايطي مشكوك درگذشت. ما با رژيمي بيرحم مواجه هستيم كه هركس را كه در مقابلش بايستد سركوب ميكند.

سردبير امور خارجي ديلي تلگراف، در پاسخ به اين سؤال كه آيا سياست تعامل اوباما با رژيم ايران روي برنامه اتمي اين رژيم به نتيجه‌يي خواهد رسيد؟ يا تنها اتلاف وقت است پاسخ داد: ما با رژيم ايران شش سال است گفتگو كرده‌ايم. اوباما هم نزديك به يكسال است كه با اين رژيم سياست تعامل داشته است. در تمام اين مدت رژيم ايران روي برنامه اتمي‌ كار كرد. اين درحالياست كه زمان بسيار حساس است. زمان در حال اتمام است و فكر ميكنم چند ماهي بيشتر نمانده است. وي گفت رژيم ايران با كش دادن مذاكرات مشغول وقت كشي است اين در حاليست كه در تمام مدت تأسيسات غني‌سازي در حال كار بوده‌اند و به سطحي مي‌رسند كه خودشان بمب توليد كنند

رادیو فرانسه

دومین بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در باره ایران

این دومین بیانیه این سازمان بین المللی دفاع از آزادی بیان و روزنامه نگاران طی ده روز گذشته است که به ایران اختصاص داده می شود. در بیانیه امروز گزارشگران بدون مرز از جمله آمده است ، علی رغم محکومیت روشن ایران از سوی سازمان ملل متحد ، این کشور به شکنجه روزنامه نگاران و دیگر مخالفان زندانی در عدم شفافیت کامل و در پشت درهای بسته دامه می دهد.

مجمع عمومی سازمان ملل باید برای بازداشت ها و محکومیت های غیرقانونی و خود سرانه روزنامه نگاران و مخالفان و فعالان سیاسی جمهوری اسلامی ایران را محکوم کند. در این بیانیه بار دیگر نسبت به وضعیت وخیم روزنامه نگاران زندانی، ازجمله احمد زید آبادی ، ساسان آقائی ، بهمن احمدی عموئی ابراز نگرانی شدید شده است.

دو روزنامه در محاق توقیف

در مورد دلیل توقیف روزنامه همشهری گزارش دقیقی منتشر نشده است. به گزارش خبرگزاری ایرانی "ایلنا" روزنامه خبر که در محافل رسانه ای، به روزنامه منتسب به طیف لاریجانی مشهور بود، از امروز انتشار مکتوب خود را متوقف کرد.
به گزارش همین خبرگزاری روزنامه "خبر" اگرچه روزنامه اصولگرا محسوب می شد، اما مشی انتقادی نسبت به عملکرد دولت احمدی نژاد داشته و سیاست های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دولت را به چالش می کشیده است.
آیا آنگونه که خبرگزاری ایرانی وانمود می کند، روزنامه خبر قربانی رقابت های پیدا و پنهان دو جناح احمدی نژاد و علی لاریجانی رئیس مجلس اسلامی شده است؟

بی بی سی فارسی

توقیف روزنامه همشهری تائید شد'

معاون وزیر ارشاد می گوید روزنامه همشهری از سوی هیات نظارت بر مطبوعات به علت انتشار عکسی از معبد بهایی ها در هند توقیف شده است.

پیشتر خبرها حاکی از آن بود که برخی رایزنی ها منجر به رفع توقیف این روزنامه شده است.

محمدعلی رامین، دبیر هیات نظارت بر مطبوعات در گفت و گویی خبر توقیف این روزنامه را تائید کرده است.
این آگهی در نیم صفحه اول روزنامه چاپ شده بود و تصویر آن مربوط به معبد "مشرق الاذکار" در شهر دهلی نو پایتخت هند است. این معبد در سال 1986 به وسیله یک معمار ایرانی به نام فریبرز صهبا به شکل نیلوفر آبی ساخته شده است. این بنا از جمله بناهای مورد علاقه گردشگران به حساب می آید.




دویچه وله صدای آلمان


مبارزه نسل جوان ایران برای آزادی


مجله آلمانی "اشپیگل" در شماره این هفته خود گزارشی دارد درباره فریبا پژوه، روزنامه‌نگار ایرانی، که از ۳۱ مرداد تاکنون در زندان اوین است. "اشپیگل" در نمونه فریبا پژوه، روزگار مبارزان جوان ایران را به تصویر می‌کشد.
ولریکه پوتس و ماتیو فون رور، دو خبرنگار کارشناس خاورمیانه "اشپیگل"، گزارش خود را به نحوی تنظیم کرده‌اند که خواننده آلمانی بتواند تصوری عینی‌تر از شیوه رفتار دولت جمهوری اسلامی با روزنامه‌نگاران و نسل جوان معترض ایران داشته باشد.

تماس تلفنی سازمان اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی با فریبا پژوه آغازگر گزارش است: ماموران امنیتی می‌خواهند با خبرنگار و وبلاگ‌نویس جوان صحبت کنند. فریبا پژوه حدس می‌زند که حادثه‌ا‌ی ناگوار در انتظار اوست. چند روز بعد، در اولین روز از ماه رمضان، چند مرد برای دستگیری او می‌آیند و صبر می‌کنند تا او و مادرش، با دستانی لرزان با چای و خرما افطار کنند.
«ماموران مؤدبی که دروغ می‌گویند» مادر فریبا پژوه تعریف می‌کند که مردان «مؤدب بوده‌اند» و یک ساعت تمام کمدها، کشوها و کامپیوتر را بازرسی کرده‌اند. مردان فریبا را با خود می‌برند، قول می‌دهند که او را پس از یک ساعت بازگردانند؛ دروغ می‌گویند.
"اشپیگل" فریبا پژوه را زنی ظریف با چهره‌ای دخترانه و زیبا توصیف می‌کند که از آن آخرین شب مرداد ماه تا امروز در بند ۲۰۹ زندان بدنام اوین به سر می‌برد؛ یکی از بیش از صد روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویسی که رژیم ایران در پی اعتراضاتی که به اعلام نتایج انتخابات به نفع محمود احمدی‌نژاد شد، دستگیر کرد.
"اشپیگل" می‌نویسد که فریبا پژوه در زندان از افسردگی و نامنظم بودن ضربان قلبش که ناشی از فشار عصبی است، رنج می‌برد. خانواده او در نخستین ماه اجازه دیدار با او را نیافتند، سپس به آنها اجازه داده شد هر هفته یک بار فرزندشان را ببینند که آن‌هم گاه رعایت نمی‌شد. وکیل او هرگز با او صحبت نکرده و تازه پس از دو ماه فهمیده که اتهام موکلش در ابتدا جاسوسی و سپس "تبلیغ علیه نظام" بوده است.

جوانی‌ای مصروف به کسب آزادی


"اشپیگل" می‌نویسد: «فریبا پژوه متعلق به نسلی از ایرانیان است که از همان دوره جوانی برای دست یافتن به آزادی می‌رزمند.» او را نخستین بار هنگامی که ۱۸ سال داشت، دستگیر کردند؛ روزنامه‌نگار شد و برای روزنامه‌های اصلاح‌طلب درباره موضوعهای اجتماعی نوشت.

او را در سال ۲۰۰۸ برای بار دوم دستگیر کردند؛ وقتی که همزمان با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می‌خواست به آن کشور سفر کند: «هنگامی که امسال اعتراضات علیه رژیم کشور را به لرزه درآورد، شبانه‌روز به عنوان مترجم برای خبرنگاری کلمبیایی کار می‌کرد و این امری بود که باعث مظنون‌تر شدن بیشتر مقامات به او می‌شد. به دوستانش گفته بود که می‌داند در خطر است، اما آرزوی آینده‌ای بهتر را برای ایران دارد.» فریبا پژوه در وبلاگ خود نوشته بود که قلم دشمن جهالت است و او به قلم خود قسم خورده است.


ماه‌ها زیر بازجویی

"اشپیگل" در مورد وضعیت حبس این روزنامه‌نگار جوان ایرانی گزارش می‌دهد؛ اینکه ماه اول را در "قبر" گذرانده، مفهومی که به اتاقک‌های زیرزمینی در اوین اطلاق می‌شود.
در زندان انفرادی بوده، جایی که جسم و روح با هم فرسوده می‌شود؛ زندانیان چند بار در روز برای بازجویی احضار می‌شوند، کتک می‌خورند و بدنشان را بازرسی می‌کنند. آنان پس از مدتی می‌توانند با وجود چشم‌بندی که بسته‌اند، بازجوهای خود را از هم تشخیص دهند: از روی کفش آنها یا میزان خشونتی که به کار می‌گیرند. بازجوها کتک می‌زنند، تهدید می‌کنند، فحش می‌دهند، بعد سعی در فریب دادن می‌کنند که اگر اعتراف کنی، به زودی آزاد می‌شوی.
فریبا پژوه را پس از یک ماه در اوین به طبقه بالاتر منتقل می‌کنند. جایی که یک هم‌سلولی دارد، هنگامه شهیدی، که او هم خبرنگار است. این دو دست به اعتصاب غذا می‌زنند. پس از پنج روز هر دو را به بیمارستان انتقال می‌دهند. هنگامه شهیدی آزاد می‌شود، فریبا پژوه به سلولی جدید منتقل می‌گردد.
به گزارش "اشپیگل"، فریبا پژوه هم‌اکنون در اتاقکی به مساحت۱۰ متر مربع به سر می‌برد، با سوراخی کوچک که از آن نور به درون می‌تابد. سلول شب‌ها سرد است. او باید روزانه ۸ قرص بخورد: سه قرص برای قلبش، سه قرص ضدافسردگی و ۲ قرص خواب.

به خانواده‌ها "قول رسیدگی" می‌دهند

خانم فریده پژوه، مادر فریبا، می‌گوید که هنوز هم دخترش را هر روز برای بازجویی می‌برند. دخترش وضع روحی خوبی ندارد و موهایش با وجود سن کم، سپید شده است. مادر هر روز از این اداره به آن اداره می‌رود، قول‌های بسیاری به او می‌دهند. سازمان‌های حقوق بشر برای آزادی دخترش تلاش کرده‌اند، اما هیچ اتفاقی نیفتاده است. با وجود آنکه گفته شده مدارک پرونده تکمیل است، اما خبری از موعد برگزاری دادگاه نیست.

اشپیگل" می‌نویسد، هفته پیش خانواده فریبا پژوه از سر استیصال ۸ ساعت در دادگاه انقلاب بست نشست تا توانست با دادستان تهران، عباس جعفری دولت‌آبادی، دیدار کند که مثل دیگران به آنها قول داد که به موضوع رسیدگی خواهد کرد.
العربیه فارسی

خاموش کردن صدای مخالفان در اینترنت

رابرت تیت گاردین

ايران درصدد است با راه اندازی کميته ويژه ای موسوم به پليس اينترنت، تنها راه باقيمانده برای ابراز وجود مخالفان سياسی کشور را مسدود کند.

تيم 12 نفره ای که تحت سرپرستی دادستان کل فعاليت می کند، وب سايت ها را به طور مرتب مورد نظارت قرار داده و عليه کسانی که به «نشر اکاذيب» و يا «توهين» عليه نظام اسلامی دست می زنند، اقامه جرم خواهند کرد. اعضای اين گروه از نيروی انتظامی و ساير قسمت های امنيتی کشورتشکیل شده اند.

العربیه در ادامه بنقل ازگاردین مینویسد...
هر چند اعلام شده اين کميته به طور کلی به مبارزه با جرائم اينترنتی مشغول خواهد شد، اما ماهيت سياسی آن مؤکداً عليه «توهين و نشر اکاذيب» است؛ واژه های آشنائی که از پس از انتخابات برای توصيف اقدامات مخالفان به کار رفته است.
دولت همچنین روند خاصی برای ثبت و نام نويسی برای وبلاگنويس ها درنظر گرفته است. بسياری از وبلاگنويس ها در کشور بازداشت شده اند و به زندان محکوم شده اند. دولت سه سال پيش دسترسی به اينترنت پرسرعت را برای منازل ممنوع اعلام کرد تا از دانلود فيلم های غربی و پورنوگرافی پيشگيری کند.

بااين حال، استقرار واحد ويژه جرائم اينترنتی بيانگر تشديد سرکوب و خفقان اينترنتی است که در مقطع پس از تظاهرات خيابانی در محکوميت انتخاب مجدد احمدی نژاد به راه افتاده است.

روز پس از انتخابات خرداد ماه ايران، سرعت اينترنت تا حد زيادی پائين رفت و دسترسی به فيس بوک و ياهو مسنجر-ابزار ارتباطی بسياری از فعالان- امکان پذير نبود. در همين حال، معلوم شد ايران تجهيزاتی را خريداری کرده که به طور مشترک توسط شرکت های زيمنس و نوکيا توليد شده و برای نظارت بر ارتباطات اينترنتی کاربرد دارد. فاش شدن اين خبر، تحريم محصولات اين دو شرکت از سوی مشتريان و تظاهرکنندگان مخالف دولت را در پی داشت.


واشنگتن پست : قدرت معترضان در بوته آزمايش

پنج ماپه پس از آنکه انتخابات بحث انگيز رياست جمهوری ايران، بزرگترين تظاهرات ضددولتی ظرف سه دهه گذشته را در کشور به وجود آورد، به نظر می رسد جنبش مخالفان ايران از کنترل خارج شده و دچار انشعاباتی هم شده است. اين درحالی است که به تدريج بر مخالفت معترضان در مقابل اصرار رهبران خود برای حفظ نظام کشور و دولت مذهبی افزوده می شود.

به گفته تعدادی از معترضان، بسياری از ساکنان تهران که مخالف محمود احمدی نژاد هستند، موضع محکمی عليه رهبر کشور اتخاذ کرده اند و خواستار کنار زدن وی از قدرت اند. عده ديگری از مردم در جنبش اعتراضی نيز، طرفدار ايجاد تغييرات تدريجی هستند و نسبت به درخواست های افراطی هشدار می دهند.

هرچند معياری برای سنجش وزن هرکدام از اين دو گروه در اختيار نيست، اما ايرانی های حاضر در جنبش می گويند تعداد تظاهرکنندگانی که حاضر به سازش با هرم قدرت کشور نيستند در حال افزايش است. در ايران، حاکميت سياسی و دينی مبتنی بر مذهب شيعه در جريان انقلاب سال 1357 استقرار یافت و به سلطنت 2500 ساله آن کشور پايان داد.

واشنگتن پست ادامه میدهد به گفته بيش از ده ها تن از معترضان که با آنها مصاحبه شده است، بسياری از مخالفان پا را فراتر از مسأله تقلب در انتخابات گذاشته اند. مصاحبه شونده ها به دليل تبعات احتمالی، تنها خواستند از نام کوچک شان استفاده شود.

رضا، مهندس 28 ساله ايرانی، می گويد: "من نمی خواهم جمهوری اسلامی را حفظ کنم. من خواهان يک تغيير کامل، چيزی نزديک به يک انقلاب هستم." ساير مصاحبه شونده ها نيز نظر مشابهی داشتند و اعلام کردند سرکوب شديد دولت عليه معترضان، سبب تندتر شدن ديدگاه آنها عليه رهبران کشورشان شده است.

محمد، کارشناس رايانه که به دليل حمايت از اعتراضات از کارش اخراج شده است، می گويد: "آنها تغيير نخواهند کرد. ما هيچ راه ديگری به جز کنار زدن آنها از قدرت نداريم. اما واقعاً نمی دانم چطور بايد اين کار را بکنيم."

معترضان در جديدترين تظاهرات خيابانی خود در 13 آبان، با سردادن شعارهائی عليه رهبران ارشد ايران به جای شعارهای معمول حمايت از موسوی، راه افراطی تری را انتخاب کردند. ويدئوکليپ های ثبت شده توسط تلفن همراه که در اينترنت قرار داده شده، مردم را در حال پائين کشيدن و پاره کردن پوستر آيت الله خامنه ای رهبر عالی ايران نشان می دهد.

خامنه ای به عنوان وارث آيت الله روح الله خمينی- بنيانگذار جمهوری اسلامی - صاحب قدرت سياسی و دينی مطلقه در ايران است و از جايگاه مهمی برخوردار است.

از ديدگاه دولت، اعتراضات مردمی مهرتأييدی بر شائبه سرنگونی نظام سياسی ايران تحت حرکتی است که آنرا توطئه مورد پشتيبانی غرب می خوانند. به بيش از 100 سياستمدار، مخالف و دانشجو اتهاماتی وارد شده است و برخی از آنها، به سازماندهی و اجرای چنين توطئه ای محکوم شده اند.

به هين دليل، بعضی از معترضان نسبت به شعله ور ساختن اين شائبه ها و مقابله به مثل مقامات در برابر تشديد اقدامات افراطی هشدار می دهند.

مهدی، وبلاگنويسی که در تظاهرات 13 آبان حضور داشت، می گويد: "ما عليه دولت متحد هستيم اما درباره اينکه تا کجا بايد پيش برويم، اختلاف نظر داريم. پاره کردن عکس رهبر در اين جامعه کمی زيادی به نظر می رسد، نظام اسلامی خوبی هائی هم دارد... مخالفان ما اميدوارند تا ما اقدامات افراطی کنيم و آنها هم به ما برچسب ضد انقلاب بزنند."

بقيه با اين نظر مخالف بودند و گفتند بايد اجازه هرگونه تظاهرات صلح جويانه ای داده شود.

پريا، کارشناس زبان شناسی 28 ساله، که در تمامی تظاهرات مخالفان حضور داشته، می گويد: "ما بايد نشان بدهيم از کسی نمی ترسيم و به اطلاع رسانی به مردم درباره آنچه در کشور رخ می دهد، ادامه دهيم."
جنبش سبز که نام خود را از رنگ همايش انتخاباتی موسوی گرفته، جنبش گسترده ای است ولی انسجام ضعیفی دارد چرا که از اتحاد گروه هائی نظير روحانيون، سياسيون، خانواده های ناراضی طبقه متوسط و جوانان بوجود آمده است. برخی وابستگان جنبش، سکولار و برخی مذهبی هستند. بسياری از جوانان به دليل از دست رفتن آزادی های نیم بند خود همزمان با تلاش دولت جديد در کنترل زندگی خصوصی افراد، تحت فشار سنگينی هستند.

آنها از اينترنت، شعارنويسی، شب نامه و شبکه دوستان و آشنايان خود برای سازماندهی تظاهرات استفاده می کنند؛ روش هائی که نيروهای امنيتی موفق به مهار آن نشده اند.

با اين حال، فقدان رهبری و اهداف مشخص به همراه مواضع مبهم نامزدهای شکست خورده انتخاباتی در قبال نظام سياسی کشور و نيز ناممکن بودن حل و فصل مناقشات سياسی از طريق مناظرات عمومی، سبب شده حرکت های جنبش بسيار غيرقابل پيش بينی باشد.

پريا می گويد: "جنبش ما مانند يک پيکره بدون سر است. بايد رهبران واقعی از آن سر برآورند. درغير اينصورت، ما در آينده يا به سوی بهشت می رويم ويا جهنم."
علی هم گفت برای آينده ايران نگران است. او گفت در جريان تظاهرات 13 آبان و همزمان با هجوم پليس ضدشورش، ميان او همسرش در خيابان ولی عصر فاصله افتاد. او درحاليکه درهاله گازهای اشک آور و زير ضربه باتون نيروهای امنيتی و درميان مردمی که به اين سو و آن سو می گريختند، نااميدانه به دنبال همسرش می گشت، سرانجام همسرش را درحالی يافت که در گوشه ای به محاصره پليس درآمده است. البته درنهايت به همسرش اجازه دادند برود. اين جريان باعث شده او نتيجه گيری های تلخی بکند.

وی گفت: "اين باعث شد بفهمم در از دست دادن جان خودم يا همسرم برای جنبشی که اهدافش تعريف نشده، ترديدهائی دارم."

علی گفت: "هيچکس نمی داند چه اتفاقی رخ خواهد داد. ما همگی رهبران اين جنبش هستيم، اما نمیدانيم آن را به کدام سو می بريم."
منبع : واشنگتن پست

Montag, 23. November 2009

تصوير قيام در جهان 23.11.2009 برابر با2آذر 1388






کلیپی بمناسبت 16 آذر با ترانه سرود برپاخیز ازجاکن بنای کاخ دشمن


رادیو فرانسه

معترضان به احمدی نژاد : "برزیل، این دیگر چه مهمانی است"

امروز یک هزار نفر به نشانۀ اعتراض به ورود محمود احمدی نژاد به برزیل در رییودوژانیرو دست به تظاهرات زدند. شرکت کنندگان در این تظاهرات که از سوی انجمن های مدافع حقوق بشر، ضدنژادپرستی و دفاع از حقوق همجنسگرایان برگزار شده، از جمله شعار می دادند : "برزیل، این دیگر چه مهمانی است!"

یکی از شرکت کنندگان در این تظاهرات به خبرگزاری فرانسه گفته است که برزیل کشور تنوع، صلح، مدارا و همزیستی میان خلق هاست و ورود احمدی نژاد به برزیل خلاف تمام این ارزش هاست.

یکی از باندرول های این تظاهرات از رئیس جمهوری برزیل می خواست تا به همتای ایرانی اش توضیح دهد که نژادپرستی جنایت است. در پایان راهپیمایی تظاهرکنندگان که همگی لباس های سفید بر تن داشتند بادکنک هایی را به آسمان رها کردند که بر روی شان "آزادی" و "حقوق بشر" نوشته شده بود.


خانوادۀ زندانی سیاسی، یک پدیدۀ مدنی جدید؟


اگر زندانی سیاسی یک واقعیت پایدار و دیرینه در فرهنگ سیاسی ایران است، واژۀ "خانواده های زندانیان سیاسی" به عنوان یک جزء مهم جامعۀ مدنی، به ویژه از چند ماه در رسانه ها حضور چشمگیری یافته است. پیش از این، با شنیدن کلمۀ زندان کسانی را در نظر می آوردیم که در آن گرفتارند یا در آن شغل و مقامی دارند. امروز، به خاطر فعالیت دنباله دار خانواده های زندانیان سیاسی که در بیرون زندان ولی درگیر زندانند، این عبارت حضور اجتماعی بارزتری یافته است.

درگفتگو های جداگانه ای با چند تن از اعضاء خانواده های چند زندانی سیاسی تصویری از وضعیت کسانی را جستجو کردیم که عزیزی را درزندان دارند. ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار و فعال زنان، که همسرش، بهمن احمدی اموئی، پنج ماه است در زندان بسر میبرد، در جایی گفته است که "همسر زندانی سیاسی بودن خود یک شغل تمام وقت است". این شغل از مراجعه به نهاد های مختلف قضایی و امنیتی گرفته تا پر کردن جای خالی انسان زندانی در دنیای عاطفی و واقعیت های کوچک روزمره، چیزی بیش از یک شغل تمام وقت است و آسیب های عاطفی و روانی بسیاری را به همراه دارد. از همین رو می توان آرزو کرد که این همسران هرچه زودتر از این "شغل" فارغ شوند تا بتوانند به حرفۀ سازنده تری روی آورند.

مهدیۀ محمدی، همسر احمد زیدآبادی، روزنامه نگار و تحلیل گر سیاسی، در طبقه بندی مشکلاتش بزرگترین مشکل را نبود همسرش در خانواده میداند. او میگوید این سومین باریست که همسرش زندانی میشود. اما این بار دشواری ها به یک کابوس تبدیل شده اند. کوچکترین فرزند خانوادۀ زیدآبادی هشت ساله است. او در روز دستگیری پدرش تا چند ساعت در بهت بوده است و نمی فهمیده که پدرش را چرا و به کجا برده اند. سپس دو ماه را در سکوتی غمبار گذرانده است. سکوتی که در شب اولین ملاقات به شور و شعفی بی پایان تبدیل شده است. در روز ملاقات مأموران زندان چنان رفتار تحقیر آمیز و آزار دهنده ای با خانواده می کنند که سکوت بار دیگر بر وجود کودک مستولی می شود با این تفاوت که هر چند لحظه یکبار به خودش سیلی می زده است. مهدیۀ محمدی می گوید روزی که دادگاه محمد علی ابطحی را دیده است بسیار خوشحال شده چون فهمیده است که مقامات چنین اعترافاتی را می خواهند . پس جان همسرش میتواند در خطر نباشد. او البته می افزاید که احمد زید آبادی چنین فکر نمی کند و بی شک مردن را به انجام چنین اعترافاتی ترجیح می دهد.

قدسی میرمعز، همسر دکتر محمد ملکی، رئیس دانشگاه تهران در دولت مهندس بازرگان، می گوید نگرانی های خانواده های زندانیان سیاسی اول مربوط به سلامتی و امنیت جانی آن ها ست. سپس دلواپسی ها از اتهاماتیست که به زندانی میزنند. او نیز تا به حال همسرش را سه بار در پشت میله های زندان دیده است. اولین بار در دهۀ شصت بوده است . محمد ملکی در آن زمان به جرم اعتراض به بستن دانشگاه ها پنج سال زندانی کشیده است. بار دیگر در سال هشتاد و دو هفت ماه را در سلول انفرادی گذرانده است و اینبار چهار ماه است که در اوین است. در حال حاضر او در بیمارستان های تهران به دنبال همسرش می گردد، چون کسی از زندان به او خبر داده است که محمدملکی را به بیمارستان منتقل کرده اند. او می گوید کسی در زندان پاسخگو نیست و با توجه به بیماری های متعدد همسرش ، او در بیخبری هراس آوری بسر می برد.

مهسا امرآبادی، روزنامه نگار جوانی است که خود در جریان اعتراضات پس از انتخابات هفتاد و دو روز در بازداشت بوده است. همسرش مسعود باستانی، روز نامه نگار، به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است. مهسا امرآبادی می گوید در وحلۀ نخست خبر شش سال حبس بکلی پریشانش کرده بود و فکر می کرد زندگیش به بن بست رسیده است. اوکه در روزنامۀ اعتماد ملی کار می کرد امروز بیکار است و تمام روزنامه هایی که ممکن بود وی در آن ها مشغول به کار شود توقیف شده اند. با این حال وی با نگاهی امیدوار به آینده نگاه می کند. می گوید از همبستگی مردم با خانواده های زندانیان دلگرم است. او تجربه درد و کار مشترک با دیگر خانواده های زندانی را تجربه ای بسیار جالب و زیبا توصیف می کند و می گوید همۀ تصمیماتی که خانواده ها برای انجام اقدامات در دادسرا یا در دادگاه انقلاب می گیرند با بحث و نظرخواهی و بطور دموکراتیک گرفته می شود و همبستگی عجیبی در میان همۀ خانواده ها، اعم از کسانی که قبلاً وزیر و کیل بوده اند یا روزنامه نگار و یا مردم گمنام، دیده می شود.

سپهرناز پناهی، همسر سعید لیلاز، روز نامه نگار و کارشناس اقتصادی، می گوید پنج ماه است که همسرش در زندان بسر میبرد. این پنج ماه به اندازۀ پنجاه سال بر زندگیش سنگینی کرده است. او دو فرزند دارد که سخت به پدرشان وابسته اند. اما او بیشتر نگران وضع مادر سعید لیلاز است که بیمار است و سخت به فرزندش نیاز دارد. او می گوید سخت ترین دوران، زمان بازجویی است. چون خانواده در بیخبری کامل بسر می برد و نمی داند عزیزش زنده است یا مرده. سپس سنگینی اتهامات نگرانی بر انگیز می شود. او می گوید از زمانی که تغییراتی در دادسرا ایجاد شده است و با آمدن دادستان جدید به جای قاضی سعید مرتضوی رفتار مسئولان تا اندازه ای تغییر کرده و امیدوار کننده شده است. او نیز از پیوند دوستی میان خانواده های زندانی سخن می گوید: " در شرایط عادی، سال ها وقت لازم است تا یک ارتباط نزدیک و دوستانه بین انسان ها برقرار شود. ولی راه مشترک و درد مشترک میان خانواده ها باعث شده است یک اتحاد و دوستی عمیق در همین مدت کوتاه بین ما بوجود آید". او از خانواده هایی صحبت می کنند که عزیزانشان از زندان آزد شده اند ولی همچنان در تجمعات شرکت می کنند ، زیرا نمی خواهند این پیوند سست شود.

دویچه وله صدای آلمان

جلوگیری از شرکت مردم در مراسم فروهرها

مراسم بزرگداشت پروانه و داریوش فروهر، از قربانیان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای، در جمع کوچکی از خانواده و دوستان آنان در تهران برگزار شد. نیروهای انتظامی با کشیدن نرده به دور خانه فروهرها از شرکت مردم در مراسم جلوگیری کردند.
امروز اول آذر، در یازدهمین سالروز قتل پروانه و داریوش فروهر، فرزندان این دو قربانی قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای، مردم را به شرکت در مراسمی بدین مناسبت در خانه فروهرها در تهران دعوت کرده بودند. اما نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی با نرده‌کشی در اطراف خانه فروهرها، از نزدیک شدن علاقه‌مندان به شرکت در مراسم جلوگیری کردند.
تلاش گروه‌هایی از مردم برای شرکت در مراسم
پرستو فروهر، فرزند فروهرها، که به عنوان هنرمند نقاش در آلمان زندگی می‌کند و برای برگزاری مراسم بزرگداشت پدر و مادرش به ایران سفر کرده است، در این مورد به دویچه وله گفت: «امروز متاسفانه از حدود ظهر، دو سر کوچه ما را نرده‌کشی کردند. حضور گسترده نیروی انتظامی تا شعاع حدود یک کیلومتر و نیم – دو کیلومتری در اطراف این خانه بسیار سنگین است. به کسی اجازه نمی‌دهند که بیاید و حتی در آن خیابان‌ها بایستد. من ولی خبر زیادی از آنچه در خیابان‌های اطراف اتفاق می‌افتد ندارم. فقط تک و توک تلفن‌هایی که به ما می‌شود، خبر از حضور مردم در اطراف دارد.»

بسیج ماموران انتظامی

صادق نقاشکار، سخنگوی خارج کشور فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران، گزارش داد که به گفته شاهدان عینی‌ای که از ساعت ۳ بعدازظهر در نزدیک خانه فروهرها بوده‌اند، تعداد زیادی از نیروهای امنیتی، لباس شخصی، افراد ملبس به لباس مشکی، بسیج و ماموران کلانتری‌های مختلف تهران، در خیابان هدایت و خیابان‌های موازی با آن حضور داشته‌اند و دیده‌اند که ماموران انتظامی با میله‌هایی جلوی کوچه‌ای را که در آن خانه فروهرها واقع است، بسته بوده‌اند. این شاهدان همچنین تعدادی ماشین را دیده‌اند که معمولا برای انتقال دستگیرشدگان استفاده می‌شود. ماموران از تجمع افراد جلوگیری می‌کرده‌اند. از جمله گروه‌های مختلف فعالان دانشجویی،‌ زنان و مادران عزادار در تلاش بوده‌اند که در مراسم شرکت کنند.

به گفته پرستو فروهر، در اطراف خانه فروهرها گروه‌هایی از مردم حضور داشته‌اند، اما به آنها اجازه نداده‌اند که بایستند. همچنین از این عده فیلمبرداری و عکسبرداری شده و آنان را تهدید به بازداشت کرده‌اند. وی افزود، به او خبر داده‌اند که «تصویر امروز ماموران انتظامی‌ای هستند که شانه به شانه ایستاده‌اند».
خانم فروهر از اینکه از مراسم بزرگداشت پدر و مادرش جلوگیری شده، ابراز تاسف کرد و گفت: «برای من فوق‌العاده تلخ است که حتی دو ساعت در سال به ما مهلت بزرگداشت برای داریوش و پروانه فروهر داده نمی‌شود که تمامی عمرشان را برای آزادی و آبادی این سرزمین فدا کردند و فجیع کشته شدند. بسیارند شهروندان این شهر که فقط برای ادای احترام و نشان دادن اعتراض‌شان به این خشونت سیاسی می‌خواهند بیایند و با چنین برخوردی روبرو می‌شوند. من واقعا متاسفم و دلم می‌گیرد در این خانه‌ای که می‌توانست الان جای آدم‌هایی باشد که یاد آن دو عزیز را می‌خواهند گرامی بدارند. برایم دردناک است که در چنین روزی این خانه این‌طور خالی باقی بماند.»

صدای آمریکا

اعتراضات دانشجویی در چند دانشگاه ایران

به گزارش خبرنامه امیر کبیر، در پی برگزاری تجمع اعتراضی نسبت به بازداشت علی پرویز و سهیل محمدی در دانشکده عمران دانشگاه خواجه نصیر، نیروهای لباس شخصی و اعضای بسیج دانشگاه روز یکشنبه به دانشجویان معترض حمله ور شده و فضای دانشگاه را به تشنج کشاندند.

گزارش می افزاید پس از اعلام برگزاری تجمع اعتراضی از سوی دانشجویان خواجه نصیر، از صبح روز گذشته (شنبه) نیروهای لباس شخصی که با هماهنگی بسیج دانشگاه خواجه نصیر وارد دانشگاه شده بودند، محوطه دانشکده عمران را اشغال و تلاش کردند با نصب پرچم های حزب الله در سر در دانشکده مانع برگزاری تجمع اعتراضی دانشجویان شوند.


ساسان آقایی، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس، بازداشت شد

در ادامه موج بازداشت دانشجویان و روزنامه‌نگاران در ایران، روز یک‌شنبه اول آذرماه ساسان آقایی، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

ماموران امنیتی پس از بازداشت این روزنامه‌نگار منزلش را مورد بازرسی قرار داده و بخشی از وسایل شخصی و کامپیوتر وی را نیز توقیف کردند.
مقام‌های رسمی تاکنون اتهام و دلیل بازداشت این روزنامه‌نگار را اعلام نکرده‌اند، اما بازداشت ساسان آقایی در ادامه بازداشت بیش از یک‌صد خبرنگار و روزنامه‌نگار در ایران صورت می‌گیرد که از زمان آغاز اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده‌اند.

در همین حال شمار قابل توجهی از روزنامه‌نگاران، خبرنگاران عکاس و وب‌نگاران نیز در پنج ماه اخیر و با آغاز بازداشت‌های گسترده روزنامه‌نگاران و خبرنگاران مجبور به ترک ایران شده‌اند که رسانه‌ها تعداد آنها را بیش از ۴۰ نفر اعلام کرده‌اند.
ساسان آقایی، روزنامه‌نگار ۲۸ ساله، از نویسندگان روزنامه‌های فرهیختگان و روزنامه توقیف شده اعتماد ملی به مدیریت مهدی کروبی است که از ابتدای دهه هشتاد فعالیت در سرویس سیاسی روزنامه‌های اعتماد، توسعه و مردم‌سالاری را نیز در کارنامه خود دارد.

وی همچنین از وبلاگ‌نویسان پرسابقه به شمار می‌رود که از هفت سال پیش تاکنون به طور مداوم در وبلاگ خود با عنوان «تریبون آزاد» به وبلاگ‌نویسی پرداخته است.

گزارش‌های منتشر شده در سایت‌های اینترنتی از احضارهای مکرر این روزنامه‌نگار در هفته‌های اخیر به نهادهای امنیتی حکایت دارد.

بنا بر همین گزارش‌ها، ساسان آقایی در هفته‌های گذشته به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در خیابان صبای شمالی و در مجاورت خیابان انقلاب تهران احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود.

گزارشگران بدون مرز که نهادی بین‌المللی برای دفاع از حقوق روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران به شمار می‌رود کمتر از یک هفته پیش با انتشار بیانیه‌ای از تداوم «سرکوب مطبوعات و آزادی بیان در ایران» خبر داد و اعلام کرد که «پنج ماه پس از آغاز تظاهرات‌ اعتراضی روزنامه‌نگاران همچنان قربانی سرکوب‌اند».

در این بیانیه تاکید شده بود که «تهدید، احضار و بازداشت‌ها ادامه دارند» و «۳۲ روزنامه‌نگار و وب‌نگار در زندان به سر می‌برند».

گزارشگران بدون مرز همچنین اعلام کرده بود که «روزنامه‌نگارانی که در کشور مانده‌اند به شکل مداوم مورد تهدید و پیگرد قضایی قرار دارند.
برخی از روزنامه‌نگاران محاکمه شده در «دادگاهای استالینی» به احکام سنگین محکوم شده‌اند و از حق تجدیدنظر خواهی نیز محروم‌اند».

علاوه بر بازداشت ساسان آقایی، در ۱۲ روز گذشته و با دستگیری آکو کردنسب و مزدک علی‌نظری، دو روزنامه‌نگار دیگر هم بر شمار روزنامه‌نگاران زندانی افزوده شده است.

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران هم که به دستور سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، پلمپ شده بود به‌رغم تغییر دادستان و اعتراض روزنامه‌نگاران همچنان بسته است.

رادیو فردا

موج جدید بازداشت دانشجویان- سخنگوی دانشجویان لیبرال: هدف ۱۶ آذر است


در حالی که نزدیک به دو هفته به مراسم ۱۶ آذر، روز دانشجو، باقی مانده است، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی‌ چندین نفر از دانشجویان و فعالان دانشجویی را بازداشت کردند.

بنا به گزارش‌ها، عباس حکیم‌زاده، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت و عضو سابق انجمن اسلامی‌دانشگاه امیرکبیر و نیز هفت تن از اعضای «دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران»، روز جمعه در تهران بازداشت شدند.

سى.ان.ان: مشاهدات خبرنگار نيوزويك از زندانهاى رژيم

خبرنگار هفتهنامه نيوزويك كه مدت چهار ماه در زندانهاى رژيم آخوندى بوده در يك مصاحبه اختصاصى باتلويزيون سى.ان.ان گوشهيى از مشاهدات خود در مورد شكنجههاى وحشيانه را چنين بازگو كرد:
«همه ترا فراموش كرده اند»، اينها كلماتى بود كه مازيار بهارى خبرنگار نيوزويك هر روز در زندان از بازجوهاى خود طى چهار ماهى كه در زندان انفرادىبهسر مىبرد، مىشنيد. مازيار يك خبرنگار نيوزويك و فيلمساز است. او و صدها نفر ديگر در جريان تظاهرات پس از انتخابات مناقشه برانگيز خرداد در ايران دستگير شد. وى در ماه اكتبر با پرداخت 3ميليارد ريال، معادل 300هزار دلار وثيقه آزاد شد. وى سپس به خانه خود در لندن بازگشت.
خبرنگار نيوزويك پس از تشريح نحوه دستگيرى و بازجوييهايى كه در اوين از وى بهعمل آوردند گفت: بازجو هر روز به من مىگفت ترا اعدام خواهيم كرد. هر روز طى سه ماه به من مىگفت يك روز ساعت چهار صبح بعد از نماز صبح بيدار مىشوى و حلقهدار را در برابر خودت خواهى ديد. من هم حتماً سعى مىكنم كه آنروز اينجا باشم تا خودم صندلى را از زير پايت بكشم. اين لحظه آخر تو خواهد بود. من طى سه ماه هر روز با تهديد اعدام زندگى مىكردم… او مىخواست مرا بترساند و زير فشار شديد روحى قرارم دهد تا مجبور به اعتراف به چيزى كه خودشان مىخواستند، شوم. مرا شكنجههاى جسمى هم دادند، ولى شكنجههاى روحى بسيار مؤثرتربود.
سى.ان.ان پرسيد: شكنجههاى بدنى چى بودند؟
وى پاسخ داد: لگد زدن، مشت زدن، سيلى زدن بهصورت و با كمربند مرا زدن. آنها در زندان اول آدم را تحقير مىكنند. مىخواهند آنقدر آدم را تحقير كنند تا اتهامى كه به تو مىزنند را بپذيرى. … …
زندان انفرادى مشكلترين بخش زندان است… . وقتى در انفرادى هستيد، احساس مىكنيد كه ديوارها دارند به هم نزديك مىشوند، و اتاق دارد كوچك مىشود، گويا كه در قبر هستيد. بعد از مدتى آدم خيالاتى مىشود… … بعد از چند هفته كه مرا تهديد به اعدام كردند، با خودم گفتم اگر هم مرا اعدام كنند، چه فرقى مىكند، ديگر آخر كار رسيده است. بعضى وقتها هم فكر مىكردم كه اعدام شدن از ماندن در انفرادى خيلى راحتتر است. چون مىديدم برخى افراد در رژيم جمهورى اسلامى سه چهار سال در انفرادىبهسر بردهاند. دوبار به سرم زد كه خودكشى كنم. اين عينكى كه الان دارم را در زندان هم داشتم. دو سه بار به اين عينك نگاه كردم و با خود گفتم، شيشه عينك را بشكنم و با آن رگ دستم را بزنم. بعد به اين فكر كردم كه چقدر طول مىكشد تا همه خون از بدنم خارج شود و بميرم. به اين فكر مىكردم، ولى دوباره گفتم، نه اين كار را نخواهم كرد، چرا كار آنها را سهل كنم. اگر مىخواهند مرا بكشند، بگذار خودشان بكشند. من جلاد آنها براى خودم نخواهم شد. آنوقت به خانوادهام فكر مىكردم، به همسرم، كودكم و مادر و خانواده و دوستانم فكر مىكردم. آنها در شكنجه دادن روحى زندانى استادند.


نيويورك تايمز: سرخوردگى منتظرى و فاصله گرفتن او از نظام

نيويورك تايمز در شماره امروز خود به شكست طلسم ولايت در رژيم آخوندى پرداخت و نوشت: در حال حاضر دولت ايران تدابير سخت گيرانهاى را اتخاذ كرده تا تظاهراتى را كه بعد از انتخابات رياست جمهورى در ماه ژوئن نمايان گشته سركوب كند، در چنين شرايطى منتظرى از مذهب براى حمله به مشروعيت دولت استفاده كرد.
نيويورك تايمز ادامه داد هنگامى كه خامنهاى يك طلبه بود، منتظرى يكى از مدرسين او بوده است.
سرخوردگى منتظرى و فاصله گرفتن او از نظام، يك دهه بعد از انقلاب صورت گرفت. او تصميم خمينى براى صدور فتواى مرگ سلمان رشدى- نويسنده كتاب آيات شيطانى را به تمسخر گرفت و گفت، مردم جهان چنين تصورى پيدا مىكنند كه كار ما در ايران، تنها كشتن افراد است.
ايجاد شكاف با خمينى در ژانويه 1988 جبران ناپذير شد. هنگامى كه منتظرى با موج اعدام زندانيان سياسى مخالفت نمود و رهبرى نظام را به چالش كشيد.

القبس كويت: مقاومت ايران طرفهاى بينالمللى را به محكوميت نقض حقوقبشر در ايران فراخواند


روزنامه كويتى القبس نوشت: شوراى ملى مقاومت ايران، دبيركل سازمان مللمتحد و شوراى امنيت وكميسارياى عالى حقوقبشر مللمتحد و تمامى طرفهاى بينالمللى ذيربط را به محكوميت ”نقض جدى حقوقبشر توسط رژيم حاكم بر ايران“ فراخواند و خواستار برداشتن قدمهاى فورى و لازم از جمله تعليق روابط اقتصادى و سياسى تا توقف كامل شكنجه و اعدام و سركوب شد.
شوراى ملى مقاومت با صدور بيانيهيى در پاريس، به سخنان محسنى اژهاى دادستان كل رژيم ايران در توجيه صدور احكام رعب آفرين اعدام در مورد دستگير شدگان قيام بزرگ مردم ايران در 18نوامبر جارى اشاره كرد كه گفته بود ”مجازات وابستگان به جريانهاى معاند انقلاب كه مركزيتشان باقى است اعدام است، و دستگاه قضايى مكلف است كه به شديدترين مجازات بر حسب جرمشان حكم كند“.

Freitag, 20. November 2009

تصوير قيام در جهان 20.11.2009 برابر با29آبان 1388






رادیو فرانسه
هیلاری کلینتون احکام اعدام علیۀ زندانیان سیاسی را محکو م کرد

هیلاری کلینتون وزیر امور خارجۀ آمریکا امشب احکام اعدام صادرشده در مورد 5 تن از دستگیر شدگان در پی تظاهرات خرداد ماه ایران را محکوم کرد.

وی این تصمیم را "بسیارتاسف آور" خواند و گفت باعث تاسف است که چنین احکامی علیۀ افرادی صادر شود که تنها به منظور بیان مخالفتشان با دولت درتظاهرات خیاباتی شرکت کرده بودند.

5 تن ازدستگیر شدگان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه گذشته به اعدام و 81 نفر دیگربه حبس های دراز مدت محکوم شده اند.

در طی تظاهرات خیابانی چندین هزار نفردر ایران دستگیر شده بودند. با این همه دیروز داد گستری تهران بدون ذکر نام محکومین اعلام کرد که به استناد قانون آئین دادرسی کیفری، نام آنها فاش نمی شود. ولی بر اساس اخبار منتشره توسط برخی سایتها، اسامی حامد روحانی نژاد، محمد رضا زمانی، ناصر عبدالحسینی، آرش رحمانی پور و رضاخادمی در میان آنها دیده شده است. ولی گفته شده است که برخی از این افراد از اسفند ماه گذشته دربازداشت به سر می برند.
دویچه وله صدای آلمان

بازداشت تعدادی دانشجو در تهران و شهرستان‌ها

بنابر گزارش‌های منتشر شده در وبسایت‌های خبری دانشجویی، چندین دانشجو در شبانه‌روز گذشته در تهران و برخی شهرستان‌ها بازداشت شده‌اند. در روز پنجشنبه تنها در تهران ۶ عضو تشکل "دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران"، یک عضو دفتر تحکیم وحدت و پنج دانشجوی کرد بازداشت شدند.
وبسایت دانشجویی "بامداد خبر" گزارش داده، نیروهای امنیتی عصر روز پنجشنبه (۲۸ آبان/۱۹ نوامبر)، به منزل احسان دولتشاه، عضو تشکل "دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران"، هجوم برده و دست‌کم هفت عضو این گروه را بازداشت کردند. به نوشته‌ی "بامداد خبر"، این بازداشت‌ گروهی، از قبل برنامه‌ریزی شده بود. ‌

بنابراین گزارش، مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی، شش نفری هستند که بعد ازظهر پنجشنبه بازداشت شده‌اند و گفته می‌شود احتمال بازداشت اعضای دیگر گروه "دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال" نیز وجود دارد.

وبسایت "بامداد خبر" همچنین گزارش داده شامگاه پنجشنبه ماموران امنیتی، به همراه مهرداد بزرگ و سورنا هاشمی، به منزل این دو مراجعه کرده و اقدام به تفتیش منزل و لوازم شخصی آنها کرده‌اند.

بازداشت مجدد عباس حکیم‌زاده


عباس حکیم‌زاده، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نیز صبح پنجشنبه ۲۸ آبان بازداشت شد. به گزارش "خبرنامه امیرکبیر" ماموران وزارت اطلاعات ساعت ۷ صبح روز پنجشنبه با مراجعه به منزل حکیم‌زاده وی را بازداشت کرده و وسایل شخصی وی از جمله کامپیوتر وی را نیز با خود بردند.

عباس حکیم‌زاده به همراه ۷ دانشجوی دیگر پلی تکنیک در بهمن و اسفندماه سال گذشته بازداشت و به مدت ۴ و نیم ماه در زندان بودند. به نوشته‌ی "خبرنامه‌ امیرکبیر" حکیم‌زاده از ۱۳۴ روز بازداشت خود در زندان اوین، ۱۲۰ روز را در سلول انفرادی بود. این فعال دانشجویی روز ۱۷ تیرماه گذشته با سپردن وثیقه از زندان آزاد شده بود.

بازداشت ۵ دانشجوی کرد


بنابر گزارش‌های انتشار یافته در وبسایت‌های خبری دانشجویی، روز پنجشنبه ۲۸ آبان، پنج دانشجوی کرد دانشگاه تهران نیز بازداشت شده‌اند. بازداشت این عده در پی تجمع‌های اعتراضی دانشجویان کرد دانشگاه تهران علیه اعدام "احسان فتاحیان" صورت گرفته است. احسان فتاحیان روز چهارشنبه ۲۰ آبان (۱۱ نوامبر) در زندان سنندج اعدام شد.

احسان فتاحیان متهم به "اقدام عليه امنيت ملی كشور از طريق عضويت در احزاب مسلح اپوزيسيون" بود که در دادگاه بدوی به ۱۰ سال زندان محکوم می‌شود، اما دادگاه تجدیدنظر با افزودن اتهام "محاربه"، این حكم را به اعدام تغییر می‌دهد. گفته می‌شود این اقدام دادگاه تجدیدنظر خلاف قانون بوده است. تلاش‌های بین‌المللی برای جلوگیری از اعدام این جوان به جایی نرسید. خانواده‌ی احسان فتاحیان گفته‌اند، احسان با اینکه عضو یک سازمان در کردستان بود، اما هیچ اقدامی علیه دولت جمهوری اسلامی انجام نداده و هرگز مسلح نبوده است.

احمد اسماعیلی، آمانج رحیمی، سروه ویسی، لیلا محمدی و پخشان عزیزی ۵ دانشجوی کردی هستند که هنوز از محل بازداشت آنها خبری در دست نیست.

بازداشت در شهرستان‌ها

همز‌مان با بازداشت گروهی از دانشجویان در تهران، در تبریز و شیراز نیز چند نفر بازداشت شده‌اند. در تبریز دو فعال دانشجویی دانشگاه تبریز به نام‌های رسول عالی‌نژاد و بهروز فریدی شامگاه چهارشنبه ۲۷ آبان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. این دو دانشجو بعد از ظهر پنجشنبه در تماسی با خانواده از حضور خود در بازداشتگاه وزارت اطلاعات خبر داده‌اند.

به گزارش فعالان حقوق بشر، این بازداشت‌ها هم‌زمان با حضور محمود احمدی‌نژاد در تبریز صورت گرفت. در آستانه‌ی سفر احمدی‌نژاد به تبریز فشارها بر فعالان دانشجویی در تبریز افزایش یافته و چندین نفر بازداشت شده‌اند که کماکان برخی از آنان همچنان در بازداشت به سر می برند.

در شیراز نیز دو دانشجوی دختر بازداشت شده‌اند. به گزارش "خبرنامه امیرکبیر" ندا اسکندری، دانشجوی رشته علوم سیاسی، و خدیجه قهرمانی، دانشجوی رشته کشاورزی دانشگاه شیراز که به کمیته انضباطی دانشگاه برای پیگیری احکام صادر شده علیه خودشان مراجعه کرده بودند، توسط مامورین وزات اطلاعات بازداشت شدند.

ندا اسکندری و خدیجه قهرمانی توسط کمیته انضباطی دانشگاه شیراز به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌اند. از محل و وضعیت نگهداری این دو دانشجو اطلاعی در دست نیست.

هفته‌ی گذشته نیز دو تن از اعضای سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم) بازداشت شده بودند. سلمان سیما، عضو کمیته سیاسی سازمان دانش‌آموختگان و دانشجوی دانشگاه آزاد بود. او روز ۲۳ آبان ماه توسط نیروهای امنیتی که دم در خانه او در کمین بودند، بازداشت شد.

کوهزاد اسماعیلی، مسئول شعبه گیلان سازمان دانش‌آموختگان نیز روز ۲۵ آبان بازداشت شد. او اخیرا به قید وثیقه آزاد شده بود اما در دادگاه به ۴ ماه حبس محکوم شد. چندین عضو برجسته‌ی سازمان دانش‌آموختگان ایران، از جمله دکتر احمد زید‌آبادی، دبیرکل و عبدالله مومنی، سخنگوی آن در بازداشت به‌سر می‌برند. عبدالله مومنی اخیرا به ۸ سال زندان محکوم شده است.

«دستگاه قضایی با هرگونه اغتشاش جدید برخورد قاطع می‌کند»


دادستان کل کشور در مصاحبه‌ای تلویزیونی با اشاره به ناآرامی‌های پس از انتحابات ریاست جمهوری گفت: نظام جمهوری اسلامی از این به بعد با هر گونه اقدامی که موجب اختلال نظام شود بدون هیچ اغماضی برخورد می‌کند. محسنی اژه‌ای در مورد احکام صادر شده برای متهمان حوادث پس از انتخابات گفت:«دستگاه قضایی از برخی از اتهامات چشم‌پوشی کرده است در حالیکه مردم خواستار اشد مجازات برای آنها بودند.» وی بدون اشاره به آمار متهمان گفت:«۹۰ نفر به طور کامل تبريه، ۸۱ نفر متهم و محکوم شدند که برای پنج نفر حکم اعدام و مابقی ۶ تا ۱۵ سال حکم زندان صادر شده است. »

پیامک، ابزاری تازه‌ برای مقابله با اعتراض‌ها در ایران


با نزدیک شدن ۱۶ آذر، مسئولان امور امنیتی ایران،از بیم تظاهرات اعتراضی دوباره مخالفان دولت،آغاز به ارسال پیامک‌هائی روی تلفن‌های همراه کرده‌اند که هدف آن‌ها برحذر داشتن مردم از حضور در اجتماعات است.

پیامک‌ (اس ام اس) از روزهای آستانه انتخابات ۲۲ خرداد، در حیات سیاسی ایران جایگاهی ویژه یافته است. جوانان خواهان فضای باز سیاسی، که اغلب دارای تلفن همراه هستند، در هفته‌های پیش از انتخابات، ضمن حضوری فعال در فضای مجازی اینترنت، با استفاده از پیامک‌ها یکدیگر را از روند رویدادها، تجمعات، شعارها و مطالبات آگاه می‌کردند.



پیامک در انتخابات

۲۴ ساعت پیش از برگزاری انتخابات، دولت، ضمن ممنوع کردن تجمعات، شبکه پیامک‌ها را قطع کرد. هدف از این کار آن بود که هواداران نامزدهای رقیب احمدی‌نژاد نتوانند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند. موضوع قطع پیامک‌ها را، چند روز بعد، شرکت مخابرات ایران رسما تایید کرد.

استفاده از پیامک‌ها، دو سویه داشت. از یک سو مردم برای ایجاد ارتباط با یکدیگر از آن استفاده می‌کردند و از سوی دیگر، مراکزی در قدرت می‌کوشیدند با قطع پیامک‌ها یا ارسال پیامک‌های دروغین،ارتباط‌ها را منحرف یا مختل کنند.


شب قبل از برگزاری انتخابات، پیامک‌های بی‌شماری برای مردم فرستاده شد که از تعطیل برخی از حوزه‌های انتخاباتی خبر می‌داد. خطر سردرگمی علاقمندان به شرکت در انتخابات تا آنجا بالا گرفت که سرانجام کمیته صیانت از آرای ستاد میرحسین موسوی وارد میدان شد و با صدور اطلاعیه‌های پیاپی کوشید مردم را نسبت به دروغ بودن این پیامک‌ها مطمئن کند.

ابزار جدید ارعاب

در ناآرامی‌های پس از انتخابات نیز، شبکه پیامک‌ها همیشه قطع می‌شد تا مردم نتوانند محل تجمع خود را به یکدیگر اطلاع بدهند. اکنون، سایت تابناک که به محسن رضائی نزدیک است، گزارش می‌دهد که ارسال پیامک‌های منحرف‌کننده افکار عمومی بار دیگر آغاز شده است.

برپایه گزارش تابناک، ظرف یک هفته گذشته، تعداد بی‌شماری از مردم خوزستان پیامک‌هائی را دریافت کرده‌اند که به آن‌ها هشدار می‌دهد از شرکت در تجمعات سیاسی بپرهیزند. این پیامک‌ها متن یگانه‌ای دارند که چنین است: «مخاطب مورد نظر! شما به دلیل حضور در تجمعات سیاسی پس از انتخابات شناسائی شده‌اید و باید از ادامه این حضورها سر بزنید.»

تابناک می‌نویسد: «یک کارگر نانوائی که این پیامک برای او در یکی از شهرهای جنوبی استان خوزستان فرستاده شده، ه است: من سال‌ها است به تهران نرفته‌ام و تعجب می‌کنم که این پیامک ناشناس که محتوای امنیتی دارد چرا برای من فرستاده شده است.»


ترس از ارتباطات

مسئولان جمهوری اسلامی گسترش ارتباطات اینترنتی و تلفنی میان مردم را خطری برای خود ارزیابی می‌کنند. روز سه شنبه (۱۰ نوامبر، ۱۹ آبان) روح الله حسینیان نماینده مجلس شورای اسلامی و مدافع سرسخت احمدی‌نژاد در گفت و گو با روزنامه اعتماد فاش کرد که شورای امنیت ملی، وظایف نیروهای انتظامی و سپاه پاسداران را در زمینه کنترل ارتباطات مردم تدقیق کرده است.

حسینیان گفت:«شورای عالی امنیت ملی وظیفه کنترل ارتباطات اینترنتی را به نیروهای انتظامی و وظیفه نصب دکل‌های ارسال‌کننده پارازیت بر روی شبکه‌های تلویزیونی را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپرده است.»

در روزهای اخیر، گروه بی‌شماری از وبلاگ‌نویسان مقیم داخل و خارج از کشور اعلام کرده‌اند که وبلاگ‌های آنان فیلتر شده و قابل استفاده نیست.

احتمال گسترش خشونت در کردستان ایران

خبر اعدام قریب‌الوقوع سه فعال کرد پس از اجرای حکم اعدام احسان فتاحیان، فضای کردستان را ناآرام کرده است. مسعود کردپور روزنامه‌نگار کرد می‌گوید اگر وضع به همین روال پیش رود، احتمال وقوع یک خشونت سراسری کم نخواهد بود.


پس از اجرای سریع حکم اعدام احسان فتاحیان در زندان سنندج، خبر رسید که شیرکو معارفی یک فعال کرد دیگر نیز برای اجرای حکم اعدام به قرنطینه زندان برده شده است. هم‌اکنون دو نام دیگر حبیب‌الله لطیفی و زینب جلالیان نیز به لیست اعدامی‌های استان کردستان اضافه شده‌اند.

مسعود کردپور روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر می‌گوید فضای کردستان هم از سوی مردم و هم از سوی حکومت بسیار رادیکال شده است.
آقای کردپور گفته می‌شود که یک هیأت ویژه اجرای اعدام از تهران به کردستان فرستاده شده است. آیا این خبر صحت دارد؟
مسعود کردپور: البته لزومی ندارد که هیأتی برای اجرای اعدام از مرکز به کردستان بیاید یا به هر نقطه‌ی دیگری اعزام شود. چون به هرحال دادگستری‌ها و اداره‌ی اطلاعات در تمام مناطق استان‌های کشور کاملاً مستقل هستند و معمولا احکامی که صادر می‌شود مراحل قضایی خودش را طی می‌کند و چون قوه قضاییه در مورد مسائل امنیتی براساس گفته‌ی بسیاری از وکلا که در پرونده‌های امنیتی و سیاسی دخالت دارند، استقلال آنچنانی ندارد، در نتیجه این‌ها اختیار کامل دارند که احکام اعدام یا هر حکمی که لازم باشد را صادر کنند. این احکامی هم که در این مناطق صادر شده، معمولاً مراحل قضایی خودش را طی کرده و در نتیجه به دیوان عالی کشور هم رفته‌و اکثراً هم تأیید شده‌ و آماده‌ی اجرا هستند. بعد از این که پرونده‌سازی شد یا پرونده در نهادهای امنیتی تکمیل شد، حکم صادر می‌شود، مراحل قانونی‌اش طی می‌شود و آماده‌ی اجرا می‌شود که اکثراً هم اجرا شده است.

در حال حاضر چند نفر در کردستان محکوم به اعدام‌هستند؟

آمارهای مختلفی وجود دارد. ولی حدود ۱۳ نفر الان در کردستان محکوم به اعدام هستند. با توجه به این که وضعیت امنیتی منطقه در

سه چهار سال گذشته تغییر کرده، مدیریت‌ها تغییر کرده و فضا در کل رادیکالتر شده است یعنی هم مردم اعتراضاتشان بیشتر شده و هم احزاب و اپوزیسیون از نظر تبلیغات شبکه‌های بیشتری دارند، با توجه به ناکارآمدی که در زمینه‌ی مدیریت منطقه و کشور بوجود آمده، فضا رادیکالتر شده و درنتیجه مسائل جنبه‌ی امنیتی پیدا کرده یعنی از جنبه‌ی سیاسی و اجتماعی بیرون آمده است. چون آقایان راه حلی دیگری غیر از این که برخورد امنیتی شود و زندانی کنند ندارند در نتیجه این احکام اعدام صادر می‌شود و بیشتر فعالیت‌ها در واقع زیرزمینی شده است. حتی به افرادی مثل آقای دکتر عبدالله رمضانزاده که سخنگوی دولت بودند، و استاندار این منطقه و در چارچوب قانون و خود نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کردند، اینطور برخورد می‌کنند. وقتی فضا برای اصلاح‌طلبان این جوری شود، یعنی قطبی شود و حتی افرادی که در چارچوب خود نظام جمهوری اسلامی هم می‌خواهند فعالیت کنند، نتوانند، دیگر وضعیت جوری می‌شود که تنها راه چاره زندان است.

از بین آن ۱۳ نفری که گفتید در حال حاضر در کردستان به اعدام محکوم شده‌اند، سه نفرشان گویا خیلی اعدامشان قریب‌الوقوع است. آقای شیرکوه معارفی، حبیب‌الله لطیفی و خانم زینب جلالیان. آیا خبری از این سه زندانی محکوم به اعدام دارید؟


خبرهای متنوعی از داخل زندانها می‌آید که می‌خواهند حکم‌ها را اجرا کنند. این خبرها به خانواده‌هایشان رسیده که آنها را برده‌اند قرنطینه‌ی زندان. من خودم وقتی زندان بودم، کسانی را می‌بردند قرنطینه‌ی زندان و بعد هم برمی‌گرداندند و اعدامشان هم نکردند. این شوکی وارد می‌کند و زندانی احساس می‌کند که حکم می‌خواهد اجرا شود. این‌ها را هم چند دفعه به قرنطینه‌ی زندان و انفرادی بردند یعنی می‌خواهند حکم را اجرا کنند. ولی عملاً تا الان فقط حکم احسان فتاحیان اجرا شده و ظاهراً شیرکوه معارفی را هم به زندان عمومی سقز برگردانده‌اند و الان در بند عمومی است و وکیلشان هم اعلام کرده که حکم ایشان مشکلی ندارد و چند روز پیش هم با خانواده‌اش ملاقات کرده.

گفته می‌شود که این اعدامها به ترور شماری از شخصیت‌های مذهبی و حکومتی که اخیراً در سنندج و در یکی دو شهر دیگر کردستان اتفاق افتاد، مربوط است. آیا چنین چیزی به نظر شما می‌تواند صحت داشته باشد؟

هر عمل مجرمانه‌ای که در منطقه یا در هرجایی اتفاق می‌افتد، قانون چارچوب کار را مشخص کرده است. اگر در این زمینه کسی متهم شده که این عمل را انجام داده که خب به دادگاه می‌رود، حکم می‌گیرد و بررسی می‌شود و لزومی ندارد که کسی به جای کسی دیگر یا حزبی به جای حزب دیگر در این قضیه مجازات شود. مسئولین قضایی و امنیتی استان خودشان اعلام کردند که این ترورهایی که صورت گرفته، افرادی بودند که مذهبی و اهل سنت و افراطی‌های مذهبی و وهابیون بودند که این کار را انجام دادند. اگر قرار باشد کسی مجازات شود، باید همان کسانی مجازات شوند که این کار را انجام داده‌اند، نه این که افراد دیگری مجازات شوند و یک حالت انتقام‌گیری پیدا کند و کسی بجای کسان دیگری مجازات شود. بنابراین من فکر نمی‌کنم این‌ها ربطی به همدیگر داشته باشد به آن صورت که افرادی آنجا ترور شده‌اند و یک عده‌ی دیگری را اینجا اعدام کنند.

آقای کردپور الان بخصوص بعد از اعدام احسان فتاحیان و این خبرهایی که هست، جو عمومی کردستان چه طور است؟

می‌دانید که فضای اینجا همیشه رادیکال بوده، به دلیل محرومیت‌ها و فقری که وجود دارد، بیسوادی خیلی زیاد است. در چنین مناطقی که این مشکلات هست، معمولاً جو احساسی بر مسائل حاکم است. اینجا حساسیت بیشتر است و خود حاکمیت هم برخورد افراطی بیشتری دارد انجام می‌دهد. اپوزیسیون حداقل بیست شبکه‌ی تلویزیونی ماهواره‌ای کرد زبان دارد که برای مناطق مختلف کردستان ترکیه، ایران و عراق و سوریه برنامه پخش می‌کنند. افکارعمومی را عملا این شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای دارند شکل می‌دهند و بخش بزرگی از این شبکه‌ها هم تحت نظر اپوزیسیون اداره می‌شود. یعنی احزاب اپوزیسیون با وجود انشعابات زیادی هم که داشته‌اند، این شبکه‌ها را اداره می‌کنند و روی مسائل، خیلی حساسیت درست می‌شود. خود حاکمیت باید کاری کند که مسائل جنبه‌ی این چنین امنیتی پیدا نکند. چون یکدفعه با توجه به وضعیتی که در تهران حاکم است و جنبش سبز و این مسائل، اینجا اگر این اعتراضات جنبه‌ی عمومی و سراسری پیدا کند، احتمال دارد که به خشونت کشیده ‌شود و شیرازه‌ی امور ازهم پاشیده ‌شود.

خانواده‌ها برخوردشان چه طور است، وقتی این خبرها می‌آید که مثلا یک نفر اعدام شده، آیا از فعالیت‌فرزندانشان جلوگیری می‌کنند، یا این که جری‌تر و رادیکالتر می‌شوند؟


الان فضا خیلی سیاسی شده. وقتی در تهران که مسائل سیاسی به آن صورت حاد نبود، کل خانواده ‌می‌آیند مثلاً در سیزده آبان تظاهرات اعتراضی می‌کنند، در اینجا خیلی وضعیت رادیکالتر است. نمی‌شود جلوی جوانان را گرفت. وقتی بیکاری بسیار زیاد است، وقتی یک جوان می‌رود لیسانس هم می‌گیرد، ولی امیدی ندارد، آیند‌ه‌ای ندارد و بیکار می‌چرخد، دیگر مجبور می‌شود یا برود خارج، یا به احزاب اپوزیسیون بپیوندد. چون آنجا هم یک کمی آرمانگرایانه و احساسی برخورد می‌کنند و جوانها جذب می‌شوند که بروند اعتراض ‌کنند و خانواده‌‌ها نمی‌توانند جلویشان را بگیرند. من فکر می‌کنم اگر این سیاست‌هایی که تا الان ادامه داشته، ادامه داشته باشد، آخرش به جایی می‌رسد که خیلی بحران شدیدتری بوجود می‌آید، جتی شدیدتر از سال ۸۴ که به خاطر کشتن ’’شوانه سید قادری‘‘کردستان یکماه ناآرام بود و اعتراضاتی وجود داشت. من فکر می‌کنم اینبار اگر این قضایا اتفاق بیفتد، خیلی فضا رادیکالتر می‌شود. چون آن موقع اصلا‌ح‌طلب‌ها سرکار بودند، آقای خاتمی سرکار بود و فضا لطیف‌تر و نر‌م‌تر بود.

برای برخی از ناظران این نگرانی وجود دارد که یکبار دیگر فضای کردستان به سالهای ابتدایی انقلاب، سالهای ۵۸ و ۵۹ برگردد که سرکوب خیلی شدیدی در کردستان صورت گرفت. فکر می‌کنید ممکن است آن دوره دوباره تکرار شود؟

نه، من فکر نمی‌کنم. اصلاً امکانپذیر نیست که بتوان فضا را به ۳۰ سال پیش برگرداند. همه چیز تغییر کرده است. هم آدمها تغییر کرده‌اند، هم دنیا تغییر کرده است و هم احزاب تغییر کرده‌اند. حاکمیت الان خودش مثل آن موقع یکدست نیست. کسانی مثل موسوی و کروبی و خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی الان اپوزیسیون هستند و مخالف سیاست‌ها و وضعیتی که در کشور وجود دارد. بنابراین چنین چیزی اصلاً امکانپذیر نیست که فضا به ۳۰ سال پیش برگردد و اگر بخواهند کسانی با این شیو‌ها حکومت کنند و کشور را مدیریت و اداره کنند، مسلماً وضعیت‌مان را بجایی می‌رساند که خیلی بحرانی‌تر از وضعیت کنونی است و هم چیز را ازهم می‌پاشاند. به قول معروف نه از تاک، نشان می‌ماند و نه از تاک‌نشان.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

خبرگزارى فرانسه: آمريكا از صدور 5حكم اعدام براى دستگير شدگان قيام ابراز نگرانى كرد

دولت آمريكا نگرانى خود را از صدور حكم اعدام پنج تن از دستگيرشدگان قيام سراسرى توسط رژيم ايران ابراز كرد.
ايان كلى سخنگوى وزارتخارجه آمريكا گفت: ”ضرورى است رژيم ايران به حق ابراز عقيده صلحآميز مردم ايران احترام بگذارد“ . وى با اشاره به دادگاههاى نمايشى رژيم گفت: ”ما نسبت به روشى كه بعضى از اين دادگاهها اداره شدهاند، نگران بودهايم. ما همواره در مورد پيروى كردن رژيم ايران از يك روند قانونى شفاف نگران بودهايم و به درخواست از اين رژيم جهت داشتن يك روند قانونى و حقوقى شفاف ادامه مىدهيم“ .
خاطرنشان مىشود دادگسترى كل استان تهران درباره محاكمات نمايشى اعلام كرد تاکنون تعداد 89نفر ازمتهمان، محاکمه و براى 5نفر که متهم به وابستگى وعضويت در گروهکهاى ضدانقلاب، تروريستى و معاند بودهاند، مجازات اعدام و براى 81نفر از شش ماه تا 15سال حبس صادر كرده است.


Donnerstag, 19. November 2009

تصوير قيام در جهان 19.10.2009 برابر با29مهر 1388







رادیو فرانسه
روزنامه های فرانسه گزارش هولناکی از زندان کهریزک

مطبوعات امروز فرانسه تقریباً هر کدام مطالبی را به ایران و افغانستان اختصاص داده اند. لیبراسیون گزارش مفصلی دارد در باره زندان کهریزک. نویسنده این نشریه توضیح می دهد که اخیراً پزشکی بنام رامین پور ایدر جانی که در "سیاه چال "کهریزک مشغول خدمت بوده است ، و به احتمال زیاد از همه فجایعی که در دخمه های هولناک این زندان گذشته با خبر است بطور ناگهانی "خودکشی" کرده است.

مقامات رسمی مدعی اند که مرگ او یا ناشی از خودکشی است و یا بدلیل سکته قلبی جان سپرده است. لیبراسیون می نویسد که خانواده این جوان بیست و شش ساله که دوران خدمت سربازی خود را در این زندان می گذرانیده است ، تقاضای آزمایش پزشکی برای پی بردن به علت مرگ او را مطرح کرده اند. اما مقامات پلیس با این تقاضا مخالفت می کنند. بعقیده لیبراسیون مرگ این پزشک آخرین حادثه غم انگیز تاریخچه خونین زندان کهریزک است.

نویسنده گزارش توضیح می دهد که این زندان مخوف بطور معمول محل نگهداری کسانی بود که رژیم آنها را اراذل و اوباش می نامید. ولی حوادث پس از انتخابات این زندان را به محلی برای نگاهداری معترضین تبدیل کرد و باعث افشای جنایاتی شد که در این سیاهچال رایج بود. لیبراسیون توضیح می دهد که عکاس مخصوص رهبر جمهوری اسلامی در حال عکس گرفتن از تظاهرات دستگیر می شود و او را به کهریزک می برند و او خود شاهد و قربانی همه ضرب و شتم ها ، شکنجه ها و خشونت هائی میشود که در این زندان رایج بوده است.

بعدها در بازدید یکی از نمایندگان مجلس از این زندان عکاس مربوطه بوسیله او شناسائی و آزاد می شود. به احتمال زیاد پس از این حادثه است که آیت الله خامنه ای شخصاً دستور تعطیل این زندان مخوف را صادر می کند. لیبراسیون توضیح می دهد که رون آراد خلبان اسرائیلی که هواپیمایش در سال 1986 در لبنان سقوط کرد ، در همین زندان نگهداری می شده است. نویسنده گزارش سپس از کسانی که خود در این زندان مورد شکنجه و آزار قرار گرفته اند نقل قولهائی را آورده است که نشانه هائی از خشونت ها و تجاوزات باور نکردنی را ترسیم می کنند. نویسنده نتیجه می گیرد که همه این حقایق را پزشکی می دانست که در کهریزک کار میکرد و اینک " خود کشی" کرده است.
العربیه فارسی
مادر پزشک کهریزک فاش کرد : جان رامین پوراندرجانی به خاطر مرگ روح الامینی در خطر بود

مادر رامین پور اندرجانی پزشک وظیفه ای که در بازداشتگاه کهریزک خدمت می کرد و خبر مرگ او اخیرا منتشر شده است امروز پنجشنبه 19 – 11 – 2009 اعلام کرد فرزندش " به علت بیان حقایقی در مورد شکنجه محسن روح الامینی یکی از قربانیان این بازداشتگاه ، کشته شده است."

وی در گفتگو با نوروز سایت رسمی جبهه مشارکت ازعمده ترین احزاب اصلاح طلب گفته است که قبل از رحلت فرزندش با دکتر روح الامینی پدرمحسن روح الامینی تماس گرفته وضمن بیان اینکه " محسن توسط رامین پیش از شهادت مورد معاینه قرارگرفته بود به او می گوید که جان پسر من به علت بیان حقایقی درمورد شکنجه و شهادت پسر شما در خطر است."

این در حالی است که فرمانده نیروی انتظامی روزگذشته علت مرگ دکتر کهریزک را " خودکشی " اعلام کرده بود.

نوروز می گوید " بر اساس اطلاعاتی که پس از اطمینان از صحت آنها منتشر می کند ، دکتر روح الامینی در پاسخ به مادر رامین می گوید: " شما می خواهید من چه کارکنم ؟ اگر رضایت بدهم مشکل شما حل می شود. شما با کسانی طرف هستید که متهم پرونده هستند نه من."

متهمان کهریزک

پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی ، احمدرضا رادان فرمانده پلیس تهران وسعید مرتضوی دادستان وقت تهران را مسئول مستقیم حوادث کهریزک معرفی کرده و آنها را به " متهم کردن افراد به جرم های خودساخته و ارتباط دادن اکثرحوادث به نیروهای خارجی " متهم کرده است.

نوروز ادعای خودکشی و نوشتن وصیت نامه توسط پزشک مورد نظر را " غیرقابل باور و ساختگی " خوانده وتاکید کرده است که " رامین پوراندرجانی پیش از مرگ با دوستانش تماس گرفته واعلام کرده است سه شنبه به تبریز خواهد آمد همچنین برای ادامه تحصیل از یک دانشگاه آلمانی پذیرش گرفته بود."

فرمانده پلیس دلیل مرگ پزشک کهریزک را " خودكشی به انگیزه شخصی یا از دست دادن روحیه " اعلام کرده و تاکید کرده بود " جسد او در آسایشگاه جمعی در دادسرا كشف شد و وصیت نامه ‌ای هم در كنارش كشف شد كه در آن از تهدیدهایی كه علیه او وجود داشت، گلایه كرده بود."
بالاى صفحه
تهدیدهای رادان

سایت جبهه مشارکت در پایان می گوید : " اطلاعات نوروز مبین آن است که شخص احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی بارها رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود."

بهداری نیروی انتظامی پیش از این علت مرگ رامین پوراندرجانی را " ایست قلبی در خواب " اعلام کرده بود اما اسماعیل احمدی مقدم روزگذشته علت مرگ این پزشک را " خودکشی " اعلام کرد.

همزمان با حوادث جنجال برانگیز انتخابات اخیر ایران گزارش های متعددی در مورد شکنجه بازداشت شدگان و مرگ برخی از آنان در این بازداشتگاه منتشرشده بود و تعدادی از این بازداشت شدگان پس از آزادی علیه مسئولان شکایت کرده بودند.

مقامات قضائی هم اعلام کرده بودند که چندتن از مسئولان بازداشتگاه برای پاسخگویی به تخلفات احضار شده اند وآنگونه که احمدی مقدم می گوید " این پزشك وظیفه به عنوان متهم احضار شده و با قرار آزاد بود."

خانواده مقتول ومخالفان اما مرگ او را با بیان حقایق کهریزک در ارتباط می دانند.

سايت هرانا ظرف هشت ماه، 30نفر در اهواز اعدام شدهاند


رژيم ضدبشرى آخوندى طى هشت ماه گذشته 30نفر را تنها در اهواز اعدام كرده است.
داوود صادقى دادستان جنايتكار رژيم در اهواز گفت: در راستاى اجراى عدالت و برخورد قاطع با اخلالگران نظم و آسايش عمومى، اجراى حكم محكومان قطعى محاكم اعم از كيفرى و دادگاه انقلاب در برنامه كارى اين دادسرا قرار گرفته است كه 13نفر به جرم مواد مخدر محكوم به اعدام شدند و حكم صادره در مورد آنها اجرا شد. در راستاى مبارزه با مفسدين فىالارض، حكم سه نفر از محارب و مفسدان فىالارض به مرحله اجرا درآمد. همچنين حكم اعدام يك سارق مسلح نيز اعدام شد، و حكم اعدام 13نفر ديگر نيز اجرا شد.

عفو بينالملل: عفو بينالملل، تشكيل «پليس اينترنت» توسط أخوندها را، محكوم كرد

در پى اعلام تشكيل پليس اينترنت توسط رژيم آخوندها، عفو بينالملل با صدور بيانيهيى تشكيل اين پليس سركوبگر را بهعنوان اقدامى براى تشديد حمله به آزادى بيان محكوم كرد.
بيانيه عفو بينالملل افزود: هدف از تشكيل پليس اينترنت خاموش كردن و ارعاب مخالفين سياسى و گسترش فضاى اختناق در اينترنت است.

مالكام اسمارت، مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقا در عفو بينالملل، گفت: بنظر مىرسد هدف رژيم ايران ترساندن مردم از انتقاد از دولت يا پخش اخبار و اطلاعات درباره نقض حقوقبشر و ساير اقدامات سركوبگرانهيى است كه اين رژيم قصد انجام آن را دارد.

مالكام اسمارت افزود رژيم ايران به جاى تشكيل پليس اينترنت بايد از حمله فزاينده به فعالين سايتهاى اينترنتى دستبردارد.

عفو بينالملل، افزود: رژيم ايران قوانين نامشروعى را اعمال مىكند كه نتجه آن زندانى شدن بسيارى از خبرنگارانى بوده كه كارى جز گزارش كردن حقايق نكردند.
در قسمت ديگرى از بيانيه عفو بينالملل آمده است: كنترل اينترنت شيوه ديگريست كه مقامهاى رژيم ايران با توسل به آن مىخواهند مخالفت سياسى را خفه كنند.


تصوير قيام در جهان 18.11.2009 برابر با27آبان 1388



رادیو فرانسه

پنج حکم اعدام برای شرکت کنندگان در تظاهرات پس از انتخابات


دادگسترى كل استان تهران روز سه شنبه اعلام كرد كه تاكنون ۸۹ نفر از متهمان نا آرامى هاى پس از انتخابات دهم رياست جمهورى محاكمه شده اند و براى پنج نفر از آنها احكام اعدام صادر شده است.

در این اطلاعیه آمده است که محکومان به اعدام، به "وابستگی و عضویت در گروه های ضد انقلاب، تروریستی و معاند" متهم بوده اند
دادگستری تهران اسامی محکومان را منتشر نکرده است. در اطلاعیۀ دادگستری توضیح داده شده که به استناد قانون
آئین دادرسی کیفری، نام و هویت محکومان تا پیش از قطعی شدن حکم صادره فاش نمی شود.

اما در هفته های اخیر، چند سایت اینترنتی ایرانی نوشته اند که براى كاركنان راديو تندر، وابسته به انجمن پادشاهى ايران، حکم اعدام صادر شده است. این سایت ها از حامد روحانى نژاد، محمد رضا على زمانى و ناصر عبدالحسينى نام برده اند. در عین حال این منابع می افزایند که این افراد از اسفند ماه سال گذشته در بازداشت وزارت اطلاعات بوده اند و طبیعتاً در اعتراض هاى پس از انتخابات ۲۲ خرداد سال جارى شرکت نداشته اند.
همچنین، آرش رحمانى پور و رضا خادمى به عنوان دو محکوم به اعدام دیگر، نام برده شده اند.

با اینحال نمی توان با اطمینان گفت که پنج محکوم به اعدام اخیر، همین افراد باشند.

براى ۸۱ نفر ديگر نيز مجازات هاى حبس از شش ماه تا ۱۵ سال صادر شده است.

بر اساس اطلاعیۀ دادگستری، "احكام صادره غير قطعى، و برابر مقررات جارى قابل تجديد نظر است".



عبدالفتاح سلطانی حاضر است در یک دادگاه علنی وکالت همۀ این زندانیان را بپذیرد


عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر معتقد است جریان تندروئی که در اقلیت قرار دارد ولی قدرت را قبضه کرده است، می خواهد از طریق ایجاد ترس به پیروزی برسد و هدف آن، برخورد با جریان اصلاح طلب و معترضین به انتخابات و زهر چشم گرفتن از مردم است تا در فرصت های بعدی زبان اعتراضشان را ببندند.

عبدالفتاح سلطانی این سؤال را مطرح می کند که چرا همۀ این پرونده ها به یک شعبه داده شده و چرا سرنوشت صدها یا دویست ها نفر از متهمین در یک شعبه باید بررسی شود؟ به نظر او اگر مراجع رسیدگی متعدد می شد، چنین احکامی صادر نمی گردید. او اظهار تأسف می کند که تجدید نظر ها نیز به همین شعبه بر می گردد. به نظر وی درصورت تأیید احکام در دادگاه تجدید نظر، حیثیت ایران به خطر می افتد و یادآوری می کند که این اقدامات خلاف که به نام اسلام انجام می شود، به ضرر اسلام است. به نظر این وکیل دادگستری، روند پیشرفت دادگاهها و احکام صادره، مخالف قانون اساسی، مقررات شرعی و میثاق های بین المللی صورت می گیرد که مورد پذیرش ایران است و به آنها التزام دارد.

عبدالفتاح سلطانی، برگزاری دادگاه ها را بدور از رعایت حق زندانیان در انتخاب وکیل، می داند و می گوید چون این زندانیان سیاسی هستند دادگاهشان باید علنی و با حضور خبرنگاران و خانوادۀ زندانیان برگزار شود. وی اعلام می کند که درصورت برگزاری علنی دادگاه، حاضر است وکالت همۀ آنان رابپذیرد.

زنان خود را بپوشانند!

درحالیکه اخبار متعدد تجاوزهای گروهی به زنان و نوجوانان، این روزها به صحن مجلس نیز کشیده شده است، فرمانده نیروی انتظامی، سردار احمدی مقدم، در سخنان امروز خود، مشکلات امنیتی زنان را ناشی از ظاهر نامناسب آنان درجامعه دانست و نقش خانواده و خود زنان را در ناامنی اجتماعی مؤثر دانست.

از آنجا که یک مورد از این تجاوزها در روز 13 آبان، روز تظاهرات مردمی و تمرکز پلیس در مناطق راهپیمائی رخ داده بود، برخی از صاحبنظران سیاسی، غیبت نیروهای انتظامی را دلیل حادثه دانستند و به این ارگان هشدار دادند که بجای مبارزه با مردم معترض، به وظیفۀ اصلی خود، یعنی تأمین امنیت اجتماعی بپردازند.

احمدی مقدم: پزشک کهریزک خودکشی کرده است


سردار احمدی مقدم، فرماندۀ نيروی انتظامی، احتمال می دهد که دکتر رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک، از ترس محکومیت به زندان خودکشی کرده باشد. اما منابع مخالف دولت و سازمان های دفاع از حقوق بشر، مرگ این پزشک جوان را مشکوک می دانند.
احمدی مقدم، فرماندۀ ناجا (نيروی انتظامی جمهوری اسلامی)، در مورد دکتر پوراندرجانی، پزشك وظيفۀ بازداشتگاه
كهريزك، گفت: "اين پزشك وظيفه به عنوان متهم احضار شده و با قرار آزاد بود. جسد او نيز در آسايشگاه جمعی در دادسرا كشف شد و وصيت‌نامه‌ای هم در كنارش كشف شد كه در آن از تهديدهايی كه عليه او وجود داشت، گلايه كرده بود"... به نظر می رسد که منظور احمدی مقدم از "تهدیدها"، احتمال محکومیت پوراندرجانی به زندان است.

او می افزاید: "ممکن است این وصیت نامه را با نظر قاضی منتشر کنیم".

احمدی مقدم در جای دیگری از سخنانش می گوید این پزشک وظیفه "ظاهراً خودکشی کرده" و سپس می افزاید: "در رابطه با خودکشی او، پزشکی قانونی باید پاسخگوی قطعی باشد".
سردار احمدی مقدم در بارۀ وضعیت دکتر پوراندرجانی گفت: "فكر می ‌كنم دليل خودكشی، انگيزۀ شخصی يا از دست دادن روحيه بوده و اين كه مرگ مشكوك عنوان می ‌شود درست نيست. نامۀ به جا مانده از او نيز دال بر خودكشی است".

بی بی سی فارسی


واکنش نیروی انتظامی به مرگ پزشک کهریزک
نیروی انتظامی ایران امروز 27 آبان ماه اعلام کرد علت فوت پزشک بازداشتگاه کهریزک احتمالا خودکشی بوده است.


به گزارش خبرگزاری مهر،اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران گفت با توجه به وصیتنامه ای که کنار جسد رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک پیدا شده او احتمالا خودکشی کرده است.

همچنین به گزارش ایلنا، خبرگزاری کار ایران، آقای احمدی مقدم گفت رامین پور اندر جانی در وصیتنامه خود به ترسش از محکومیت زندان اشاره کرده است .

فرمانده نیروی انتظامی گفت باید منتظر نظر قطعی پزشک قانونی بود.

به گفته آقای احمدی مقدم پزشک بازداشتگاه کهریزک به عنوان متهم حوادث اخیر در این بازداشتگاه احضار شده و با قرار وثیقه آزاد بوده است.
در همین حال روزنامه تایمز چاپ لندن هم در شماره امروز، 18 نوامبر خود گزارشی درباره رامین پور اندر جانی منتشر کرده است.

مرگ بر اثر"حمله قلبی": دکتری که درباره شکنجه در کهریزک زیاد می دانست، عنوان این گزارش امروز است.

در گزارش روزنامه تایمز آمده:" دلیل رسمی مرگ آقای پور اندرجانی حمله قلبی اعلام شده است اما شواهدی وجود دارد مبنی بر این که مقامات رسمی او را کشته و یا مجبور به خودکشی کرده اند چون شاهد وحشی گری اعمال شده علیه دستگیر شدگان مخالف دولت در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بوده است."


کامبیز نوروزی به دو سال حبس محکوم شد


کامبیز نوروزی، دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به دو سال حبس تعزیری و 76 ضربه شلاق محکوم شد.

محمود علیزاده طباطبایی، وکیل مدافع آقای نوروزی به خبرگزاری دانشجویان ایران گفت شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی موکلش را به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی" محکوم کرده است.

کامبیز نوروزی، ،روز یکشنبه در مراسم هفتم تیر امسال توسط نیروز انتظامی در برابر مسجد قبا تهران دستگیر شد و حدود دوهفته در بازداشت به سر برد.

دویچه وله صدای آلمان

پنج متهم انتخاباتی در لیست اعدام

تن از متهمان حوادث پس از انتخابات محکوم به مرگ شده‌‌اند. فرجام‌‌‌خواهی تا ۲۰ روز پس از ابلاغ حکم، حق قانونی آنان است. اما برخی حقوقدانان با اشاره به عملکرد چند شعبه تجدیدنظر، امیدی به تخفیف یا لغو این حکم‌ها ندارند.


اطلاعیه دادگستری کل استان تهران در روز ۲۶ آبان، از صدور حکم اعدام برای ۵ متهم و احکام ۶ ماه تا ۱۵ سال زندان برای ۸۱ متهم دیگر خبر می‌داد. بنا بر این اطلاعیه، اتهام محکومان به اعدام، "وابستگی و عضویت در گروهک‌های ضد انقلاب، تروریستی و معاند" است
خبر محکومیت دهها نفر دیگر از دستگیرشدگان اخیر، در حالی منتشر می‌شود که مدافعان و نهادهای حقوق‌بشری، پیوسته بر حق برخورداری از وکیل یا محاکمه منصفانه متهم تاکید و "اعتراف‌گیری" از زندانی را نکوهش کرده‌اند.

سايت هرانا: تشديد فشار بر زندانيان بند350 زندان اوين


براساس گزارش از بند 350 زندان اوين، رژيم آخوندى اعمال فشار و اذيت و آزار زندانيان سياسى اين بند را شدت بخشيده است.
از جمله اين محدوديتها قطع تلفنها و تماسهاى زندانيان و تهديد به محدود كردن و قطع هواخورى است.
هماكنون 100 زندانى سياسى در اين بند نگهدارى مىشوند.

سايت هرانا: دكترملكى به بند350 اوين منتقل شد

براساس گزارش رسيده از زندان اوين: رژيم آخوندى دکتر محمد ملکى، را از بند 209 زندان اوين به بند 350 اين زندان منتقل كرده است.
براساس همين گزارش؛ وضعيت جسمى دکتر ملکى وخيم است اما شرايط روحى وى بهرغم بازجوييهاى روزانه به مدت 5 الى 6ساعت كه همراه با توهين و هتاكى مىباشد بسيار خوب مىباشد.

صداى آمريكا: سناتور جان كايل: اوباما در برخورد با قيام ايران شهامت اخلاقى لازم را ندارد


سناتور جمهوريخواه جان کايل، قائممقام رهبر اقليت در سناى آمريكا، در مقالهاى باراك اوباما را بهخاطر حمايت نكردن از تظاهرات مردم ايران مورد حمله قرار داد و گفت: بيانيههاى باراك اوباما در ارتباط با حمايت از مردم ايران از شهامت اخلاقى لازم در صحنهى بينالملل برخوردار نيست.


تايمز لندن: تخريب قبر «ندا» توسط طرفداران رژيم ايران صورت گرفته است

روزنامه تايمز لندن نوشت: مزار ندا آقا سلطان، شهيد قيام ملى ايران كه در ژوئن گذشته در تظاهراتى به قتل رسيد، تخريب شده است.
تايمز لندن افزود: نامزد ندا كه مدت 65روز در زندان بود و بعد از آزادى از ايران فرار كرده است، تأكيد كرد تخريب قبر ندا توسط طرفداران رژيم ايران صورت گرفته است.
وى افشاء كرد كه رژيم ايران تلاش كرده تا با فشار گذاشتن روى او و خانواده ندا مدعى شوند كه ندا با گلوله مخالفان و نه طرفداران رژيم كشته شده است.

Dienstag, 17. November 2009

تصوير قيام در جهان 17.11.2009 برابر با26آبان 1388





رئيس كميسيون حقوقبشر سناى ايتاليا: پناه دادن سفارت ايتاليا به تظاهر كنندگان ايرانى مايه افتخار است

پيترو مرچنارو Marcenaro، رئيس كميسيون حقوقبشر سناى ايتاليا، گفت سفارت ايتاليا در تهران، در جريان قيام مردم ايران، درهاى خود را به روى مردم گشود. نمايندگى ما در تهران بيش از بقيه كشورها براى ايرانيان ويزا صادر كرده و اين يك نقطه افتخار و غرور براى كشور ما مىباشد.
رئيس كميسيون حقوقبشر سناى ايتاليا، گفت ما اطلاع داريم كه در جريان هجوم به خوابگاه دانشگاه تهران، تعدادى از دانشجويان درحاليكه خواب بودند از پنجره خوابگاه به پايين پرتاب شدند و اسامى آنها را دردست داريم. وى اين موضوع را به نقل از آلبرتو برادانينى Alberto Bradanini ، سفير ايتاليا در تهران كه در برابر كميسيون حقوقبشر سنا گزارش داد، نقل كرد.

صداى آمريكا: رضا خادمى، به اتهام ارتباط با مجاهدين به اعدام محكوم شد

تلويزيون صداى آمريكا شب گذشته خبر داد: رضا خادمى، يكى از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهورى در ايران به اعدام محكوم شده است. خبرگزارى رويتر مىگويد رضا خادمى پنجمين نفر از بازداشت شدگان ناآراميهاى اخير است كه به اعدام محكوم مىشود هر چند كه مقامهاى قضايى ايران هنوز اين خبر را تأييد نكردهاند. گفته مىشود كه دادگاه انقلاب رضا خادمى را به ارتباط با سازمان مجاهدين خلق متهم كرده است.
رادیو فرانسه
مرگ یک پزشک جوان در محل بهداری نیروهای انتظامی

با گذشت حدود پنج ماه از رویداد های خونین و غیر قانونی در زندان های ایران ، که زندان موقتی به نام "کهریزک " را در مطبوعات و محافل سیاسی و حقوق بشری مطرح کرد، بحث ها و خبرهای ناگوار تازه در مورد این زندان همچنان ادامه دارد.
زجمله، با فوت یک پزشک جوان که به هنگام رویداد های غیر قانونی ، پس انتخابات بیست و دوم خرداد ماه، مسئولیت بهداری زندان کهریزک را برعهده داشته است ، باردیگر آنچه را که در این زندان موقت نیروهای انتظامی اتفاق افتاده را در کانون خبرها و گزارش های مراجع حقوق بشر در داخل و خارج از ایران قرار داد. خبر فوت این پزشک بیست و شش ساله به نام "رامین پور اندرزجانی" روز شنبه اعلام شد .

به گفته مقامات حکومتی ، دکتر" پوراندرزجانی" روز سه شنبه گذشته دراستراحتگاه محل کار خود، درنیروی انتظامی، به هنگام خواب دچار "سکته قلبی" گردیده وفوت کرده است. این درحالی است که سایت های خبری خارج از ایران چگونگی مرگ این پزشک جوان را "مشکوک " توصیف می کنند.
دویچه وله صدای آلمان
خواست تصویب قطعنامه‌ای در سازمان ملل در مورد نقض حقوق بشر در ایران

سازمان حقوق مدنی و حقوق بشر از سراسر جهان از سازمان ملل متحد خواسته‌اند، نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کند. این سازمان‌ها خواستار آن‌اند که در این مورد قطعنامه‌ای در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب برسد.
درخواست سازمانهای حقوق بشر و حقوق مدنی از کشورهای مختلف در نامه‌ای به تاریخ ۱۱ نوامبر / ۲۰ آبان مطرح شده که خطاب به وزیران امور خارجه و دولت‌های عضو سازمان ملل متحد است.

[متن این نامه را از طریق لینک زیر بخوانید]

امضاکنندگان این نامه، گروه های محلی حقوق بشری و سازمان های مدنی از کشورهای مصر، فلسطین، لبنان، سوریه، ونزوئلا، روسیه، مالزی، اندونزی، هندوستان، نپال، بنگلادش،تایوان، تایلند، هنگ کنگ، چین، ویتنام، کامبوج، کره جنوبی، اوکراین، گرجستان، قرقیزستان، مغولستان، ازبکستان، صربستان، برزیل، شیلی، آفریقای جنوبی، کنگو، اوگاندا، نیجریه،جمهوری توگو در غرب افریقا، و کشورهای اروپایی و غربی از جمله یونان، فرانسه، ایتالیا، سوئیس، ایالات متحده امریکا، بلژیک، هلند، و همچنین سازمان های بین المللی از جمله دیده بان حقوق بشر، عفو بین الملل و کمیسیون بین المللی قضات هستند.

این گروه ها نگرانی خود را در مواردی ابراز کرده‌اند چون کشتار مردم ایران در تظاهرات مسالمت‌آمیز، بازداشت‌های خودسرانه، تجاوز و بدرفتاری در زندان، و "دادگاه های نمایشی" کسانی که فقط بخاطر ابراز عقاید سیاسی خود به جرایم عمده‌ای متهم شده‌اند که
متن نامه‌ حاوی تقاضای ۱۰۹ سازمان حقوق بشر برای محکوم کردن نقض حقوق انسانی و شهروندی در ايران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد احتمال اعدام آنها وجود دارد
اعلام همبستگی فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران با روزنامه‌نگاران ایرانی

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران روز دوشنبه ۲۵ آبان دو تجمع مقابل سفارت‌ایران در لندن و بروکسل برپا کرد. حنیف مزروعی عضو ایرانی این فدراسیون می‌گوید، این تجمعات در اعتراض به وضعیت اخیر روزنامه‌نگاران در ایران برپا شد
روزنامه‌نگار حرفه‌ای در زندان‌های ایران به سر می‌برند

طبق آخرین گزارش سازمان گزارشگرن بدون مرز، از ۲۲ خرداد تا کنون ۱۰۰ روزنامه‌نگار در ایران بازداشت شده‌اند. محمدرضا معینی مسئول بخش ایران این سازمان می‌گوید از این تعداد ۳۲ نفر هنوز در زندان هستند.
العربیه فارسی
نامزد وی پس از خروج از ایران فاش کرد ندا آقاسلطان درهمه تظاهرات اعتراضی شرکت کرده بود

کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان دختری که تصویرکشته شدن او درتظاهرات اعتراضی دریکی از خیابانهای تهران به شکل وسیعی انتشاریافته بود تاکید کرد ندا درهمه تظاهرات اعتراضی شرکت کرده بود.

ماکان که اخیرا توانسته از ایران خارج شود در گفتگو با آبزرور جزئیات تازه ای از شخصیت ندا آقاسلطان وفشارهایی که بر وی وخانواده اش وارد شده فاش کرد.

وی تاکید کرد ندا " از همان اول به معترض ها پیوست. خیلی شجاع و قوی بود. راستش را بخواهید این نگرانم می کرد. نمی خواستم صدمه ببیند."

ندا در واکنش به درخواست های نامزدش برای عدم شرکت در انتخابات به دلیل شدت برخوردها به وی گفته بود : " تو توی هر کاری می کنم از من حمایت می کنی، چرا این بار نه؟"

وی همچنین به ماکان گفته بود : " وظیفه ام است. بگذار راستش را بهت بگویم، اگر بچه داشتم، بچه را هم کولم می گذاشتم و توی این تظاهرات شرکت می کردم."

وی در ادامه گفت : " اینجا بود که فهمیدم دیگر نمی توانم جلویش را بگیرم."

به گفته ماکان " او فقط به هدفش فکرمی کرد: دموکراسی و آزادی برای ایرانی ها."

فشار ماموران امنیتی

وی درتشریح فشارهای مسئولان امنیتی علیه خانواده ندا آقاسلطان پس از کشته شدن او گفت : " به خانواده اش اجازه دادند ندا را به خاک بسپرند، اما فقط در بخشی از گورستان که برای اجساد معترضان در نظر گرفته شده بود. "

به گفته او " اجازه ندادند هیچ مراسمی برگزار کنند و هیچ کدام از رستوران ها، سالن ها یا مساجد محلی اجازه نداشتند آن ها را بپذیرند."

وی با بیان اینکه وقتی دید تلوزیون دولتی از زبان مسئولان پلیس کشته شدن ندا را به عناصرتروریستی نسبت دادند و گفتند نیروهای دولتی به سلاح گرم مسلح نبوده اند تصمیم گرفت واقعیات را با رسانه های خارجی در میان بگذارد.

وی که پس از این مصاحبه ها توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود درتشریح فشارهایی که در زندان اوین تحمل کرده گفت بازجوها می خواستند اعتراف کنم " که ندا ومن عضو گروهی بوده ایم که مسئول راه انداختن این حوادث بوده است."

وی در ادامه گفت : " روز بعد اصرار داشتند که ندا عملیات انتحاری کرده، که آگاهانه کشته شده تا حکومت را تضعیف کند. "

کاسپین ماکان همچنین گفت در زندان " مرا کنار دیوار روی صندلی نشاندند. کتکم زدند ، گفتند قرار است اعدام بشوم."

وی با بیان اینکه در طول هفته های بعد پیشنهادهای مختلفی از روایت های مختلف ماجرا به او ارائه کردند ، تاکید کرد این درخواست ها را رد کرد.

نامزد ندا آقاسلطان تاکید می کند که درنهایت بازجوها تایید کردند که او و ندا به هیچ گروه سیاسی تعلق ندارند اما گفتند : " من با حرف زدنم قانون شکنی کرده ام."

کاسپین ماکان با اشاره به اینکه به قید وثیقه آزاد شده است تاکید کرد اتهامی که به وی نسبت داده شد " توطئه برای براندازی " بود.


رادیو فردا
«ایران! صدای مرا می‌شنوی؟ رادیو تهران،‌ با تو صحبت می‌کنم ....»

بُنو خواننده گروه یو تو و فعال اجتماعی این بار وقتی به کالیفرنیا سفر کرده بود تا در ورزشگاه رزبل این ایالت یکی از کنسرت‌هایش را اجرا کند، پس از یک ساعت و نیم به وجد آوردن صد هزار نفر از طرفدارانش بار دیگر نظرها را به ایران جلب کرد.

گروه یو تو که هم اکنون در تور دور دنیای خود از شهری به شهر دیگر و از قاره‌ای به قاره دیگر سفر می‌کند، پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعتراضات گسترده مردم پس از اعلام نتاییج انتخابات ۲۲ خرداد، یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های خود را به نام «یکشنبه خونین» برای ایران خواند.
یکشنبه خونین – یا همان آهنگ ساندی بلادی ساندی- که در سال ۱۹۸۳ میلادی – قریب به ۲۶ سال پیش، برای اولین بار منتشر شد با الهام از رویدادهای ایرلند شمالی و حادثه یکشنبه خونینی سروده شده است که در آن ارتش بریتانیا به روی تظاهرات کنندگان ایرلندی آتش گشود؛ تظاهر کنندگانی که برای دستیابی حقوق مدنیی خود در خیابان‌ها جمع شده بودند.




Montag, 16. November 2009

تصوير قيام در جهان 16.11.2009 برابر با25آبان 1388



رادیو فرانسه


یکی از دستگیر شدگان به اعدام محکوم شد


رویترز به نقل از سازمان های مدافع حقوق بشر گزارش داد که یک جوان ایرانی به نام رضا خادمی به خاطر شرکت در تظاهرات اعتراضی مردم به نتیجۀ رسمی انتخابات ریاست جمهوری ایران و نیز وابستگی به یکی از گروه های مخالف جمهوری اسلامی در تبعید به اعدام محکوم شده است.

رضا خادمی پنجمین نفر از دستگیرشدگان ناآرامی های ایران است که به اعدام محکوم می شود. رویترز تصریح کرده است که مقامات ایران هنوز این خبر را تأئید نکرده اند.

در اکتبر گذشته ایسنا خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داده بود که قوۀ قضائیه ایران سه نفر را به اتهامات مشابه به مرگ محکوم کرده است. رئیس کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از مراجع قضایی ایران خواسته بود که با دقت این محکومیت ها را مورد بازبینی قرار دهند.

رضا خادمی در خرداد ماه گذشته و در پی ناآرامی های خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران دستگیر و توسط دادگاه انقلاب به مرگ محکوم شد. قوۀ قضائیه ایران رضا خادمی را به عضویت در سازمان مجاهدین متهم کرده است.

خبرگزارى فرانسه: «ندا» آماده جانفشانى بود

كاسپين ماكان نامزد ندا آقا سلطان شهيد ملى قيام سراسرى گفت: ندا آماده بود كه براى هدفش بميرد. او مىگفت اگر به قلبم شليك شود يا دستگير شوم، مهم نيست چرا كه ما در قبال آينده خودمسئول هستيم
كاسپين ماكان كه بهدنبال مرگ ندا توسط رژيم آخوندى دستگير و زندانى شد و درحال حاضر در يكى از شهرهاى خاورميانه مخفى است، در مصاحبه با آبزرور گفت: ندا از اولين روز در خط مقدم اعتراضهاى بودو خود را متعهد به كمك به سرنگونى احمدىنژاد مىدانست.
كاسپين ماكان افزود: رژيم و مأموران امنيتى خواهان خاموش كردن صداى ندا بودند .

هرانا: امام جمعه اهل تسنن در زاهدان، توسط رژيم آخوندى دستگيرشد

رژيم آخوندى مولوى عبدالغنى شه بخش، امام جمعه موقت اهل تسنن زاهدان و يکى از استادان حوزه علميه اهل تسنن اين شهر را دستگير كرد.
وى دو هفته پيش به ارگان سركوب موسوم به دادگاه ويژه روحانيت احضار و پس از بازجويى آزاد شده بود، اما روز پنجشنبه 21آبان در مشهد بازداشت شد.
برخى ديگر از علماى اهل تسنن زاهدان از جمله مولوى محمد عثمان قلندرزهى، امام جمعه اهل تسنن و مدير حوزه علميه شهر خاش نيز در زندان بهسر مىبرد.
خاطرنشان مىشود طى چند هفته اخير، شيخ الحديث مولانا محمد يوسف حسين پور، مدير حوزه علميه گشت سراوان و مولانا محمدگل مدير حوزه علميه مخزن العلوم خاش و مفتى شهرستان خاش، توسط دستگاههاى اطلاعاتى و امنيتى رژيم احضار شده و مورد بازجوئى قرار گرفتند.

سايت راديو آلمان: 400معتاد تبعيد شده توسط رژيم آخوندى، به طرز فجيعى جان دادند


بنابه يك گزارش منتشر شده يك سوم از 1200تن معتادانى كه چند سال پيش به مكانى به نام جزيره منتقل شدند بهطور فجيعى جان دادند.
در اين گزارش كه روز 22آبان توسط سايت راديو آلمان منتشر شده، يكى از كسانى كه جان سالم از جزيره به در برده، به نام عباس، اين اردوگاه مرگ را چنين توصيف كرد: ”ما توى جزيره که بوديم اگر به ما ديفنوکسيلات نمىدادند ، چون آنجا شرجى بود و رطوبت داشت، اسهال خونى مىگرفتيم و اسهال ما را مىکشت. آنجا حدود هزارو دويست نفر بوديم، که شديم هشتصدتا. خيلىها آنجا مردند. خيلىها را آوردند بهدارى غرب و اکثرشان مداوا شدند. خيلىها هم بدنشان کرم زد و مردند».
عباس كه 6ماه را در جزيره بهسر برده، مىافزايد: «حالا نمىدانم نظر خداوند بود که ما توى اين دنيا باقى مانديم. آنجا شرايطش خيلى بد بود. يک زيرپيراهن و يک شورت تنمان بود و هر پنج دقيقه يکبار بايد اينها را مىچلانديم، انگار که دوش گرفته بودى. هيچى نمىدادند، غير از ديفنوکسيلات که آن را هم اکثرا نمىدادند، خيلىها سر همان مردند، سر يک دانه ديفنوکسيلات. ما را فرستاده بودند آنجا که بميريم. يعنى ديگر به بيرون اميد نداشتيم. فرستاده بودند بميريم همهمان“ .
شايان ذكر است كه حدود سال 1380 رژيم در عملياتى موسوم به «جزيره» با هدف پاکسازى منطقه خاک سفيد تهران و بازداشت معتادان و مواد فروشان جزء به مورد اجرا گذاشت. گويا علت چنين نامى بر اين طرح آن بود كه دستگيرشدگان را به منظور سر به نيست كردن به اردوگاه مرگى به نام جزيره مىفرستادند.


Sonntag, 15. November 2009

تصویر قیام در جهان 15نوامبر24آبان




مبهم‌تر شدن ماجرای کهریزک با انتشار خبر یک خودکشی

هنوز مقامات، درباره‌ی خبر خودکشی پزشک وظیفه‌ی زندان کهریزک اظهار نظری نکرده‌اند. پرسش‌هایی طرح می‌شود از جمله در این مورد که دکتر رامین پوراندرجانی چه دیده و پس از برملا شدن فجایع کهریزک زیر چه فشارهایی قرار گرفته است.
مجموعه‌ای از سایت‌های ایرانی خبر می‌دهند که دکتر رامین پوراندرجانی، که محل خدمتش به عنوان پزشک وظیفه در زندان کهریزک بوده، خودکشی کرده است. برخی سایت‌ها نام خانوادگی او را "پورارزجانی" ذکر کرده‌اند. خبر، نخست توسط سایت "نوروز" (جبهه مشارکت) منتشر شده است.

اطلاعات موجود بر روی اینترنت حاکی از آن است که رامین پوراندرجانی، ۲۶ سال داشته است. او در دانشگاه تبریز تحصیل کرده و محل مأموریتش به عنوان پزشک وظیفه‌ی بهداری نیروی انتظامی تهران زندان کهریزک بوده است.

رامین پوراندرجانی در دوره‌ی انباشته شدن زندان کهریزک از دستگیرشدگان حرکت‌های اعتراضی، در این زندان حضور داشته و طبعا می‌بایست بسیاری از رخدادهای این
زندان را مشاهده کرده باشد
.هنوز جزئیات خودکشی او مشخص نیست و نیز مشخص نیست که پس از افشای فجایع کهریزک بر او چه گذشته است. در سایت‌های خبری در این مورد اطلاعاتی منتشر شده
که معلوم نیست تا چه حد از منابع دست اول برآمده باشند

مبهم‌تر شدن پرونده

هنوز مقامات قضایی و نیز نمایندگان دخیل در ماجرا درباره‌ی خبر خودکشی پزشک وظیفه‌ی زندان کهریزک اظهار نظری نکرده‌اند. این خبر طبعا به ابهام‌های موجود می‌افزاید. پرسش‌هایی طرح می‌شود از جمله در این مورد که رامین پوراندرجانی چه دیده و پس از برملا شدن فجایع کهریزک زیر چه فشارهایی قرار گرفته است.

دویچه وله صدای آلمان

یکی از دستگیر شدگان به اعدام محکوم شد

رویترز به نقل از سازمان های مدافع حقوق بشر گزارش داد که یک جوان ایرانی به نام رضا خادمی به خاطر شرکت در تظاهرات اعتراضی مردم به نتیجۀ رسمی انتخابات ریاست جمهوری ایران و نیز وابستگی به یکی از گروه های مخالف جمهوری اسلامی در تبعید به اعدام محکوم شده است.

رضا خادمی پنجمین نفر از دستگیرشدگان ناآرامی های ایران است که به اعدام محکوم می شود. رویترز تصریح کرده است که مقامات ایران هنوز این خبر را تأئید نکرده اند.

در اکتبر گذشته ایسنا خبرگزاری دانشجویان ایران گزارش داده بود که قوۀ قضائیه ایران سه نفر را به اتهامات مشابه به مرگ محکوم کرده است. رئیس کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از مراجع قضایی ایران خواسته بود که با دقت این محکومیت ها را مورد بازبینی قرار دهند.

رضا خادمی در خرداد ماه گذشته و در پی ناآرامی های خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران دستگیر و توسط دادگاه انقلاب به مرگ محکوم شد. قوۀ قضائیه ایران رضا خادمی را به عضویت در سازمان مجاهدین متهم کرده است.

در این حال، دو جوان بیست و بیست و پنج ساله به اتهام تجاوز و قتل در زندان همدان به دار آویخته شدند.

از آغاز سال جاری میلادی دویست و پنجاه نفر نفر در ایران اعدام شده اند. در سال گذشته شمار اعدام ها در ایران بالغ بر دویست و چهل و شش نفر شد

.

تصوير قيام در جهان 14.11.2009 برابر با23آبان 1388




رادیو فرانسه

اعدامی دیگر در راه



در پی اعدام احسان فتاحیان، فعال کرد، در روز 11 نوامبر در زندان سنندج، خبرها حکایت از این دارند که دو نفر دیگر به نام های حبیب اله لطیفی و شیرکو معارفی، که به ترتیب در اکتبر 2007 و اکتبر 2008 دستگیر شده اند، نیز در انتظار مرگ نشسته اند.
فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، با محکوم کردن اعدام احسان فتاحیان ، از دولتمردان جمهوری اسلامی خواستند هر چه سریع تر اجرای مجازات اعدام در ایران را متوقف کنند. این در حالی است که خبرها حکایت از این دارند که دو نفر دیگر به نام های حبیب اله لطیفی و شیرکو معارفی، که به ترتیب در اکتبر 2007 و اکتبر 2008 دستگیر شده اند، نیز در انتظار مرگ نشسته اند.

ازخلیل بهرامیان، وکیل دادگستری و فعال کمیته مبارزه با اعدام ، پرسیدم وضع این دو نفر چگونه است و آیا تاریخ اعدام به آنها ابلاغ شده است ؟ او می گوید هیچ تاریخی اعلام نشده اما طبق روال گذشته وقتی محکومی را از بند عمومی به قرنطینه می برند، بدین معناست که فردا آن روز اعدامش خواهند کرد. او از رهبر جمهوری اسلامی می خواهد این اعدام ها را متوقف سازد.
محکومیت عبدالله مؤمنی به هشت سال زندان

عبدالله مؤمنی، سخنگوی ادوار تحکیم وحدت ، که به در ارتباط با حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت شده بود به هشت سال حبس تعزیری محکوم شد.

کمیتۀ گزارشگران حقوق بشر ضمن اعلام این خبر افزود دو سال از این هشت سال زندان به دادگاه ها و اتهام های پیشین عبدالله مؤمنی مربوط می شود. اقدام علیه امنیت ملی از جمله این اتهامات است. حکم شش سال زندان به خاطر شرکت عبدالله مؤمنی در تجمع های اعتراضی پس از انتخابات صادر شده و این در حالی است که به گفتۀ همسرعبدالله مؤمنی، وی درهیچیک از این تظاهرات و تجمعات شرکت نداشته است.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی که به محکومیت عبدالله مؤمنی اختصاص داده است یادآوری می کند که پس از انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض های گستردۀ مردم به نتایج این انتخابات، در مجموع نزدیک به چهارهزار تن از شهروندان ایرانی بازداشت شدند و دست کم صدو چهل تن از آنان تا به امروز در مقابل دادگاه قرار گرفته اند.

صدور حکم اعدام برای شماری از دستگیر شدگان رویدادهای پس از انتخابات از دیگر نکات گزارش خبرگزاری فرانسه است. بنا به ادعای مقامات قضائی ایران محکوم شدگان به اعدام عضو انجمن پادشاهی ایران یا سازمان مجاهدین خلق ایران بوده اند.


قانون شکنی آشکار و احکام نامتناسب در پروندۀ متهمان

صدور احکام سنگین و نامتناسب در ارتباط با متهمان حوادث اخیر، باعث نگرانی مدافعان حقوق بشر و خانواده های زندانیان شده است.

نسرین ستوده وکیل مدافع عیسی سحرخیز، عاطفه نبوی و آرش رحمانی پور، می گوید که پروندۀ این متهمان سرشار از قانون شکنی های آشکار و بارز است.

وکلای دستگیر شدگان، چهارماه بعد از بازداشت ها تازه به تدریج به پرونده ها دسترسی پیدا می کنند و در می یابند که چه قانون شکنی هائی در نحوۀ بازداشت، یا صدور کیفر خواست صورت گرفته است.

مریم ستوده، ادامۀ بازداشت موکل خود، "عیسی سحرخیز" را غیر قانونی می داند و می گوید، نگهداری سحرخیز علیرغم اعتراف به کارهائی که انجام داده، یعنی مصاحبه با رادیوهای خارجی، این شبهه را بوجود می آورد که می خواهند به اقرار"کارهای ناکرده" وادارش کنند.

"عاطفۀ نبوی" موکل دیگر نسرین ستوده، به اخلال در نظم عمومی و محاربه متهم شده است، جرمی که می تواند حکم اعدام داشته باشد. خانم ستوده به این اتهام اعتراض دارد و با تکیه به اصل قانونی آزاد بودن حق شرکت در تظاهرات مسالمت آمیز می گوید، هیچ دادگاه صالحی یک جوان را بخاطر شرکت در تظاهرات چند میلیونی به اعدام محکوم نمی کند.

"آرش رحمانی پور" جوان 19 ساله ای که در تظاهرات همراه با خانواده و خواهر حامله اش دستگیر شده بود نیز توسط خانم ستوده دفاع می شود. دادگاه برای این جوان حکم اعدام صادر کرده است.
نسرین ستوده، ابهامات بسیاری در پروندۀ موکل خود می بیند و می گوید که این جوان در ملاقات حضوری بوی گفته است در ازای آزادی خواهر حامله اش حاضر شده است، به آنچه خواسته اند، اعتراف کند. به نظر وکیل او، این مسئله خود تمام پرونده را از نظر قانونی بزیر سؤال می برد. بعلاوه نکتۀ مهم دیگر اینست که کیفرخواست، بدون صدور قرار مجرمیت صادر شده است.

وکیل مدافع این متهمین، خانم ستوده پیگیرانه موارد غیر قانونی را در پروندۀ موکلین خود، از نظر قضائی دنبال می کند و امیدوار است که به قانون احترام گذاشته شود و به اشکلات مطرح شده، رسیدگی شود.

بی بی سی فارسی

درخواست عفو بین الملل برای توقف اجرای حکم اعدام یک کرد ایرانی

سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای از مقامات ایرانی خواسته که حکم اعدام شیرکوه معارفی جوان کرد ایرانی را متوقف کنند.

آقای معارفی به دلیل عضویت در یک گروه "غیرقانونی"از سوی دادگاهی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده و قرار است حکم اعدام وی به زودی اجرا شود.

بنابر این بیانیه، آقای معارفی برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان سقز در کردستان منتقل شده است.
آقای معارفی 30 ساله است و آبان ماه سال گذشته به اتهام عضویت در گروه کرد که از نظر دولت ایران غیرقانونی است، دستگیر شد.

عفو بین الملل همچنین در بیانیه خود اضافه کرده که یک کرد ایرانی دیگر به نام حبیب الله لطیفی نیز در معرض اعدام قرار دارد.

روز چهارشنبه 20 آبان احسان فتاحیان، جوان کرد ایرانی در سنندج به دار آویخته شد. عفو بین الملل نیز با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن این اقدام، از مقامات ایرانی خواسته بود که حکم اعدام این دو نفر را متوقف کنند.

آقای فتاحیان ابتدا توسط یکی از شعب دادگاه انقلاب سنندج به تحمل ۱۰ سال زندان محکوم شده بود، اما دادگاه تجدید نظر مجازات آقای فتاحیان را به اعدام تغییر داد.

عفو بین الملل در بیانیه خود اعدام آقای فتاحیان و دو حکم اعدام دیگر را به انتقام از ترورها و تلاش ها برای ترور مقامات استان کردستان مربوط دانسته که بین روزهای ۱۸ تا ۲۸ شهریور (۹ تا ۱۹ سپتامبر) انجام شده و در رسانه های ایران بازتابی گسترده یافته بود.

این در حالی است که هنوز هیچ گروهی مسئولیت تروهای شهریورماه در کردستان ایران را به عهده نگرفته است.

مقامات ایران، گروه پژاک و "بنیادگرایان تندروی سنی مرتبط با سرویس های اطلاعاتی بیگانه" را مسئول این ترورها معرفی می کنند که عمدتا چهره های مذهبی و قضات هدف آنها بودند.

رئیس شورای شهر سنندج، یک روحانی سنی مذهب که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر از محمود احمدی نژاد حمایت کرده بود و نماینده کردستان در مجلس خبرگان در جریان این ترورها کشته و دو قاضی هم مجروح شدند.

در این بیانیه آمده است که گفته می شود دست کم ۱۰ مرد و یک زن کرد دیگر نیز قرار است به دلیل عضویت در سازمان های ممنوعه کرد یا حمایت از آنها در ایران اعدام شوند.

پلیس ایران با توهین به افراد و جرایم سیاسی در اینترنت برخورد می کند

نیروی انتظامی ایران می گوید که با تمام جرایم از جمله در حوزه سیاست و توهین به افراد در فضای اینترنت برخورد می کند.

مهرداد امیدی رییس پلیس مبارزه با جرایم کامپیوتری روز جمعه 22 آبان(13 نوامبر) گفت، یک کمیته ویژه در پلیس مبارزه با جرایم کامپیوتری ، اینترنت را رصد می کند و در موارد توهین به افراد، نشر اکاذیب،فروش لوازم غیر مجاز، کلاهبرداری، آگهی های غیر مجاز، و جرایمی از این دست وارد عمل می شود.

این در حالی است که تا قبل از این هم برخی وبلاگنویسان ایرانی به جرایمی مانند توهین به افراد و "مقدسات" یا افشای اسرار و اسناد دولتی محاکمه و مجازات شده اند
آقای امیدی گفت، نیروی انتظامی در موضوعات سیاسی هم وارد می شود و در صورتی که کار غیر قانونی صورت گرفته باشد برخورد می کند.

این مقام نیروی انتظامی ایران درباره جزییات آنچه کار غیر قانونی در حوزه سیاست عنوان کرد، توضیحی نداد اما گفت پلیس همانطور که در فضای روزمره با سرقت و زورگیری و جرایم دیگر برخورد می کند درفضای اینترنت هم "که این روزها گسترش بیشتری پیدا کرده" با جرایم برخورد می کند.
"
ابهام و نگرانی"

محمود عنایت، کارشناس حوزه اینترنت به بی بی سی فارسی گفت، شفاف سازی و اجرای قوانین در مواردی که منجر به حفظ حقوق کاربران اینترنت در ایران می شود بسیار ضروری است ولی جای نگرانی وجود دارد که با توجه به ماهیت خاص اینترنت از این قوانین برای برخورد با فعالان سیاسی استفاده شود.
به گفته وی، تعیین مصادیق "توهین به افراد"، "نشر اکاذیب" و "آگهی های غیر مجاز" بر روی اینترنت دشوارتر از هر فضای رسانه ای دیگر است.

محمود عنایت گفت، این مصادیق را می توان به بخش وسیعی ازفعالیت کاربران فعال سیاسی بر روی اینترنت بسط داد.
اینترنت و حوادث سیاسی اخیر در ایران

افزایش تعداد کاربران اینترنت در چند سال اخیر و به ویژه بعد از حوادث مربوط به انتخابات در ایران، دست اندرکاران را متوجه فعالیت های این افراد در محیط مجازی کرده است.

تا جاییکه در بخشی از کیفرخواست دستگیر شدگان حوادث بعد از انتخابات در ایران، معاون دادستان تهران شرکت های توییتر و فیس بوک را متهم به نقش آفرینی در فراهم کردن شرایط براندازی کرده بود.

معاون دادستان سایت شبکه اجتماعی تویتر را متهم کرده که به روز رسانی سایت خود را "که مستلزم قطع چند روزه" بود، با هدف حمایت و سرویس دهی "به آشوبگران" به تاخیر انداخت.

همچنین فیس بوک متهم شده که "در راستای تسهیل ارتباط میان کاربران ایرانی و سایر کشورها در مقطع اغتشاشات نسخه آزمایشی خود رابه زبان فارسی ارائه کرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده کنند."

بخشی از کیفرخواست هم "قراردادن نرم افزار ترجمه انگلیسی به فارسی و بالعکس برای استفاده عمومی" را از جمله سرویس هایی دانسته که "به اغتشاشگران" ارائه شد.

سایت تویتر و فیس بوک که در مجموع بیش از 300 میلیون کاربر در سطح جهان دارند، در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به یکی از ابزارهای اصلی اطلاع رسانی میان معترضان بدل شدند.

دویچه وله

اعتراض به حضور سفیر ایران در مدرسه‌ای در آلمان

اعتراض دانش‌‌آموزان مدرسه‌ای در آلمان به حضور سفیر ایران، موجب تعطیلی یک روزه‌ی این مدرسه شد. قرار است روز دوشنبه در برلین دو تظاهرات در اعتراض به حضور نماینده‌ی ایران برپا شود.
مدیر مدرسه‌ی "بنیاد ملکه‌ لوئیزه"، واقع در داهلم ـ برلین، این مدرسه را در روز دوشنبه (۱۶ نوامبر ـ ۲۵ آبان) تعطیل اعلام کرد. علت این تصمیم تظاهرات احتمالی دانش‌‌آموزان در اعتراض به حضور علیرضا شیخ‌عطار، سفیر ایران، در کنفرانس معلمان ایران ـ آلمان است که قرار بود در این روز بر پا شود.

به گزارش روزنامه‌ی "برلینر مورگن‌پست"، شاخه‌ی آلمان گروه United4iran یا "اتحاد برای ایران"، حضور سفیر ایران در یک کنفرانس آموزشی را "غیر قابل تحمل" نامیده و از دانش‌آموزان خواسته است، علیه حضور او دست به تظاهرات بزنند.
لوتس بوکلیتیش، نمایند‌ه‌ی گروه "اتحاد برای ایران" می‌گوید، این "تحقیر بشر" است که نماینده‌ی رژیم فعلی ایران که "حامی شکنجه و سرکوب" است در این مراسم شرکت می‌کند. وی اما از دیدار و گفت‌وگوی معلمان دو کشور به عنوان اقدامی که "همواره عاقلانه" است پشتیبانی کرد.

۱۰ معلم از ایران برای شرکت در این کنفرانس اعلام آمادگی کرده‌اند. همچنین قرار است که یک نماینده‌ نیز از وزارت خارجه‌ی آلمان در این کنفرانس حضور یابد.

فرانک اولی، مدیر مدرسه‌ی آلمانی "بنیاد ملکه لوئيزه"، ضمن تأیید فراخوان گروه "اتحاد برای ایران" برای برپایی تظاهراتی اعتراضی گفت که به همین دلیل تصمیم گرفت، این مراسم را لغو کند.

اولی می‌گوید، با وجود لغو مراسم مطمئن نیست که برگزاری تظاهرات منتفی است و برای رعایت احتیاط تصمیم به تعطیلی مدرسه گرفته است.

پلیس آلمان دریافت مجوز برای برپایی دو تظاهرات در پیش از ظهر روز دوشنبه را تأیید کرده است.
زمان این دو تظاهرات ساعت ‌۸ و نیم و ۱۱ صبح و مکان آن در برابر ساختمان مدرسه‌ی "بنیاد ملکه‌ی لوئيزه" در Podbielskiallee پلاک ۷۸ اعلام شده است. انتظار می‌رود که حدود ۱۲۰ نفر در این تظاهرات شرکت کنند.